پایان نامه تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر پاسخ های سازشی آندروژن ­ها و کورتیزول زنان یائسه

  تربیت بدنی متن کامل پایان نامه مقطع کارشناسی ارشد رشته

دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی

پایان نامه کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزش

 

 

تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر پاسخ های سازشی آندروژن ­ها و کورتیزول زنان یائسه

زمستان 1392

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده و استاد راهنما در سایت درج نمی شود

(در فایل دانلودی نام نویسنده و استاد راهنما موجود است)

تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :

(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)

فهرست مطالب

 

چکیده فارسی.. أ

فهرست مطالب… ب

فهرست جدول ها ……………………………………………………………………………………………………………………………………………ج

فهرست نمودارها ح

فهرست شکل ها خ‌

فصل اول: طرح پژوهش

مقدمه. 1

بیان مسأله. 4

ضرورت و اهمیت پژوهش…. 9

اهداف پژوهش…. 11

هدف کلی.. 11

اهداف اختصاصی.. 11

فرضیه های پژوهش…. 12

تعریف واژه ها 13

فصل دوم: ادبیات پژوهش

مبانی نظری.. 16

غدد جنسی(گنادها). 16

بیضه. 16

تخمدان.. 17

بخش قشری غده فوق کلیه. 18

هورمون های استروئیدی.. 19

هورمون های استروئیدی جنسی.. 19

هورمون های جنسی مردساز(آندروژن ها). 20

اثرات متابولیکی آندروژن ها 20

دهیدرواپی آندرسترون سولفات… 21

تستوسترون.. 21

متابولیسم تستوسترون.. 23

تنظیم و کنترل ترشح تستوسترون.. 25

کورتیکواستروئیدها 26

کورتیزول.. 26

تنظیم ترشح کورتیزول.. 27

اثرات متابولیکی کورتیزول.. 28

نسبت کورتیزول به تستوسترون.. 30

طراحی برنامه تمرین مقاومتی.. 31

مبانی تجربی.. 33

پژوهش های داخل کشور. 33

پژوهش های خارج کشور. 37

خلاصه اجمالی از نتایج پژوهش های دیگران.. 45

فصل سوم: روش پژوهش

نوع پژوهش…. 47

جامعه و نمونه آماری و روش نمونه‌گیری.. 47

شرایط ورود به مطالعه. 47

متغیرهای تحقیق.. 48

ابزار و امکانات مورد استفاده. 48

ابزار و لوازم آزمایشگاهی.. 48

روش جمع آوری اطلاعات… 49

روش اجرای پژوهش…. 55

برنامه تمرین مقاومتی.. 56

ملاحظات اخلاقی.. 57

پیش فرض های پژوهش…. 58

محدودیت های پژوهش…. 58

روش آماری.. 59

فصل چهارم: یافته های پژوهش

توصیف آماری داده ها 61

استنباط آماری داده ها 62

آزمون فرضیه ها 64

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری پژوهش

خلاصه پژوهش…. 70

نتایج پژوهش…. 71

بحث و بررسی نتایج پژوهش…. 72

نتیجه گیری کلی.. 77

پیشنهادهای برگرفته از پژوهش…. 78

پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده. 78

منابع.. 79

پیوست ها ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………97

چکیده انگلیسی………………………………………………………………………………………………………………………………………….113

فهرست جدول ها

جدول 4- 1: آماره های گرایش مرکزی و پراکندگی متغیرهای پژوهش زنان یائسه(16 نفر) پیش از مداخله. 61

جدول 4- 2: نتایج آزمون شاپیرو ـ ویلک متغیرها پیش از مداخله متغیر مستقل.. 62

جدول 4- 3: نتایج مقایسه میانگین پیش و پس از مداخله هشت هفته تمرینات مقاومتی.. 63

جدول 4- 4: مقایسه تغییرات درون گروهی تستوسترون زنان یائسه(16 نفر). 64

جدول 4- 5: مقایسه درون گروهی دهیدرواپی آندرسترون سولفات زنان یائسه(16 نفر). 65

جدول 4- 6: مقایسه درون گروهی کورتیزول زنان یائسه(16 نفر). 66

جدول 4- 7: مقایسه درون گروهی تستوسترون به کورتیزول زنان یائسه(16 نفر). 67

جدول 4- 8: مقایسه درون گروهی دهیدرواپی آندروسترون سولفات به کورتیزول زنان یائسه(16 نفر). 68

فهرست نمودارها

 

نمودار 4- 1: تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر پاسخ های سازشی تستوسترون زنان یائسه. 64

نمودار 4- 2: تغییرات دهیدرواپی آندروسترون سولفات زنان یائسه. 65

نمودار 4- 3: تغییرات کورتیزول پیش و پس آزمون.. 66

نمودار 4- 4: تغییرات نسبت تستوسترون به کورتیزول پیش و پس آزمون.. 67

نمودار 4- 5: تغییرات دهیدرواپی آندرسترون سولفات به کورتیزول پیش و پس آزمون.. 68

 

فهرست شکل ها

 

شکل 2- 1: راه های سنتز تستوسترون در بیضه انسان.. 22

شکل 2- 2: تنظیم تستوسترون و تولید اسپرم به وسیله LH و FSH.. 23

شکل 2- 3: تفکیک تستوسترون در سرم. 24

شکل 2- 4: ساختمان هورمون کورتیزول.. 27

شکل 2- 5: تنظیم باز خورد منفی ترشح گلوکوکورتیکوئید.. 28

شکل 2- 6: طراحی برنامه مناسب تمرین مقاومتی برای نتایج خاص تمرینی که با متغیرهای برنامه کوتاه مدت و اصول کلی تمرین مرتبط است… 32

 


مقدمه

در جوامعی که مردمان آن رو به بالندگی گام بر می­دارند، نیازهای انسانی و اجتماعی در کنار بهداشت روانی و جسمانی در تعامل با یکدیگر به پیش می روند. ارتقاء سلامت جسمانی و روانی زنان جامعه که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، امری است که یکی از موضوعات اصلی مطالعاتی به شمار می رود. اگرچه زنان و مردان مباحث مشترکی در امر سلامت دارند اما زنان با مسایل ویژه ای ناشی از شرایط فیزیولوژیک خود مواجه هستند. یکی از این مسایل، دوره یائسگی می باشد، که به سبب کاهش استروژن مشکلات مضاعفی را برای زنان ایجاد می کند. در طی این دوره، بدن دچار تغییرات هورمونی شده، قدرت باروری کاهش و خطر بروز تغییرات جسمی و روانی افزایش می یابد(1). در این گروه سنی، میل به شرکت در فعالیت های فیزیکی و ورزشی، بسیار کم است و معمولا کم تحرکی و در برخی موارد بی حرکتی، علاوه بر مساعد کردن زمینه ظهور آسیب های قلبی عروقی، سبب کاهش توانمندی های عملکردی زنان یائسه شده که یکی از دیگر عوارض جبران ناپذیر آن ابتلا به استئوپروز است(2). در این دوره کاهش فعالیت تخمدان ها با افت سطح هورمون ها، گُرگرفتگی، اختلال های قاعدگی، احساس فوریت ادرار، التهاب مثانه و آمادگی ابتلا به عفونت های دستگاه ادراری همراه است. عوامل مختلفی از قبیل: آموزش، هورمون درمانی، فعالیت بدنی و ورزش می توانند علائم یائسگی را تعدیل کنند(3). از آنجا که هورمون درمانی، با افزایش خطر بیماری های مزمن همراه است، محققین به کنترل علائم یائسگی از طریق رویکردهای رفتاری هم چون شرکت در فعالیت های ورزشی توجه ویژه ای نموده اند(4).

امروزه بر کسی پوشیده نیست که انواع فعالیت های ورزشی به ویژه فعالیت مقاومتی در طیف وسیعی از اقشار و گروه های سنی مختلف، به ویژه زنان، نقش مؤثری ایفا می کند. در دهه های گذشته، شناخت و آگاهی از فواید این نوع از فعالیت ورزشی چه در بعد سلامت و چه در بعد قهرمانی محدود بود و یک سری عقاید نادرست در ارتباط با این نوع فعالیت ها از جمله سفتی زیاده از حد عضلات،کاهش انعطاف پذیری، سرعت، دامنه حرکتی و به ویژه در زنان، ایجاد عضلات برجسته و اختلال در ظاهر بدن مانع از کاربرد شایسته و کافی آن ها می شد(5). بنابراین، به نظر می رسد هنوز در زمینه تأثیر انواع تمرین به ویژه تمرین مقاومتی اتفاق نظر مشخصی وجود ندارد. از طرفی، امروزه استفاده از تمرینات مقاومتی و بهره مندی از فواید آن در افراد سالمند شیوع فراوانی یافته است و هم چنین با توجه به این موضوع که در بین سالمندان، بانوان سالمند به دلیل مشکلات یائسگی و عدم ترشح استروژن و کم تحرک بودن بسیار بیشتر از مردان سالمند در معرض خطرند، بررسی راه کارهای غیر دارویی مؤثر بر این عوامل خطر و شناخت سازوکارهای فیزیولوژیکی مربوطه از اهمیت قابل توجهی برخوردار است(6).

 

بیان مسأله

سالمندی عبارتست از تغییرات جامع و کلی بیولوژیکی ناشی از افزایش سن و گذشت زمان که به دنبال عوامل محیطی یا بیماری به وجود نیامده و غیر قابل اجتناب و برگشت ناپذیرست(7). دوران سالمندی زنان با یک رخداد طبیعی به نام یائسگی همراه است؛ دوران گذر از باروری به یائسگی مرحله ای از زندگی است که با انتقال شخص از یک وضعیت بارور به وضعیت نابارور مشخص می­شود. بیشترین حادثه قابل مشاهده در این روند، قطع خونریزی های فیزیولوژیک رحمی است که متعاقب فقدان فعالیت تخمدان ها رخ می دهد. اتمام واحدهای فولیکول پاسخ دهنده به هورمون‌ها یا فقدان فعالیت فولیکولی تخمدان، مسؤل کاهش تولید استروژن و قطع قاعدگی می باشد(8). یائسگی معمولاً در سنین 55-45 سالگی اتفاق می افتد. میانگین سن یائسگی در اغلب کشورهای صنعتی 51 سال است و حدود چهار درصد زنان به طور طبیعی قبل از 40 سالگی یائسه می شوند و نزدیک به یک سوم عمر خود را با آن سپری می کنند(9). سن بروز یائسگی ارتباطی با نژاد، طبقه اقتصادی- اجتماعی، تغذیه، تعداد حاملگی، استفاده از قرص های ضد بارداری، تحصیلات، خصوصیات فیزیکی، مصرف الکل، سن شروع قاعدگی یا زمان آخرین بارداری ندارد. علی رغم عدم تأثیر انواع ورزش بر تغییر زمان وقوع یائسگی، ورزش در تثبیت گردش خون طبیعی و سایر فعالیت های فیزیولوژیک بدن درخلال دوران یائسگی نقش بسیار مهمی دارد. همانند دیگر مراحل زندگی، گذشته از زوایای مثبت آن(مثل پایان دوران بارداری و مراقبت های ضد بارداری و قاعدگی) خطرات و مشکلات زیادی زنان را تهدید می کند(3). پدیده یائسگی و افزایش سن، با کاهش فعالیت بدنی و الگوی زندگی کم تحرک همراه است؛ که در زنان ساکن در مناطق شهری شایع تر است. در طی یائسگی به دلیل افت سطح آندروژن ها[1] و کاهش تحریک مکانیکی استخوان ها که ناشی از کاهش فعالیت بدنی است، افت شدیدی در توده استخوانی رخ می­دهد. از دیگر عوارض کم تحرکی در این دوران کاهش بارگذاری عضلات است که منجر به کاهش توده عضلانی و در نتیجه کاهش قدرت و عملکرد عضلات می شود(10). به دنبال کاهش فعالیت تخمدان ها و کاهش استروژن علایم متعددی در یائسگی ایجاد می شود مانند اختلال در الگوی قاعدگی، بی ثباتی وازوموتور، آتروفی دستگاه تناسلی که موجب احساس فوریت ادرار، التهاب مثانه و آمادگی ابتلا به عفونت های دستگاه ادراری می شود و در درازمدت مشکلات عمده ناشی از محرومیت استروژن(بیماری های قلبی- عروقی و پوکی استخوان) سلامت زنان یائسه را تهدید می­کند(11). هم چنین مشکلات روانی متعددی چون فشارهای روانی، خستگی، تحریک پذیری، عصبانیت، اضطراب و افسردگی نیز دامن گیر زنان می شود(2،3،11،12). گُرگرفتگی شایع ترین و آزاردهنده ترین علامت جسمی و روحی در این دوران است(11). مهم ترین هورمون آندروژنیک در بدن انسان تستوسترون است، که در رشد و تکامل اندام های جنسی، بروز صفات ثانویه جنسی، خواص آنابولیک مانند رشد عضلات و توده استخوانی، قدرت و توان، تمایل جنسی و سطح گلبول های قرمز بسیار موثر است(12). در بدن زنان تخمدان ها و غدد فوق کلیوی به طور مساوی(هر کدام 25 درصد) از تستوسترون در گردش خون را تولید می کنند. تقریباً 50 درصد بقیه تستوسترون در خون، از تبدیل محیطی هورمون های آندروستندیون[2]، دهیدرواپی آندرسترون[3](که ترشح آن توسط غده فوق کلیوی 70 تا 90 درصد و بقیه سهم تخمدان ها می­باشد) و دهیدرواپی آندروسترون سولفات[4](که تقریباً 95 درصد تا حدود 100 درصد آن از غدد فوق کلیوی ترشح می شود) به تستوسترون به وجود می آید(13). سطح طبیعی تستوسترون در زنان کمتر از 100 نانوگرم بر دسی لیتر است. اگر چه مقدار تستوسترون در زنان نسبت به مردان خیلی کمتر است؛ اما همین مقدار کم، نقش محوری در فرایندهای متابولیکی و میل جنسی در زنان دارد(12).

دهیدرواپی آندروسترون سولفات فراوان ترین آندروژن موجود در خون مردان و زنان عمدتاً توسط غدد فوق کلیوی تولید می­شود که در زنان 50 درصد از آن توسط تخمدان ها، 10 درصد به وسیله قشر غده فوق کلیوی و 40 درصد از طریق تبدیل محیطی تولید می شود(14, 15). دی هیدرواپی آندروسترون سولفات ذخایر بالقوه ای هستند که می توانند در بافت های محیطی به تستوسترون تبدیل شوند(12) که در زنان اهمیت این تبدیل بیشتر بوده زیرا یک مسیر مهم در بیوسنتز تستوسترون است(16) و به ویژه DHEAS، پیش ماده اصلی این تبدیل محسوب می شود(17). دوران یائسگی با کاهش استروژن، هورمون رشد[5]، هورمون رشد شبه انسولین[6] و DHEA، کاهش سنتز پروتئین ماهیچه و افزایش در عوامل کاتابولیک مانند التهاب در ارتباط است(21). کورتیزول معروف ترین گلوکوکورتیکوئید بدن است که از غده فوق کلیوی ترشح می‌شود(22) و با تأثیر کاتابولیکی خود به شکستن پروتئین، گلوکز و لیپیدها و نیز حفظ فشار خون و تنظیم سیستم ایمنی بدن کمک می کند(23). افزایش کورتیزول با کاهش ترشح تستوسترون(اثر مهاری غیر مستقیم روی ترشحLH [7]) در ارتباط است؛ چرا که نسبت آنابولیسم به کاتابولیسم در بدن کاهش می­یابد(12). افزون بر آن، سطوح بالای کورتیزول خون ممکن است فرایند گلوکونئوژنز را در کبد تحریک و انرژی تولید کند(26-23). این هورمون از بافت های دیگر بدن مانند عضله اسکلتی، چربی و کبد آزاد می­شود(27). شایان ذکر این که هم زمان با کورتیزول، DHEA در پاسخ به استرس رها می شود(28). نشان داده شده که در بافت های مختلف بدن DHEA اثر ضدکورتیزولی دارد(17).

محققین نشان داده اند که با افزایش سن، سطح پایه هورمون کاتابولیک کورتیزول زنان افزایش می یابد. کاهش نسبت هورمون های آنابولیک به کاتابولیک در افراد مسن ممکن است با کاهش قدرت و افت بار ارتباط داشته باشد. در واقع نسبت آندروژن ها به کورتیزول بیان کننده تعادل متابولیسم آنابولیک و کاتابولیک عضله است. آندروژن ها و کورتیزول به عنوان مهم ترین تنظیم کننده ها در سازگاری به تمرینات قدرتی مطرح می باشند(12). بین سال های50 تا80 زندگی، تقریباً 30 درصد از حجم عضلات کاهش می­یابد. این کاهش حجم با ضعف عضلانی، افزایش خستگی و عملکرد نامناسب و در نهایت آتروفی شدن عضلات به ویژه فیبرهای تند انقباض یا همان نوع 2، در افراد سالمند همراه است. کاهش قدرت عضله در اثر آتروفی شدن در افراد سالمند ممکن است سبب کاهش توانایی فرد در انجام حرکات سریع شود و خطر سقوط وی را تشدید کند. دلشاد و همکاران(1390) نتیجه گرفتند که انجام تمرینات قدرتی با تراباند تا حدودی از ناتوانی عضلات، ناشی از پیشرفت سارکوپنی[8](کاهش حجم عضلات) در این سنین پیشگیری می کند(29). یکی از روش های افزایش توده عضلانی در افراد مسن، تمرین مقاومتی است. تحقیقات نشان داده اند حتی یک جلسه تمرین مقاومتی می تواند با افزایش حاد هورمون های آنابولیک طی تمرین، محرک فرایندهای سازگاری مرتبط با افزایش سنتز پروتئین های عضله باشد(12). همین طور افزایش قدرت عضلانی در نتیجه تمرین مقاومتی به وسیله مکانیسم های متفاوتی چون تغییرات تستوسترون، کورتیزول و نسبت تستوسترون به کورتیزول، تغییرات مقدار فاکتور رشد شبه انسولینی به کورتیزول و دیگر متغیرها ایجاد می شود. تمرین مقاومتی قدرت عضلات اسکلتی را از طریق سازوکارهای فیزیولوژیکی متفاوتی که در ارتباط با فاکتورهای عصبی، هایپرتروفی عضله اسکلتی و تغییرات هورمونی می باشد افزایش می­دهد(30). صورتی جابلو و همکاران(1390) دریافتند که متعاقب یک جلسه تمرین مقاومتی، نسبت تستوسترون به کورتیزول در زنان یائسه تغییر معنی­داری نیافت. هم چنین یک جلسه تمرین مقاومتی می تواند سطوح آندروژن ها را در زنان مسن افزایش دهد و از این نظر می تواند برای سلامت و تندرستی آن ها ضروری باشد(27). هاکینن[9](2000) نتیجه گرفت که سطوح تستوسترون متعاقب یک جلسه تمرین مقاومتی شدید افزایش معنی داری نداشت(31). آقا علی نژاد و همکاران(1392) دریافتند که با توجه به نقش تمرین مقاومتی در ایجاد یک وضعیت آنابولیک پس از ورزش، به نظر می رسد که زنان جوان می تواند انواع مختلف تمرین مقاومتی را به منظور بهبود عملکرد فیزیکی خود استفاده کنند. این نتیجه گیری نیاز به تحقیقات بیشتر دارد(32).

با این که به نظر می رسد سطوح آندروژن ها و کورتیزول افراد جوان تحت تاثیر تمرین قرار می گیرد، اما توافق نظر درباره همین تغییرات در افراد مسن وجود ندارد(12). از سوی دیگر، در برخی
پژوهش­ها(33،34) حجم کم نمونه، از اعتبار آن ها کاسته است. تمرینات مقاومتی، با توجه به شدت و مدت اجرای آن ها، می تواند آثار متفاوتی داشته باشد؛ لذا بیشتر برنامه های تمرینی استفاده شده در پژوهش­های قبلی، تأثیر حاد برنامه های تمرینات مقاومتی را بررسی کرده اند؛ اما درباره پاسخ آندروژن ها و کورتیزول به تمرینات مقاومتی درازمدت در زنان یائسه، اطلاعات اندکی در دست است. از طرفی، بر پایه توصیه های “کالج امریکایی طب ورزشی[10]مبنی بر تأثیر مثبت تمرینات مقاومتی بر حفظ سلامت عمومی سالمندان(35) و نیز با توجه به تناقضات موجود در تحقیقات قبلی، هدف این پژوهش، بررسی آثار تمرین مقاومتی بر پاسخ های سازشی آندروژن ها و کورتیزول زنان یائسه تعیین شد.

 

 

ضرورت و اهمیت پژوهش

امروزه با پیشرفت در زمینه های پزشکی، اقتصادی و اجتماعی میزان مرگ و میر کاهش یافته و امید به زندگی افزایش یافته است. یکی از جدی ترین مشکلاتی که جامعه جهانی را نگران کرده، چگونگی تأمین مراقبت های بهداشتی(تندرستی) افراد سالمند است(30). دوران یائسگی با تغییرات هورمونی، بیولوژیکی و بالینی همراه است(21). سطوح هورمون آنابولیک تستوسترون در زنان همراه با افزایش سن کاهش یافته و سطوح پایه کورتیزول افزایش می یابد(33،36). در چندین تحقیق مشاهده شده که کاهش هورمون های آنابولیک و آندروژن ها با افزایش غلظت های پایه کورتیزول در افراد مسن همراه می­باشد. چندین مطالعه نشان داده اند که افزایش ترشح کورتیزول در افراد مسن با اختلال در رشد شناختی، کاهش نرون­های هیپوکامپ[11] و ضعف عضلانی همراه است(36). کاهش آندروژن ها در زنان مسن موجب کاهش قدرت عضلانی، تراکم استخوان و میل جنسی شده و هم چنین سبب احساس خستگی و افسردگی می­گردد(12).

توده عضلانی انسان طی فرایند پیری به ویژه بعد از دهه ششم زندگی در هر دو جنس کاهش می یابد(38-36)؛ تا آن جا که در دهه دوم زندگی، در مقایسه با سن 80 سالگی یک اختلاف 40 درصدی در توده عضلانی دیده می شود(39). این کاهش قدرت عمدتاً ناشی از کم شدن اندازه و تعداد تارهای عضلانی به ویژه تارهای تندانقباض(36،37،39،40) و تغییرات در واحد های حرکتی و سیستم عصبی مرکزی و محیطی است(39). کاهش نسبت هورمون های آنابولیک به کاتابولیک در افراد مسن ممکن است با کاهش قدرت و کاهش در بار کار بیشینه که همراه با افزایش سن رخ می دهد، ارتباط داشته باشد(36). در واقع، نسبت آندروژن ها به کورتیزول بیان کننده تعادل متابولیسم آنابولیک و کاتابولیک عضله است. هورمون­های آنابولیک و کورتیزول به عنوان مهم ترین تنظیم کننده ها در سازگاری به تمرینات قدرتی مطرح هستند(12). سطوح پایین تستوسترون ممکن است عامل محدودکننده ای در توسعه قدرت باشد؛ چرا که تستوسترون می تواند از طریق بهبود عملکرد سیستم عصبی منجر به توسعه قدرت شود؛ چنان که نشان داده شده است افزایش قدرت طی تمرینات مقاومتی، با افزایش تستوسترون ناشی از آن رابطه زیادی دارد. تحقیقات نشان داده اند که تستوسترون، اندازه و سنتز پروتئین عضله را افزایش می دهد(41). هم­چنین تستوسترون در عملکرد بهینه سیستم عصبی و افزایش نوروترانسمیترها[12] مؤثر است و بدین ترتیب نیز در گسترش قدرت مطرح می باشد(24،42).

در مقابل عواملی مانند یائسگی که حجم استخوان را در طول یک دهه تحت تأثیر قرار می دهند؛ فعالیت ورزشی می تواند اثر مثبتی بر توده استخوانی در طول زندگی بگذارد. ورزش به ویژه اگر با تحمل وزن بدن همراه باشد از طریق اعمال فشارهای مکانیکی بر استخوان باعث حفظ و حتی افزایش توده استخوانی می­شود(21).

سطوح آندروژن ها در حد مطلوب باعث حفظ بهینه تراکم استخوان می شود(43). حفظ ذخایر پروتئینی عضلات در فرایند پیر شدن اهمیت دارد؛ چرا که همراه با افزایش سن، حجم توده عضلانی کاهش می یابد. یکی از روش های افزایش توده عضلانی در زنان مسن، تمرینات مقاومتی است(44). افزایش های کوتاه مدت و تکرار شونده تستوسترون که توسط برنامه تمرین مقاومتی ایجاد می شود، تا حدی می تواند تحلیل عضلانی و کاهش قدرت همراه با آن را بهبود بخشد(43). با این حال تحقیقات کمی وجود دارد که پاسخ آندروژن ها را به تمرین مقاومتی در زنان مسن نشان داده باشد(31،33،45).

با توجه به تأثیر تمرینات مقاومتی در کاهش ذخایر چربی، افزایش توده عضلانی، بهبود ترکیب بدنی و تعدیل التهاب از یک سو و بنابر توصیه دانشگاه آمریکایی طب ورزشی مبنی بر فواید مسلم تمرینات مقاومتی در پیشگیری از بروز و توسعه بیماری های مزمن مرتبط با افزایش سن نظیر بیماری های قلبی عروقی از سوی دیگر(46)، پژوهش حاضر در صدد پاسخ گویی به این سوال است که آیا هشت هفته تمرینات مقاومتی بر پاسخ های سازشی آندروژن ها و کورتیزول زنان یائسه تأثیر دارد یا خیر؟

 

اهداف پژوهش

هدف کلی:

تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر پاسخ های سازشی آندروژن ها و کورتیزول در زنان یائسه

اهداف اختصاصی:

  1. تعیین تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر سطح تستوسترون در زنان یائسه
  2. تعیین تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر سطح دهیدرواپی آندروسترون سولفات در زنان یائسه
  3. تعیین تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر سطح کورتیزول در زنان یائسه
  4. تعیین تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر نسبت تستوسترون به کورتیزول در زنان یائسه
  5. تعیین تأثیر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر نسبت د‌هیدرواپی آندروسترون سولفات به کورتیزول در زنان یائسه

 

[1] . Androgens

[2]. Androstenedion

[3] . Dehydroepiandrosterone(DHEA)

[4] . Dehydroepiandrosterone sulfate(DHEA-S)

[5] . Growth Hormone(GH)

[6] . Insulin-like growth factor 1(IGF-1)

[7] . Luteinizing Hormone(LH)

[8] . Sarcopenia

[9] . Hakkinen

[10] . American College of Sports Medicine(ACSM)

[11] . hippocamp

[12] . Neurotransmitters

تعداد صفحه :126

قیمت :37500 تومان

بلافاصله پس از پرداخت ، لینک دانلود فایل در اختیار شما قرار می گیرد

و در ضمن فایل خریداری شده به ایمیل شما ارسال می شود.

پشتیبانی سایت  [email protected]

این نوشته در تربیت بدنی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.