جستجوی مقالات فارسی – عوامل مرتبط با اعتماد شهروندان تهرانی نسبت به اخبار و برنامه های …

  1. ظرفیت بالقوه اطلاعات: افرادی که از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردارند میتوانند اطلاعات لازم را به طور رایگان و با صرف هزینه زمانی بسیار کمتری کسب کنند. کلمن میگوید افراد برای کنش نیاز به اطلاعات دارند، اما به دست آوردن اطلاعات پرهزینه است. یکی از وسایلی که از طریق آن اطلاعات ممکن است کسب شود، استفاده از روابط اجتماعی است که برای مقاصد دیگر حفظ میشود. مثلاً دانشمند علوم اجتماعی که علاقهمند است با جدیدترین تحقیقات در رشته خود آشنا شود، میتواند از کنش‌های متقابل هر روزه خود با همکارانش برای اینکار استفاده کند (همان: ۵-۴۷۴).
  2. دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

  3. هنجارها و ضمانتهای اجرایی تأثیرگذار: هنجارها میتوانند شکلی از سرمایه اجتماعی باشند. هنجارهای مؤثر، افراد را وادار میکند برای منافع عموم فعالیت کنند. فوکویاما معتقد است هنجارهایی که سرمایه اجتماعی را تشکیل میدهند از روابط متقابل میان دو نفر تا رسوم بسیار پیچیده و تنظیم شدهای همچون آیین مسیحیت یا کنفوسیوسی تنوع دارند. او میگوید همه هنجارها تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی نیستند؛ بلکه مجموعهای از هنجارها باید با یکدیگر پیوند بخورند و با ارزش‌های سنتی چون صداقت، داشتن تعهد، انجام وظایف، روابط متقابل و جز اینها ترکیب شوند تا مؤثر باشند (فوکویاما، ۹:۱۳۸۲).

کلمن میگوید: هنجاری که شکل به ویژه مهم سرمایه اجتماعی را در درون جمع تشکیل میدهد، هنجاری است که فرد باید منافع شخصی را رها کند و به سود جمع عمل کند. هنجاری از اینگونه که با حمایت اجتماعی، پایگاه، احترام و پاداش‌های دیگر تقویت میشود، سرمایه ای اجتماعی است که ملت‌های جدید را میسازد، با وادار کردن اعضای خانوادهها به از خود گذشتگی، خانوادهها را تقویت میکند؛ توسعه جنبش‌های اجتماعی جدید را تسهیل میکند و به طور کلی افراد را وادار میکند برای منافع عموم فعالیت کنند (کلمن، ۴۷۵:۱۳۷۷).
البته کلمن معتقد است که این هنجارها ضمن اینکه میتواند تقویت کننده سرمایه اجتماعی باشد، گاهی نیز ممکن است شکننده سرمایه اجتماعی باشد. مثلاً هنجارهای نیرومند درباره رفتار جوانان در اجتماع، میتواند مانع از آن شود که آنها اوقات خوشی داشته باشند و یا هنجارهای مؤثر در یک حوزه میتواند نوآوری در آن حوزه را کاهش دهد، که نه تنها میتواند کنش‌های انحرافی را که به دیگران آسیب میرساند، محدود کند؛ بلکه میتواند کنش‌های انحرافی را که میتواند به سود همه باشد را نیز محدود کند (کلمن، ۴۷۶:۱۳۷۷).

  1. روابط اقتدار: نوعی سرمایه اجتماعی است که کنشگران، حقوق کنترل کنش‌های معینی را به کنشگر دیگر واگذار میکنند. مثلاً مردم قدرت خود را به نمایندگان یا رئیس جمهور میدهند و آنها را از سرمایه اجتماعی بالایی برخوردار مینمایند و این امر قدرت زیادی به آنها میدهد
    (کلمن، ۴۷۶:۱۳۷۷).
  2. سازمان‌های اجتماعی انطباق پذیر:شکل دیگری از سرمایه اجتماعی هستند که کنش جمعی را تسهیل میکنند. مثلاً سازمان‌های محلی میتوانند در آشنایی افراد محل با یکدیگر و کمک به هم در مواقع نیاز مؤثر باشند. به طور کلی سازمان‌هایی وجود دارند که برای مجموعهای از هدف‌ها به وجود آمده؛ ولی در کنار آنها اهداف دیگر استفاده کنندگان را نیز تأمین میکنند (کلمن، ۴۷۸:۱۳۷۷).

شاید بتوان هیأتهای مذهبی را به عنوان نوع سنتی این سازمان‌ها به حساب آورد که سرمایه اجتماعی پرباری برای استفاده کنندگان به وجود میآورند و در مواقع لزوم کارکرد همسریابی، کاریابی، کمک اقتصادی از طریق صندوق قرض الحسنه و دیگر خدمات را به عهده میگیرند.

  1. سازمان‌های تعمدی: این سازمان‌ها خصوصاً برای افزایش سرمایه اجتماعی ایجاد شدهاند. چنانچه گفته شد سرمایه اجتماعی عمدتاً محصول فردی فعالیت‌هایی است که برای مقاصد دیگری صورت میگیرد، اما شکل‌هایی از سرمایه اجتماعی نیز وجود دارد که نتیجه مستقیم سرمایهگذاری توسط کنشگرانی است که هدفشان دریافت سودی از سرمایه گذاریشان است. مثلاً تشکیل انجمن اولیاء و مربیان (انجمن داوطلبانه) که نه تنها برای سازمان دهندگان بلکه برای مدرسه، دانش آموزان و والدین دیگر سرمایهای اجتماعی را تشکیل میدهد. حتی اگر این سازمان تنها به هدف اولیهای که برای آن تشکیل شده خدمت کند و برای خدمت به هدف‌های دیگر انطباق داده نشود، بنا به طبیعت خود نه فقط برای افرادی که نخست آن را بنیاد نهادند؛ بلکه برای تعداد بسیار زیادتری از کنشگران این هدف را برآورده میسازد (کلمن، ۹:۱۳۷۷-۴۷۸).

کلمن در بررسی عوامل مؤثر بر ایجاد یا نابودی سرمایه اجتماعی به چند مورد اشاره دارد که عبارتند از:

  1. فروبستگی: در سیستمهایی که افراد به یکدیگر وابستگی بیشتری دارند، سرمایه اجتماعی بیشتر است؛ مثلاً در اجتماعی که مجموعه وسیعی از انتظارات و تعهدات بزرگسالان برای کمک و نظارت و کنترل فرزندان استفاده شود (کلمن، ۴۸۷:۱۳۷۷).
  2. ثبات ساختار اجتماعی: کلمن معتقد است هر شکلی از سرمایه اجتماعی، به استثنای شکلی که از سازمان‌های رسمی با ساختارهای مبتنی بر مشاغل نشأت میگیرد به ثبات وابسته است. درهم گسیختگی سازمان اجتماعی یا روابط اجتماعی برای سرمایه اجتماعی بسیار ویرانگر است. اختراع مجموعه سازمان‌هایی که به جای افراد، مشاغل عناصر ساختاری را تشکیل میدهند شکلی از سرمایه اجتماعی را فراهم کرده است که میتواند ثبات را در برابر بیثباتی افراد حفظ کند. در مواردی که افراد صرفاً اشغال کنندگان مشاغل هستند، تنها عملکرد شاغلان، و نه خود ساختار، با تحرک افراد دچار اختلال میشود اما برای هر شکل دیگر سرمایه اجتماعی تحرک فردی، کنش بالقوهای را به وجود
    میآورد که نابود کننده خود ساختار و بنابراین سرمایه اجتماعی وابسته به آن خواهد بود
    (همان: ۹۰-۴۸۹).
  3. ایدئولوژی: عامل سومی است که بر ایجاد و نابودی سرمایه اجتماعی تأثیر میگذارد. میتواند با تحمیل این خواست به فرد که به سود چیزی یا کسی غیر از خودش عمل کند، سرمایه اجتماعی به وجود آورد. این امر در اثراتی که ایدئولوژی مذهبی در وادار کردن افراد برای توجه به منافع دیگران دارد، آشکاراست. کلمن اثر ایدئولوژی و مذهب را در کاهش ترک تحصیل دانش آموزانی که در مدارس مذهبی آمریکا تحصیل میکنند با تحقیق نشان میدهد. البته ایدئولوژی از نظر کلمن میتواند اثر منفی هم بر ایجاد سرمایه اجتماعی داشته باشد. ایدئولوژی خودبسندگی، مانند آنچه طرفداران اپیکور در یونان باستان به آن اعتقاد داشتند یا ایدئولوژیای که بر رابطه جداگانه و مستقل هر فرد با خداوند تأکید میکند (مثل آیین پروتستان) میتواند از ایجاد سرمایه اجتماعی جلوگیری کند (همان: ۹۱-۴۹۰).

از جمله عوامل گوناگون دیگری که بر ایجاد و نابودی سرمایه اجتماعی تأثیر میگذارد، و کلمن به آن اشاره دارد، عواملی است که افراد را کمتر به یکدیگر وابسته میکند. مثل رفاه و فراوانی یا منابع رسمی حمایت در زمان نیاز (انواع گوناگون کمک دولت به مردم)؛زیرا این عوامل باعث میشود که هر سرمایه اجتماعی که در جامعه وجود داشته، مستهلک گردیده و تجدید نشود. کلمن معتقد است هر چه افراد بیشتر از یکدیگر درخواست کمک کنند، مقدار سرمایه اجتماعی که ایجاد میشود بیشتر خواهد بود. هنگامی که به دلیل رفاه و فراوانی، افراد کمتر به یکدیگر نیاز داشته باشند، سرمایه اجتماعی کمتری ایجاد میشود. به هرحال، سرمایه اجتماعی اگر تجدید نشود مستهلک میگردد (کلمن، ۴۹۱:۱۳۷۷).
ب : روبرت پاتنام؛ سرمایه مولد
پاتنام سرمایه اجتماعی را وجوه گوناگون سازمان اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکههای روابطی میداند که میتوانند با تسهیل اقدامات هماهنگ، کارایی جامعه را بهبود بخشند (پاتنام، ۲۸۵:۱۳۸۰).
از نظر پاتنام سرمایه اجتماعی مانند سایر سرمایهها مولد است و امکان دستیابی به اهداف مشخصی را فراهم میکند که بدون آن غیر قابل دسترسی خواهند بود. به عنوان مثال، گروهی که اعضایش اعتبار خود را نشان داده و به یکدیگر اعتماد زیادی دارند نسبت به گروهی که فاقد این ویژگی‌ها هستند، توان انجام کارهای زیادتری را دارند. او میگوید همکاری ارادی به وسیله سرمایه اجتماعی میسّر میگردد. سرمایه اجتماعی میتواند بعنوان یک نوع وثیقه عمل کند، مثلاً مشارکت کنندگان در یک انجمن که دارائی مادی برای وثیقه گذاشتن ندارند، در واقع ارتباطات اجتماعیشان را گرو میگذارند (پاتنام، ۲۵۸:۱۳۸۰). به نظر پاتنام شایع ترین اشکال سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد، سرمایههایی هستند که آلبرت هبرشمن آنها را منابع اخلاقی مینامد، یعنی منابعی که ذخیره شان در عین استفاده به جای کاهش، افزایش مییابد و در صورت عدم استفاده کاهش مییابند. او معتقد است دیگر شکل‌های سرمایه اجتماعی هم مانند هنجارها و شبکههای ارتباطی، با استفاده، افزایش و باعدم استفاده، کاهش مییابد. لذا ما باید انتظار داشته باشیم که ایجاد و نابودی سرمایه اجتماعی با یک دور فضیلت و رذیلت تعیین شود (پاتنام، ۲۹۰:۱۳۸۰).
پاتنام سرمایه اجتماعی را بر خلاف سایر سرمایهها که خصوصی هستند، یک کالای عمومی میداند و میگوید سرمایه اجتماعی به سان یکی از ویژگی‌های ساختار اجتماعی که فرد در آن قرار دارد، در مالکیت خصوصی هیچیک از افرادی که از آن منتفع میشوند، نمیباشد. به همین دلیل مانند همه کالاهای عمومی معمولاً از طرف عوامل خصوصی کم ارزش تلقی شده و تلاش زیادی برای افزایش آن به عمل نمیآید. لذا سرمایه اجتماعی برخلاف دیگر اشکال سرمایه، اغلب باید به عنوان محصول فرعی دیگر فعالیت‌های اجتماعی ایجاد شود (همان: ۲۹۱).
پاتنام اعتماد را یکی از اجزاء اصلی سرمایه اجتماعی میداند و معتقد است بخش اعظم عقب ماندگی اقتصادی در جهان، ناشی از فقدان اعتماد متقابل است. او معتقد است اعتماد همکاری را تسهیل می کند و هر چه سطح اعتماد در جامعهای بالاتر باشد، احتمال همکاری هم بیشتر خواهد بود و خود همکاری نیز اعتماد ایجاد میکند. اعتماد یک عنصر غیر اختیاری و ناآگاهانه نیست، بلکه مستلزم پیش بینی رفتار یک بازیگر مستقل است. شما برای انجام کاری صرفاً به این دلیل که فردی میگوید آن را انجام خواهد داد به او اعتماد نمیکنید، بلکه شما تنها به این دلیل به او اعتماد میکنید که با توجه به شناختتان از خلق و خوی او و توانایی او حدس میزنید که این کار را انجام خواهد داد. پاتنام در پاسخ به این سؤال که چگونه میتوان اعتماد شخصی را به اعتماد اجتماعی که لازمه جوامع مدرن امروزی است تبدیل کرد، می گوید اعتماد اجتماعی در جوامع مدرن از دو منبع مرتبط (یعنی هنجارهای معامله متقابل و شبکههای مشارکت مدنی) ناشی میگردد. انجمن‌های داوطلبانه مهمترین شکل تعامل دو طرفه افقی است که از چند طریق بر تعامل اجتماعی و همکاری بین کنشگران اثر میگذارد. نخست: برای فرد خطاکار، هزینه های بالقوه هر نوع عمل خطاکارانه فردی را افزایش می دهد و دوم: هنجارهای قاطعی را برای تعامل دو طرفه به وجود میآورد و سوم: باعث تسهیل ارتباط و بهبود جریان اطلاعات درباره ارزش اعتماد به افراد میشود. این انجمن‌های داوطلبانه، در حل مسائل اداری و تقلیل پیچیدگی محیطی مظهر اصلی اعتماد هستند (سیسیانین، ۱۱:۱۳۸۴).
در یک جمع بندی، پاتنام معتقد است که در همه جوامع مشکلات عمل جمعی، تلاش برای همکاری در جهت منافع متقابل سیاسی یا اقتصادی را با مانع روبرو میسازد. همکاری داوطلبانه راه حل مناسبی برای این مشکل است که آن هم به سرمایه اجتماعی بستگی دارد. هنجارهای معامله متقابل عمومی و شبکههای مشارکت مدنی باعث افزایش اعتماد و همکاری اجتماعی میشوند؛ چراکه آنها انگیزههای عهدشکنی ونیز جو ابهام آمیز و غیر شفاف را کاهش میدهند و الگوهایی برای همکاری آینده ارائه میکنند
(پاتنام، ۳۰۳:۱۳۸۰).
منابع سرمایه اجتماعی مانند اعتماد، هنجارها و شبکهها معمولاً خودتقویت کننده و خودفزاینده هستند. دور باز تولید کننده فضائل، به تعادل اجتماعی همراه با سطح بالایی از همکاری، اعتماد، معامله متقابل، مشارکت مدنی و رفاه جمعی منجر میشود. این ویژگی‌ها معرف جامعه مدنی هستند. برعکس، فقدان این ویژگی‌ها در جوامع غیر مدنی نیز، خصلتی خود تقویت کننده دارد.عهدشکنی، بیاعتمادی، فریب و حیله، بهره کشی، انزوا، بی نظمی و رکود، یکدیگر را در یک جو خفقان آور دورهای باطل، تشدید
میکنند.
به هر حال در تمام جوامعی که با مشکلات عمل جمعی مواجهاند، حداقل با دو نوع تعادل روبرو هستند که بالاخره به سوی یک کدام سیر خواهند کرد و هر یک از این دو، حالتی خود تقویت کننده دارد.
پاتنام نظرات خود را براساس تجربهای که در ایتالیا داشته تأیید میکند و میگوید در شمال ایتالیا هنجارهای معامله متقابل و شبکه مشارکت مدنی در انجمن‌های داوطلبانه و تعاونیها و اتحادیهها تجلّی یافته است و باعث شده که عملکرد اقتصادی نهادهای شمال عموماً بسیار بالاتر از جنوب باشد. در شمال ایتالیا ویژگی‌هایی چون شبکه انبوه انجمنهای داوطلبان هم محلی، مشارکت فعال در مسائل اجتماعی، الگوهای سیاسی مساوات طلبانه، اعتماد و تبعیت از قانون وجود داشت؛ درحالیکه در مناطق جنوب مشارکت سیاسی و اجتماعی نه به صورت افقی، بلکه به صورت عمودی سازمان یافته بود. سوء ظن متقابل و فساد به عنوان اموری طبیعی تلقی میشدند، مشارکت در انجمن‌های مدنی پایین بود و قانون شکنی امری کاملاً مورد انتظار بود. این زمینههای اجتماعی متفاوت شدیداً بر چگونگی عملکرد نهادها تأثیر میگذاشت. پاتنام نتیجه
میگیرد که برای ثبات سیاسی، کارآمدی حکومت و حتی پیشرفت اقتصادی؛ سرمایه اجتماعی حتی ممکن است مهمتر از سرمایه مادی یا انسانی باشد.
ج : فرانسیس فوکویاما؛ ارزش ها و هنجارهای غیر رسمی