پایان نامه با واژه های کلیدی مورفولوژی، صنایع دستی، خلیج فارس

شده‌است (مطیعی،1372). از نظر سنی رسوبگذاری سازند آسماری از الیگوسن پسین شروع شده و تا میوسن پیشین (بوردیگالین) ادامه مییابد. بر اساس تجمع روزنداران کفزی، این سازند به سه زیر بخش زیرین، میانی و بالایی تفکیک شده‌است (Adams and Bourgeois, 1967). سازند آسماری در ناحیه فروافتادگی دزفول دارای حداکثر گسترش بوده و از سمت شمال غربی تا خاک عراق و از جنوب تا عمان تداوم دارد (مطیعی، 1372).
2-24-3-5-سازند گچساران
سازند گچساران به عنوان پوش‌سنگ میدانهای نفتی آسماری نخستین سازند گروه فارس است که در مناطق فروافتادگی دزفول-لرستان تا حوضه خلیج فارس گسترش دارد. ردیف رسوبی این سازند حاوی مارن، آهک‌های فسیلدار نازک لایه، دولومیت و ژیپسهای متراکم است. رسوب‌های این سازند به صورت پیوسته واحد آسماری-جهرم را میپوشاند. ردیف رسوبی در این سازند بر اساس تفاوت در ویژگیهای سنگ‌شناسی و مورفولوژی به 3 پاره‌سازند تقسیم شده‌است:
پارهسازند چهل؛ این پاره‌سازند که بخش پایینی سازند گچساران است از پایین به بالا با مورفولوژی ملایم شامل تناوبی از لایه‌های انیدریتی، مارن‌های فرسایش یافته به رنگ سبز و قرمز، آهک‌های مارنی همراه با آثار فراوان از دو کفهای، ژیپس و مارن‌های چرتدار است. با توجه به نقشه زمین‌شناسی 250/1 هزار منطقه، عضو چهل سازند گچساران در بخش حاشیه شمالی تاقدیس کوه بورخ و در جنوب روستای کرمستج دیده میشود.
پارهسازند چمپه؛ این پاره‌سازند که در بخش میانی سازند گچساران جای دارد، دارای مورفولوژی برجسته بوده و از دیدگاه سنگ‌شناختی حاوی لایه‌های مارنی سخت به رنگ سبز تا خاکستری، لایه‌های آهکی ریز دانه با شکست صدفی و آهک‌های مارنی با آثار فراوان از فسیلهای دو کفهای، دولومیت و ژیپس می‌باشد.
پارهسازند مول؛ رسوبات این پاره‌سازند با ضخامتی حدود 50 متر، بخش بالایی سازند گچساران را شامل می‌شود که مورفولوژی ملایم داشته و از دیدگاه سنگ‌شناسی دربرگیرنده لایه‌های مارنی به رنگ سبز، قرمز و خاکستری، مارن‌های ژیپسدار و لایه‌های ژیپسی است. بررسی‌های فسیلی بیانگر سن میوسن پایینی برای آن می‌باشد. این پاره‌سازند به دلیل فرسایش در منطقه دیده نمیشود.
2-24-3-6-سازند میشان
این سازند از جمله سازندهایی است که وسعت رخنمون رسوب‌های آن در منطقه قابل توجه می‌باشد. میشان مورفولوژی ملایم دارد و تنها در بخش پایینی، به دلیل وجود تفاوت در ویژگی سنگ‌شناسی، مورفولوژی برجسته و شاخص قابل شناسایی است. از نظر سنگ‌شناختی، سازند میشان دارای تناوبی از مارن‌های سست خاکستری تا سبز با ضخامت زیاد همراه با لایه‌های نازک است.
بخش پایینی سازند میشان بر پایه تفاوت در ویژگی سنگ‌شناسی و مورفولوژی برجسته آن به صورت یک پاره‌سازند انتخاب شده‌است که به آن پاره‌سازند گوری می‌گویند. در گذشته این واحد سنگی به نام سازند گوری خوانده میشد ولی امروزه عضوی از سازند میشان به شمار می‌رود که برش الگوی آن در تنگ گوری در 28 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان لار، به ضخامت 111 متر است. ردیف رسوبی این پاره‌سازند دربرگیرنده لایه‌های ضخیم و فشرده مارنی با آثار خرده صدف و کرمی شکل، آهک‌های ریفی سخت با رنگ قرمز آجری و با مرفولوژی برجسته و میان لایه‌هایی از آهک‌های پوستهای و مارنی است. همبری پی این پاره‌سازند با بالاترین بخش از سازند گچساران به گونه‌ای گذرا و پیوسته است. سن این سازند میوسن پایینی است. پاره‌سازند گوری در حاشیه تاقدیس بورخ دیده می شود.
2-24-3-7-سازند آغاجاری
از دیدگاه سنگ‌شناسی از بخش پایین به سوی بخش‌های بالایی حاوی آهک‌های ماسهای، ماسه‌های آهکی با آثار خردههای صدف، سیلتسنگ‌های فرسایش یافته به رنگ خاکستری تا سبز، میکروکنگلومرا و کنگلومرای چرتی با درجه سختی بالا و مارن‌های سبز و خاکستری می‌باشد. این سازند به گونه‌ای تدریجی سازند میشان را پوشانیده و این پوشش با گذر از آهک‌های ماسهای و ماسه‌های آهکی صدفدار و سخت همراه است. مرز بالايي آغاجاري، با و يا بدون بخش لهبري، با سازند كنگلومراي بختياري است كه گاه تدريجي و هم‌شيب و گاه ناگهاني و دگرشيب است. در فروافتادگي دزفول، سازند آغاجاري بيشترين ضخامت را دارد ولي به سمت شرق و جنوب شرق، ضخامت اين سازند كاهش مي‌يابد.
2-24-3-8-سازند بختیاری
رسوبات این سازند با دگرشیبی زاویهای ملایم، سازند آغاجاری را می پوشاند. از ویژگیهای مهم سازند بختیاری در منطقه، تغییر رخساره این واحد در فاصلههای کوتاه است. سازند كنگلومراي بختياري ويژگي رسوبات آبرفتي–كوهپايه‌اي حاصل از فرسايش ارتفاعات را دارد كه بيشتر شامل كنگلومرا و ماسه‎سنگ‎آهكي است كه گاهي به صورت هم‌شيب و گاهي دگرشيب بر روي سازندهاي كهن‌تر نهشته شده‌است. باسك (1917)، سازند بختياري را به سه بخش پاييني، مياني و بالايي تقسيم كرد. ولي امروزه بخش پاييني، عضوي از سازند آغاجاري به نام لهبري است و به مجموعة بخش مياني–بالايي نيز بختياري گفته مي‌شود كه بُرش الگوي آن در شمال مسجد سليمان (گدار لندر) شامل 550 متر كنگلومرا با قطعاتي به ابعاد خرده سنگ، قلوه سنگ و ريگ، به سن‌هاي گوناگون است كه با كلسيت درشت دانه و رُس سيماني شده‌اند.
2-24-4-کواترنری
در بين نهشته‎هاي كواترنري، نهشته‎هاي آبرفتي بيشترين سهم را دارند. اينها مواد فرسايشي هستند كه از دامنة ارتفاعات تا نواحي پست دشت‎‏ها گسترده‎اند و با دور شدن از ارتفاعات، درشتي دانه‎ها كاهش مي‎يابد. به همين دليل، به نام‎هاي مختلف دشت، هامون، جلگه، لَشت، كفه، تگو، دَغ و شخ ناميده شده‎اند (نبوي، 1355).
2-25-تکتونیک منطقه
روند کلی ساختمان‌های چین‌خورده منطقه که بخشی از پهنه چین‌خورده-رانده زاگرس است به راستای شرقی-غربی نزدیک است. این روند از جمله ویژگیهای مهم در هندسه گسیختگیهای بزرگ منطقه نیز می‌باشد. شبکه گسیختگیهای اصلی دربرگیرنده دسته گسل‌های طولی با ساز و کار راندگی است. اثر این ساز و کار علاوه بر پیدایش تغییرات مهم ساختاری در ساختمان‌های چین‌خورده، زایش سیستمی از گسلشهای فرعی و هدایت مواد نمکی سازند هرمز نیز بوده است. ساختار کنونی منطقه نتیجه جنبشهای زمینساختی در فازهای آلپی نوین بوده و در این بین وجود آشفتگی و تغییرات در ساختمان‌های چین‌خورده، گویای اثر کاری از راندگی در گسیختگیهای طولی و اثر تکتونیک نمک و فرایند دیاپیریسم بر آنها می‌باشد. از جمله گسل‌های اصلی در سیستم شکستگیهای منطقه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
گسل رانده لار، ساز و کار جابجایی در این گسل راندگی است به گونه‌ای که در زیر راندگی، پاره‌سازند گوری از واحد میشان در یال جنوبی تاقدیس کوه سیاه، به خوبی قابل ردیابی است. ایجاد سیستم شکستگیهای متقاطع ناشی از جنبش در گسل لار با واژگون شدن لایهها و برونزد هسته قدیمی تاقدیس و همچنین گسل خوردگیهای دامنهای همراه است.
گسلهای رانده لطیفی، دهکوئیه و بریز از دیگر گسل‌های منطقه می‌باشند.
2-26-پتانسیلهای اقتصادی منطقه
گستره مورد نظر از دیدگاه متالوژنی دارای اهمیت چندانی نمی‌باشد. تنها کانی‌های فلزی آن، آثاری از ندولهای هماتیتی و اولیژیستهایی است که در زمینه‌ای از مواد حمل شده توسط گنبدهای نمکی قابل ردیابی است. مارن‌های خاکستری سازند میشان دارای قابلیت کاربرد در تولید سیمان است. ترکیبات مارنی گفته شده در کنار لایه‌های نازک تا متوسط از آهک‌های پوستهای در گروه کاملترین مواد خام تولید سیمان جای دارند. رسوب‌های تبخیری سازند ساچون دارای ذخایر قابل توجهی از گچ می‌باشند و اینچنین ذخایر در شمال غربی روستای دهکویه در حال بهره‌برداری است. پاره‌سازند مول از واحد تبخیری گچساران نیز حاوی لایه‌های نیمه ضخیم ژیپس می‌باشد که در بخش شمالی دشت گراش مورد بهره‌برداری قرار گرفته‌است. پلایاها محل انباشت رسوب‌های جوان هولوسن در منطقه می‌باشند. این نهشتهها به دلیل دارا بودن درصد بالا از ترکیبات ریز دانه رسی به عنوان مواد اصلی در صنایع دستی سفالین کاربرد دارند. نقاط پیرامونی شهر لار و پلایاهای شمال و جنوب منطقه، ذخایر مناسبی از این نوع ترکیبات دارند. پاره‌سازند چمپه از واحد تبخیری گچساران حاوی ترکیبات دولومیتی است. پژوهشهایی که در زمینه تعیین فاکتور P.C.E. صورت گرفته، گویای امکان کاربری از این گونه ترکیبات به عنوان ماده نسوز است. از دیگر ترکیبات نسوز شناخته شده، سیلیسهای دولومیتی موجود در دیاپیر کوه نمکی در شمال منطقه می‌باشد. رسوب‌های تبخیری پرکامبرین-کامبرین از سازند نمکی هرمز، دارای ذخایر چشمگیری از نمک (هالیت) است که از آن در برخی از برونزدها از جمله گنبدنمکی کرمستج بهره‌برداری می‌شود. از جمله سنگ‌های کربناته که بیشترین کاربرد را در مصالح ساختمانی دارند، گروه آهکی بنگستان و سازند تاربور می‌باشد. از این مواد می‌توان در کارخانه سیمان و یا برای تهیه آهک در کورههای سنتی استفاده نمود. آهک‌های ریفی پاره‌سازند گوری از واحد مارنی میشان، با رنگ آجری ویژه و همچنین مارن‌های سخت و فشرده پاره‌سازند چمپه، از جمله برونزدهایی هستند که به دلیل شکستگی بلوکی و منظم قطعات و همچنین درجه سختی مناسب، جهت کاربری در ساختمانها، نماسازی دیوارها و پلها و دیگر موارد سودمند می‌باشند. شناسایی آثاری از بلوک‌های کوارتز دودی در بین مواد حمل شده توسط گنبدنمکی کوه عباد، وجود ناهنجاری رادیواکتیو را در این بخش از منطقه ممکن می سازد.
2-27-زمین‌شناسی گنبدنمکی مورد مطالعه
2-27-1-موقعیت زمین‌شناسی ناحیهای
گنبدنمکی سیاه‌تاق به لحاظ موقعیت جغرافیایی بین طولهای ″06 ′26 °54 تا ″40 ′29 °54 شرقی و عرضهای ″37 ′31 °27 تا ″58 ′37 °27 شمالی قرار می‌گیرد. این گنبد بیضوی و در ابعاد تقریبی 8 در 3 کیلومتر است و در انتهای شمالی تاقدیس کوه بورخ و در محل اتصال با تاقدیس کوه گته قرار دارد (شکل 2-12). در تصاویر ماهوارهای به نظر میرسد که حدفاصل گنبد توسط خطوط NNW-SSE و NNE-SSW محدود می‌شود. فتوژئولوژی عکسهای هوایی این ویژگی را اثبات می‌کند اما ساختار شکستگی پیچیدهتری را با روند غالب NNE-SSW نشان می‌دهد.
تاقدیس کوه بورخ از سازندهای آسماری، جهرم، تاربور، عضو چهل گچساران و عضو گوری میشان تشکیل شده‌است. طبق نقشه زمین‌شناسی، سازند آسماری-جهرم بخش اصلی تاقدیس را تشکیل می‌دهد.
شکل 2-12- موقعیت گنبد سیاه‌تاق در تاقدیس کوه بورخ.
2-27-2-خصوصیات مورفولوژیکی
گنبد سیاه‌تاق تخم مرغی شکل تا ذوزنقه کشیده (محور طولانی‌تر: N-S ) است. مرکز گنبد در بخش جنوبی کل ساختار با ابعاد 2 تا 3 کیلومتر قرار می‌گیرد. اختلاف ارتفاع کلی حدود 350 متر است. بخش‌های شرقی و غربی با دیوارههای شکسته نیم دایرهای مشخص می‌شوند. قسمت شمالی از جریان نمکشاری متمایز ساخته شده که در دره وسیع ناودیسی حرکت می‌کند. ارتفاع جلو و کنارههای نمکشار به 150 متر میرسد. سطح نمکشار نسبتا مسطح است، با افزایش ارتفاع از 850 متر از سطح دریا در شمال تا 1100 متر ارتفاع از سطح دریا در جنوب. اشکال کارستی اولیه در سطح گنبد ایجاد شدهاند. همچنین فرسایش گنبد در مرحله اولیه است اما نمی‌توان نادیده گرفت که آرایش بلوک‌های تیغهای شکل مانع از فرسایش سریع بیشتر می‌شود. دامنههای نمکشار بطور پیوسته از شمال تا جنوب تا ارتفاع 800 تا 900 متر از سطح دریا بالا میآیند. نمکشار توسط سیستم مشخصی از مخروط افکنه احاطه می‌شود، و ارتفاع آن به سمت دشت آبرفتی در مرکز درهای در شمال کاهش مییابد. مرکز گنبد توسط کالدرای مشخصی احاطه می‌شود که کنارههای شرقی و غربیاش به لحاظ تکتونیکی محدود شده‌است. کالدرا به طرف شمال باز می‌شود و قلههایش تا

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید