پایان نامه ارشد رایگان درمورد گنجشک و جبرئیل

میدرخشد: / زینب!
(گنجشک و جبرئیل/ ص67)
هزار رود نواگر ز کوثر و تسنیم
روان به خانه زهرا(س) به بوی زینب بود
اگر چه «زین اَب» او را نهاد نام، رسول
خدای داند، کاو زینت «ام واب» بود
(آبی کهکشان / ص107)
شعله فروز دلی ار بر لبی
حیدر کراری اگر زینبی
قامت تو، قامت غم را شکست
دخت علی را نتوان دست بست
(تا محراب / ص48)
زمزم
تا آب دیده بر عطش سینه مرهم است
سعی از برای کوثر و زمزم نمیکنم
(با صدای حلق اسماعیل / 19)
به راهش، چشمه کوثر گشودند
به پایش، جوی زمزم آفریدند
(آبی کهکشان / ص58)
ساره
ساره میگرید میان کوچه زار
برگ مریم، باغ هاجر سوخته
(قوس غزل/ 298)
سامری
به دفع غائلۀ سامری کمر بندیم
کمر به رزم جهودان خیرهسر بندیم
(سرود سپیده / 93)
تا ميشنوي زمزمه موسي عمران
چون ميطلبي دمدمه سامريان را
(چمن لاله / 165)
قبطیان فتنهگر جا در بلندی کردهاند ساحران با سامریها گاوبندی کردهاند
(سفرنامه گردباد/ 153)
سدره
شاخه ما سر به سدره مي‌زند
بشكند دستي كه ما را بشكند
(چمن لاله / 142)
گهي به عرش نشيند فراتر از ملكوت
گهي ز سدره كند چون براق عشق گذر
(چمن لاله /61)
سقر
گه مي‌نوازدت به صفا چون تن نسيم
گه مي‌گدازت به جفا چون دل سقر
(چمن لاله /55)
سلمان
مدائن آنگاه کسری را به محاکمه کشید / که سلمان خار پشته بر دوش نهاد
(سرود سپیده/ 11)
ز یک مشاهده، سلمان ز جان مسلمان شد
هزار موعظه در بولهب نکرد اثر
(سرود سپیده / 112)
سلیمان
در خيال ما به جز ذكر خط و خال تو نيست
ديوها را زين سليمانخانه بيرون‌كرده‌اند
(ملکوت تکلم/730)
گر خاتم سلیمان در دست دیو افتد
آصف چسان تواند با اهرمن برآید
(سرود سپیده/ 403)
بر ابر خاطره بنشاندت سليمان وار
دهد خيال تو را از ستيغ عشق گذر
(چمن لاله / 28)
آه ای سلیمانی غزل؛ مگذار مگذار
انگشتری با دیو افسونکار باشد
(شب همه شب/ 34)
سلام سلیمان به هشیاریات
درود دلم بر نهانکاریات
(سفرنامه گردباد/ ص142)
سینا
آسمان در آسمان سينا و موساي تو من
هرچه رفتم يافتم نوري و طوري دورتر
(آتش ني/ 10)
شریح6:
شریح خام دل از کفر خویش بیخبر است
خطر کنید و به پیشش نهید آیینه
(سرود سپیده / 366)
شمر
شمر یعنی درد قولنج زمین
شمر یعنی لعنه للعالمین
(خواب میخک / 117)
شیطان
سر بنه و شوخی شیطان مکن
هر چه به فطرت نشود آن مکن
(ملکوت تکلم / 192)
گرچه من از دودمان آدمم
سجده میآرم به شیطان دلت!
(سفرنامه گردباد / ص44)
شیعه
بی زیور زخم قامت شیعه مباد
این کوه به زخم تیشه خوگر شده است
(با صدای حلق اسماعیل / 108)
بغض گدازان هزاران نسل دربند
آتشفشان شیعه را خشم مذابند
(با صدای حلق اسماعیل / 12)
طور
ای اثر خوف تو در طور و نیل
سوز جلال تو پر جبرئیل
(ملکوت تکلم/ 26)
بسازی به سینای خود طورها
خدا را ببینی ز منشورها
(خوابنامه / 133)
فروغ مهر دل از آسمان جان سر زد
كه آفتاب برآمد ز طور اعجازم
(قانون عشق / 184)
عاشورا
تبری میجوییم / …/ و از پولادی که در کوفه برج آفتاب را به دو شق کرد / و در عاشورا / بوسه گاه نبی را/ در نوردید…
گنجشک و جبرئیل/ ص 33
روز عاشوراست / باغ گل لب تشنه و تنهاست / عشق اما همچنان با ماست
(ظهر روز دهم /17)
بوي عاشوراي خونين حسين
بوي گلزار شهيدان مي‌دهي
(آتش ني/ ص16)
بخوان بلبل که عاشورا بهار است
حسین گل، اسیر شمر خارست
(باغ تناسخ/ 12)
عباس(ع)
آه اي عباس بذل آب كن
وين شط لب تشنه را سيراب كن
(ملکوت تکلم/ 658)
عشق، عباس است و عالم مشك او
چشمه يعني آبروي اشك او
(ملکوت تکلم/ 664)
به گونه ماه / نامت زبانزد آسمانها بود / و پیمان برادریت / با جبل نور / چون آیههای جهاد / محکم
(گنجشک و جبرئیل/ ص38)
عباس علی ابوفضایل
در خانه عشق کرده منزل
(تا محراب.. /39)
عرش
دشت پر خون شد / عرش گلگون شد / عشق زد فریاد
(ظهر روز دهم/ 16)
پله پله رفت آن جان جهان تا کوی دوست
همطراز عرش بنگر، آبروی پله ها
(شب همه شب/ 104)
خلعت عرشی عشقی که حقیقت کیش است
فرش در زیر قدمهای مجازش کردیم
(سفرنامه گردباد/ ص6799
عمار
آنجا که رسد بانگ محمد بر گوش
رفتن به ره بوذر و عمار خوش است
(با صدای حلق اسماعیل/ 154)
دیدۀ بوجهل از دیدار معنی عاجز است
مصطفی داند چرا عمار و بوذر پرورند
(سرود سپیده/ 269)
علی اصغر(ع)
حق داشت مادر کز بر اصغر نمیرفت
چنگ رباب از زخمه اصغر نوا داشت
لیلی ز روی کشته اکبر نمیرفت
گلزار لیلی از قد اکبر صفا داشت
(سرود سپیده/ 102)
علی اکبر(ع)
سرو را با ديده‌ي ديگر ببين
قد شمشاد علي‌اكبر ببين
(ملکوت تکلم/ 641)
گر بقای دین ورا خواند به قربانگاه عشق
بهر قربان گاه اکبر گاه اصغر داشتن
(سرود سپیده/ 148)
عیسی
غزلي زاده انفاس مسيحايي
سخني ضوء كف موسي عمراني
(چمن لاله / 71)
عیسی چو رسید خلق مسرور شدند
تا زد نفسی رها از آن گور شدند
(با صدای حلق اسماعیل/ 113)
من مسیح زخمی صبح نخستینم، ولی دوستانم انتظار شام آخر میکشند
(سفرنامه گردباد/ ص62)
غدیر
پنبه شرک آمده در گوششان
گشت غدیر تو فراموششان
(ملکوت تکلم/ 243)
غدیر از جنبش و جوشش فروماند فراتی از عطش تا کربلا برد
(آبی کهکشان / 99)
با بانگ زمانه از گلوی تاریخ
فریاد برآریم: غدیر است غدیر
(تا محراب / 135)
فرعون
به دسته دسته ابابیل راه پیل زنیم
جنود سرکش فرعونیان به نیل زنیم
(سرود سپیده/ 93)
در قلزم غرور به غرقابه درفكند
فرعون را كه بود خداوند بحر و بر
(چمن لاله /56)
قابیل
من روح هابيلم شهيد خشم قابيل
دنيايي از انديشه‌هاي پاك دارم
(آتش ني/ 31)
قرآن
بوي باغ خرم گلدسته‌ها
بوي مسجد بوي قرآن مي‌دهي
(آتش ني/ 16)
سینهام هر دم تلاوت میکند سورهای کوچک ز قرآن دلت
(سفرنامه گردباد/ ص43)
کربلا
که میگیرد زما زخم ولا را
که میخواهد ببندد کربلا را
(باغ تناسخ/ 13)
زخم هایی کربلا جوشیم ما
تا قیامت هم سیه پوشیم ما
(خواب میخک/ 231)
روز عاشوراست / کربلا غوغاست / کربلا آن روز غوغا بود / عشق تنها بود
(ظهر روز دهم / 6)
تا ورد لبهاشان سرود سرخ لا شد
هرجا زمینی بود آنجا کربلا شد
(با صدای حلق اسماعیل/ 37)
کعبه
خلوت خاص خدا کعبه دل بود و، دریغ بیخبر از حرم یار، گذشتیم و گذشت
(آبی کهکشان / ص49)
امروز بلال در اذان است
بر کعبه ز اشک ناودان است
(ملکوت تکلم / 314)
کوثر
كدام دست و سرانگشت و بازوانت هست
كه جام عشق تواني گرفت از كوثر
(چمن لاله /61)
تا آب دیده بر عطش سینه مرهم است
سعی از برای کوثر و زمزم نمیکنم
(با صدای حلق اسماعیل/ 19)
جزر و مدی کرد دریای حیات دیده زمزم، چو کوثر خون گریست
(آبی کهکشان / 96)
مریم
ساره میگرید میان کوچه زار
برگ مریم، باغ هاجر سوخته
(قوس غزل / 298)
گه به دامان مريم عذرا
چون مسيحا، نهي يكي فرزند
(چمن لاله / 19)
مسیح
مسیح مرا مهر مریم بس است
به دشت من احرام شبنم بس است
( خوابنامه /245)
مرده بودیم و به سرچشمۀ آب حیوان
مدد سینۀ عیسی نفسی ما را برد
(سرود سپیده/320)
یهودا در یهودا، تیغ در تیغ کیام من؟ یک مسیح بیحواری
(سفرنامه گردباد/ ص128)
معاویه
حق کوخ را پناه است / به کاخش چه راه؟ / که الخضرا، از آن معاویه است / و معاویه، معاویه است / و علی، علی است!
(سرود سپیده/ 12)
معصومه(س)
عشق معصومه قم باز فتادهست سرم
تو مپندارکه من بی سمع و بی بصرم
(قوس غزل/ 292)
معصومه، شاه بانوست، سیم و زرش به زانوست
من چون گدای کویش، دیدی چکار کردم؟
(قوس غزل/292)
موسی
زورق موسای شما نیل بود
تیغ که بر حلق سموعیل بود
(ملکوت تکلم /130)
وادی پر از فرعونیان و قبطیان است
موسی جلودار است و نیل اندر میان است
(سرود سپیده/ 5)
كوله بار توشه‌اي بر پشت / و عصايي در مشت / موسي وار راهي بيابان شبم
(دستچين/ 98)
تا مي شنوي زمزمه موسي عمران
چون مي طلبي دمدمه سامريان را
(چمن لاله / 165)
بر فراز نیلهای بیکسی موسای من معبری گسترده جز پلهای ویرانی ندید
(سفرنامه گردباد/56)
منا
به یاد منطق قربانیان کوی منا
به نای غفلت خود نیش خنجری بزنیم
(تنفس صبح/ 121)
شب قدر
اي روشن خدا / در شبهاي پيوسته تاريخ / اي روح ليلة‌القدر
(دستچين / 72)
چون حرمت شب رمضان نزد حق سترگ
چون روز رستخيز بلندات بي‌شمار
(چمن لاله / 37)
نمرود
و ابراهيم و نمرود / چون برادرند / هر دو برهنه از رود مي‌گذرند / با تبري كه ابراهيم بت مي‌شكند / نمرود، هيزم
(خط خون / 79)
نمرودیان همیشه بکارند/ تا هیمهای به حیطه آتش بیارند.
(تنفس صبح / 23 و 24)
يك روز آتش بود و نمرودي برافروخت
مي‌خواست ابراهيم سوزد خويشتن سوخت
(چمن لاله / 146)
نوح
در آن سفینه که سکان به دست نوح در است
امید ساحل مقصود از میان نرود
(سرود سپیده / 150)
یعنی این کشتی نوح است، روان در موج
نهراسد دگر از ورطه طوفانی
(آبی کهکشان / ص327)
نینوا
مبادا نینوا در ما بمیرد
اگر آتش بگیرد نی بگیرد
(باغ تناسخ / 13)
میثم
زور میبافد طناب دار را
تا ببندد میثم تمار را
شیعه دارد دار خود را روی دوش
نخل شو ای میثم خرما فروش
(خواب میخک/230)
هابیل
الا قبیله هابیل دادخواه آمد
بپای خیز و به میدان درآ، پناه آمد
(سرود سپیده / 95)
من روح هابيلم شهيد خشم قابيل
دنيايي از انديشه‌هاي پاك دارم
(آتش ني/ 31)
ما از تبار پاك هابيل زمانيم
امروز مي‌جنگيم تا فردا بمانيم
(چمن لاله / 145)
هاجر
صد طوف وصل كرديم در كعبه‌ي دل خود
او در مقام هاجر من در سلام سارا
(ملکوت تکلم/ 758)
عبرت آموز زنانی به حجاب و به وقار
برتر از آسیه و هاجر و سارایی تو
(سرود سپیده / 279)
هاروت
بنده غمزه او جادوي هاروتي
بندي طرّه او يوسف كنعاني
(چمن لاله /70)
هامان
پنجه با فرعون و با هامان زدن
گام چون موسی به نیل آسان زدن
(سرود سپیده / 72)
یحیی
گاه از پيري اوفتاده ز پاي
همچو يحيي برآوري دلبند
(چمن لاله / 19)
یزید
کی شقی داند مقام بوسعید
او حسینی بود دشمن با یزید
(ملکوت تکلم / 695)
رفتند حسینیان و گلگونکفنان
هشدار در این عرصه یزیدی نشوی
(با صدای حلق اسماعیل / 151)
فرات خسته چه پویی که تشنه میآییم
یزید را به مجازات دشنه میآییم
(سرود سپیده / 94)
گویی به کربلای دگر لشگر یزید
گرد حریم پاک پیمبر گرفته است
کشتار مردم پاوه (سرود سپیده / 17)
یوسف
این یوسف در دهان گرگ است
تاوان حقیقتی بزرگ است
(ملکوت تکلم / 263)
خوش است دفتر افکار خویش بگشایی
نشان یوسف گمگشته پیرهن دارد
(سرود سپیده/410)
تا مصر بلا چون روي اي يوسف تنها
همراه مبر هيچ يك از اين اخوان را
(چمن لاله / 164)
غیر بیایمانی خالص، به جز تزویر محض یوسفم از این برادرهای ایمانی ندید
(سفرنامه گردباد/579)
یاد او در چاه مغرب، مشرق پرواز گردد بال از خورشید گیرد، یوسف کنعانی من
(آبی کهکشان / 64)
فصل 6: مبانی دینی و مذهبی در شعر شاعران انقلاب
6-1 توحید
نیست جهان ما و تویی ای پسر
هین مکن اثبات دویی ای پسر
در ره وحدت نم تشویش نیست
دشت تجلی است یکی بیش نیست
(ملکوت تکلم / 61)
برگ گل از ساقه جدا کی توان
فرق جهان را ز خدا کی توان
بهر تو جا نیست درین معرکه
غیر خدا نیست درین معرکه
(ملکوت تکلم / 62)
آینه خویشتنت گم مکن
اوست جهان بیش توهم مکن
(ملکوت

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید