پایان نامه با واژه های کلیدی غرب ایران، آبهای زیرزمینی، استان زنجان

و چه از لحاظ کشاورزی غیر قابل مصرف می‌کند. در صورت تغییر مسیر بخشی از رودخانه که از گنبدنمکی دهرود عبور می‌کند و جلوگیری از ورود چشمههای شور به آن، تا حدود زیادی از شدت شوری رودخانه کاسته می‌شود، به نحوی که بتوان در فصل زمستان از آب آن جهت مصرف کشاورزی به طور محدود استفاده کرد. گنبدنمکی داراب باعث کاهش کیفیت در بعضی چشمههای کارستی شده و کیفیت قسمت سطحی آبهای زیرزمینی دشت مجاور را کاهش داده، به طوریکه دشت شوره زار شده‌است، ولی اثر آن بر روی کاهش کیفیت آب چشمه زیاد نیست و می‌توان از آب آن در کشاورزی استفاده کرد. در یک مطالعه محلی در مورد گنبدنمکی سروستان، جهت کاهش اثرات مخرب گنبدنمکی بر آبهای زیرزمینی دشت، راه حلهایی پیشنهاد شده‌است، از جمله می‌توان پمپاژ آبهای کارستی منطقه قبل از آلوده شدن، ایجاد قنات در مجاورت گنبدنمکی و زهکشی کردن آبهای شور و آلوده و جلوگیری از ورود آنها به دشت منطقه مورد نظر، ایجاد حوضچههای تبخیر در اطراف گنبد و هدایت آبهای شور به درون آنها را نام برد. البته برخی از این راهحلها را می‌توان جهت کاهش تأثیر گنبدهای نمکی مناطق دیگر بر روی آبهای سطحی آن مناطق در نظر گرفت.
2-22- اهمیت اقتصادی گنبدهای نمکی
از نظر فلززایی و وجود مواد رادیواکتیو می‌توان به رگههای باریم، استرانسیوم، سدیم، پتاسیم و اورانیوم اشاره کرد، اما آنچه که اهمیت گنبدهای نمکی را دو چندان می‌کند وجود 90 درصد ذخائر نفت و گاز همراه با آنهاست. علاوه براین، ذخایر قابل توجهی از نمک طعام، انیدریت، پتاس، گوگرد، اکسیدهای آهن (لیمونیت، الیژیست و …) و باریت نیز وجود دارد. صنایع نساجی، غذایی، دارویی، صنعت سیمان و گچ و صنایع شیمیایی از نمک طعام استفاده میکنند. با راهاندازی طرح اکتشاف پتاس در سازندهای تبخیری ایران، دو تیپ از گنبدهای نمکی دارای پتانسیل پتاس تشخیص داده شد:
1- گنبدهای نمکی شمال غرب کشور، مربوط به سازندهای تبخیری میوسن ایران
2- گنبدهای نمکی زاگرس، مربوط به سازندهای تبخیری پرکامبرین-کامبرین ایران
در این راستا گنبدنمکی ایلچاق واقع در استان زنجان و گنبدنمکی پل در شرق بندر خمیر واقع در استان هرمزگان، انتخاب شدند. بررسی‌های اکتشافی بر روی این دو گنبدنمکی سبب کشف دو کانسار بسیار ارزنده پتاس سنگی برای اولین بار در کشور گردید. گنبدهای نمکی اصولا منبع اصلی پتاسیم جهان هستند. از مهمترین کاربردهای این ماده با ارزش به عنوان کود شیمیایی در صنایع کشاورزی است. صنایع تولیدکننده پتاس تنها در کشورهای معدودی متمرکز شده‌است و حدود 15 کشور در جهان تولید کننده پتاس هستند. خاک سرخ در بسیاری گنبدها از جمله هرمز و گچین قابل بهره‌برداری است. اساسا گنبدهای نمکی از دو بخش هسته و سنگپوش تشکیل شدهاند. سنگپوشها دارای انواع سنگ‌های رسوبی از جمله گچها، مارنها، آهک‌ها و ماسه‌سنگ می‌باشند و بخش هسته مملو از کانی نمک است.
2-23-روش‌های مطالعه گنبدهای نمکی
جهت مطالعه دقیقتر گنبدهای نمکی به جز روش‌های صحرائی و بازدیدهای سطحی، روش‌های تکمیلی استفاده از عملیات ژئوالکتریک، گرانیسنجی، الکترومغناطیس و لرزهای است (جاروسلا و بارتلا، 1990). یکی از روش‌های مطالعه گنبدهای نمکی استفاده از مقاطع لرزهای است. در شکل (2-11) یک مقطع لرزهای را میبینید که گنبدنمکی در آن به طور مشخصی نشان داده شده‌است:
شکل 2-11- مقطع بدست آمده از گنبدنمکی توسط عملیات لرزهای.
2-24-واحدهای چینه‌شناسی منطقه
در این قسمت با استناد به نقشه زمین‌شناسی 1 به 100 هزار لار، واحدهای چینه‌شناسی منطقه به ترتیب از قدیم به جدید توضیح داده شدهاند.
2-24-1-پرکامبرین پسین
قدیمیترین واحد سنگی منطقه، سازند نمکی هرمز است که در منطقه لار در اثر فرایند دیاپیریسم به صورت چندین گنبدنمکی (از جمله کرمستج، سیاه‌تاق، چاهل و دهکویه) در سطح پدیدار گردیده است. همبری این سازند با برونزد واحدهای پیرامون خود با ناهنجاری کامل همراه می‌باشد. این ناهنجاری نتیجه تاثیر عوامل زمینساختی و جنبشهای مواد نمکی است. پارهای از برونزدهای سازند نمکی هرمز در منطقه بر پایه تفاوت در ویژگیهای نسبی سنگ‌شناختی و مورفولوژی، به دو بخش تقسیم شدهاند.
بخش 1: این بخش غالبا دربرگیرنده مارن‌های قرمز، سبز و بنفش تکتونیزه با زمینهای از ژیپس و نمک (هالیت) است. آثار جنبشهای نمکشاری در این بخش به خوبی قابل ردیابی است.
بخش 2: ترکیبی درهم ریخته و به شدت تکتونیزه از آهک‌های تیره، دولومیت، مارن‌های بنفش روشن، اولیژیست، قطعات سنگ‌های آذرین (مانند گابرو، بازالت، اپیدوت و آمفیبولیت)، سیلیسهای دولومیتی، کوارتزهای دودی و تکه سنگ‌های بیگانه با سن نامشخص در زمینه‌ای از نمک و کمی ژیپس. این بخش کلاهک گنبد را شامل می‌شود.
2-24-2-مزوزوئیک
2-24-2-1-گروه خامی
آهک‌های ضخیم و تودهای، چهره ساز با رنگ خاکستری تا خاکستری تیره که برونزد آن در گستره مورد نظر درکنترل زمین ساخت نمک (salt tectonic) نیز می‌باشد.
2-24-2-2-گروه بنگستان
بر اساس گزارش جيمز و وايند (1965)، از آلبين تا كامپانين، يك چرخة رسوبي از سازندهاي كژدمي، سَروَك، سورگاه و ايلام را مي‎توان در زاگرس شناسايي كرد. به مجموعة سازندهاي ياد شده گروه بنگستان نام داده شده كه نام آن از كوه بنگستان در شمال بهبهان گرفته شده‌است. در منطقه مورد مطالعه این گروه شامل آهکهای رسی، آهکهای برشی و پیزولیتی ضخیم به رنگ خاکستری، قرمز مایل به قهوهای، گاه زرد همراه با افقهایی از ترکیبات آهندار و تراکم چشمگیر از آثار رودیست در بخش بالایی ردیف می‌باشد و در شمال گنبد کرمستج دیده میشود.
2-24-2-3-سازند گورپی
از دیدگاه سنگ‌شناختی این سازند دربرگیرنده مارن‌های میان لایه تا نازک لایه همراه با تناوبی از آهک‌های رسی می‌باشد که در بیشتر نواحی زاگرس به دلیل زودفرسا بودن سیمای آن فرسوده است. رسوب‌های سازند گورپی با ناپیوستگی فرسایشی بر روی آهکهای گروه بنگستان قرار گرفتهاند. این همبری با افقی از ترکیبات آهندار همراه می‌باشد. بخشی از این سازند در مرکز تاقدیس کوه-بورخ توسط سازند تاربور احاطه شده‌است.
2-24-2-4-سازند تاربور
این سازند از دیدگاه سنگ‌شناسی دربرگیرنده آهک‌های سخت و ریفی با لایهبندی خوب و گاه توده‌ای می‌باشد. همبری بخش پایینی این سازند در منطقه با سازند گورپی ناگهانی و پیوسته بوده و با تناوبی از آهک‌های روشن تا سفید و آثار فسیلی همراه است. سازند تاربور در بخش جنوب شرقی گنبد سیاه‌تاق نیز رخنمون دارد که توسط آبراهه فرسایشی از ساختار اصلی گنبد جدا میشود.
2-24-3-سنوزوئیک
2-24-3-1-سازند ساچون
ردیف رسوبی سازند ساچون در گستره مورد نظر، حاوی ژیپسهای ضخیم همراه با تناوبی از لایه‌های نازک مارنی و نوارهای دولومیتی است. پیسنگ رسوبهای این سازند، به گونه‌ای پیوسته در تماس با سازند آهکی تاربور می‌باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بخش پایینی این ردیف شامل تناوبی از لایه‌های مارنی و لایه‌های ضخیم دولومیتی به رنگ سفید کدر و سپس مارن با آثاری از لکههای قرمز از ترکیبات آهندار است. لایه‌های دولومیتی به سوی بخش‌های بالایی ردیف همراه با کاهش ضخامت، با سیمایی از لایه‌های نازک و نوارهای دولومیتی ظاهر می‌شود. در مقابل بیشترین حجم رسوبها در بخش‌های میانی و بالایی ردیف حاوی لایه‌های ضخیم ژیپسی است. ضخامت این سازند پیرامون 820 متر بوده و به دلیل وجود لایه‌های ضخیم ژیپسی، این ضخامت در محل گسیختگیهای اصلی و در محل برونزد گنبدهای نمکی با تغییرات کم و بیش شدید همراه می‌باشد. پژوهشها نشان داده که تنها بخش پایینی این ردیف دارای آثار فسیلی است و با توجه به این آثار و جایگاه چینه‌شناسی این سازند، سن کرتاسه بالایی تا ائوسن برای آن در نظر گرفته شده‌است. سازند ساچون در تاقدیس کوه گچ واقع در شمال گنبد سیاه‌تاق رخنمون دارد.
2-24-3-2-سازند دولومیتی جهرم
بُرش الگوي اين سازند در «تنگ آب» واقع در پهلوي شمالي كوه جهرم مطالعه شده‌است. از مجموع 5/467 متر ضخامت بُرش الگو، 5/35 متر دولوميت قهوه‌اي توده‌اي در پايين، 162 متر دولوميت نازك لايه در وسط و 270 متر سنگ‎آهك دولوميتي توده‌اي، خشن و برجسته در بالا است. سازند دولوميتي جهرم ممكن است، مانند بُرش الگو، بر روي سازند ساچون و يا به طور محلي بر روي سازندهاي كشكان، تاربور و پابده باشد. در همه جا مرز پاييني سازند جهرم ناگهاني است ولي فصل مشترك آن با سازند پابده تدريجي است. مرز بالاي سازند جهرم با سازند آسماري ناپيوسته است كه ممكن است از نوع دگرشيبي موازي، همراه با آواري‌هاي داراي تركيبات آهن، و يا به صورت ناپيوستگي پيوسته‎نما (Paraconformity) باشد. ولي در فارس داخلي، سازند جهرم به طور دگرشيب با سازند رازك پوشيده شده‌است.
در نقاطي كه پيوند دو سازند جهرم (در زير) و سازند آسماري (در بالا) از نوع پاراكانفورميتي است، تفكيك دو سازند تنها از طريق ديرينه‎شناسي امكان‎پذير مي‎باشد. به همین دلیل در نقاطی که این دو سازند غیر قابل تفکیک می‌باشند، با عنوان واحد آسماری-جهرم میشناسند.
2-24-3-3-واحد آسماری-جهرم
این واحد دربرگیرنده تناوبی از آهکهای چهرهساز نومولیتدار و آهکهای پرفسیل توده‌ای مارنی و دولومیتی است. مرز پایینترین بخش از رسوب‌های این واحد با سازند ساچون پیوسته می‌باشد. این بخش از ردیف رسوبی واحد آسماری-جهرم دربرگیرنده لایه‌های دولومیتی و دولومیتهای آهکی توده‌ای با ضخامت زیاد و با رنگ خاکستری مایل به قهوهای است. ضخامت این بخش حدود 40 متر است. بخش بالایی این واحد نیز حاوی تناوبی از لایه‌های نیمه ضخیم تا ضخیم آهکی با میان لایه‌های مارنی خاکستری مایل به سبز است که ضخامت آن به 100 متر می‌رسد. این واحد بخش عمده تاقدیس کوه بورخ را تشکیل می‌دهد و توده‌های آهکی ضخیم و صخرهساز آن در انتهای جنوبی گنبد به خوبی نمایان است.
2-24-3-4-سازند آهكي آسماري
جوان‎ترين سنگ مخزن پهنة زاگرس است و به همين دليل، مطالعات گسترده‎اي بر روي خواص سنگ‎چينه‎اي اين سازند انجام شده‌است. در گذشته از اين واحد سنگي به نام‎هايي مانند سازند آهكي جريب، سازند آهكي كَلهُر و سنگ‎آهك خمير ياد مي‎شد، ولي سازندهاي ياد شده، تنها با بخشي از بُرش الگوي سازند آسماري مترادف ‎است و تمامي اين سازند را در بر نمي‎گيرند. نام اين سازند از كوه آسماري (جنوب خاوري مسجد سليمان) اقتباس و بُرش الگوي آن در تنگ گل ترش همين كوه اندازه‎گيري شده‌است. سنگ‎آهك آسماري مهم‎ترين سنگ مخزن حوضة رسوبي زاگرس ايران است و چون براي نخستين بار در خاورميانه در آن نفت كشف شده‌است، معروفيت جهاني دارد. بهره‎دهي يك چاه متوسط در يك ميدان نفتي به نسبت خوب، در حدود 25000 بشكه در روز است (افشارحرب، 1380). سازند آسماری به سن الیگومیوسن در جنوب غرب ایران، شامل سنگ‌های کربناته و در برخی مناطق ماسه‌سنگ و سنگ‌های تبخیری می‌باشد. در بسیاری از مناطق زاگرس، این سازند عموما شیل‌ها و مارن‌های سازند پابده را بطور هم شیب میپوشاند ولی در مرکز لرستان با دگرشیبی فرسایشی روی سازند آهکی و دولومیتی شهبازان قرار می‌گیرد. در بخشی از نواحی فارس هم به حالت دگرشیبی فرسایشی سازند جهرم را فرا می‌گیرد. در کنتاکت فوقانی، سازند گچساران قرار دارد که در بخش مهمی از جنوب غرب ایران سازند آسماری را به حالت هم شیب میپوشاند. در فارس داخلی هم سازند رازک که جانشین گچساران می‌شود، به طور هم شیب روی آسماری قرار می‌گیرد (درویش زاده، 1372). سازند آسماری شامل دو بخش است: در منطقه خوزستان بخش ماسه‌سنگ اهواز و در منطقه لرستان بخش انیدریتی کلهر تشخیص داده

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید