پایان نامه ارشد رایگان درمورد گنجشک و جبرئیل

شوم شبیخون/ کفتارهای زشت تکاثر / تا دورتر دیارهای هزیمت / تبعید میشوند.
(با صدای حلق اسماعیل / 69)
أَلْهَئكُمُ التَّكاَثُرُ
(تکاثر/ 1)
در تو رودی هست…/ و در تو ای مرد! / اصالت لبیک سرخگون حلق اسماعیل / به لبه تیز تیغ رسالت! / آه ای به تمنی / ره یافته به حریم منی! / بگذار در کنار زمزم یادت / با حلق درد زمزمه بردارم:
(با صدای حلق اسماعیل / 65 و66)
َلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْىَ قَالَ يَابُنىَ‏َّ إِنىّ‏ِ أَرَى‏ فىِ الْمَنَامِ أَنىّ‏ِ أَذْبحَُكَ فَانظُرْ مَا ذَا تَرَى‏ قَالَ يَأَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنىِ إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابرِِينَ
چون با پدر به جايى رسيد كه بايد به كار بپردازند، گفت: اى پسركم، در خواب ديده‏ام كه تو را ذبح مى‏كنم. بنگر كه چه مى‏انديشى. گفت: اى پدر، به هر چه مأمور شده‏اى عمل كن، كه اگر خدا بخواهد مرا از صابران خواهى يافت.
(صافات / 102)
بانگ تکبیر شما مژده فتحی است قریب
تا دژ نصر من الله بود سنگرتان
(با صدای حلق اسماعیل / 15)
وَ أُخْرى‏ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَريبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ
و نعمتى ديگر كه دوستش داريد: نُصرتى است از جانب خداوند و فتحى نزديك، و مؤمنان را بشارت ده.
(صف / 13)
روزی خوران سفره عشقند تا ابد
ای زندگان خاک! مگویید مردهاند
(با صدای حلق اسماعیل / 17)
وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ
آنان را كه در راه خدا كشته مى‏شوند، مرده مخوانيد. آنها زنده‏اند و شما در نمى‏يابيد.
(بقره / 154)
چون آتش فراق ترا آزمودهام
خوف از عذاب سخت جهنم نمیکنم
(با صدای حلق اسماعیل / 18)
إِنَّ الْمُجْرِمينَ في‏ عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ
گناهكاران در عذاب جهنم جاويدانند.
(زخرف / 74 )
تفسیر آیههای پی درپی جهاد است
بانگ مسلسل تو در سینه صحاری
(با صدای حلق اسماعیل / 26)
وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِه…
در راه خداوند چنان كه بايد جهاد كنيد
(حج / 78)
مست می الستی کاینگونه حق پرستی
ماییم و وهم مستی در غایت خماری
(با صدای حلق اسماعیل / 27)
َو إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏
و چون پروردگار تو از پسران آدم از پشت‏هايشان نژادشان را بياورد و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: بلی
(اعراف/ 172)
من همان خاک زمینگیر پریرم، کامروز
آتش عشق تو، هممشرب آبم کردهست
(با صدای حلق اسماعیل / 32)
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ
از نشانه‏هاى قدرت اوست كه شما را از خاك بيافريد تا انسان شديد و به هر سو پراكنده گشتيد.
(روم / 20)
اینک در این طلیعه خونبار / انگشت موشهای تجاهل را / از دخمه های گوش / برون آر ! / زیرا برغم باور تو دیریست / بر آسمان شهر / فانوس سرخ صاعقه میسوزد.
(با صدای حلق اسماعیل / 46)
أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يجَْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فىِ ءَاذَانهِِم مِّنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ محُِيطُ بِالْكَافِرِينَ
مثل آنان چون کسانی است که در بیابان بارانی تند بر آنها ببارد و در تاریکی و رعد و برق از بیم مرگ سر انگشت در گوش نهند و عذاب خداوند کافران را فرا گیرد.
(بقره / 19)
میرزا طلسم فجر و طلوع سپیده را / میرزا تفنگ را / به شهابان شبشکن / این قاصدان صبح/ این وارثان مصحف و میزان سپرده است.
(با صدای حلق اسماعیل / 49)
اللَّهُ الَّذي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْميزانَ وَ ما يُدْريكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَريبٌ
خداست كه اين كتاب بر حق و ترازو را نازل كرده است. و تو چه مى‏دانى؟ شايد قيامت نزديك باشد.
(شوري / 17)
بار امانتی که فلک برنتافتش
بر دوش جان نهاده در این راه بردهاند
(با صدای حلق اسماعیل / 16)
مردی که کوله بار شرف را / در روزگار سلطه شیطان / همچون امانت (الله) / بر دوش همت خود داشت.1
(با صدای حلق اسماعیل / 51)
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً
ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و كوه‏ها عرضه داشتيم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسيدند. انسان آن امانت بر دوش گرفت، كه او ستمكار و نادان بود.
(احزاب / 72)
و آیه های متواتر جهاد / با رگبار مسلسلهای متکی بر عشق شما تفسیر میشود.
(با صدای حلق اسماعیل / 70)
وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِه..
در راه خداوند چنان كه بايد جهاد كنيد (حج / 78)
آن خاطره سرخ که از یاد گذشت
با خرقه آتش از دل باد گذشت
زین کرد به بانگ (ارجعی) باره شوق
از حنجره خاک چو فریاد گذشت
(با صدای حلق اسماعیل / 148)
يَأَيَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ* ارْجِعِى إِلىَ‏ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً
اى روح آرامش يافته، خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت باز گرد.
(فجر / 28)
تا از دل ابر تیره بیرون نشوید
این آیه به گونهای دگر میگویم:
چون ماه چراغ راه گردون نشوید
(دیگر نشوید تا دگرگون نشوید)
(با صدای حلق اسماعیل / 174)
ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُا مَا بِأَنْفُسِهِمْ ۗ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ ۚ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ
يقيناً خدا سرنوشت هيچ ملتى را [به سوى بلا و نكبت و شكست و شقاوت] تغيير نمى‏دهد تا آنكه آنان آنچه را [از صفات خوب و رفتار شايسته] در وجودشان قرار دارد به زشتى‏ها و گناه تغيير دهند . و چون خدا نسبت به ملتى آسيب بخواهد [براى آن آسيب] هيچ راه بازگشتى نيست ؛ زيرا براى آنان در برابر خدا هيچ ياورى نخواهد بود .
(رعد / 11)
این طرفه دلیران و مجاهد مردان
تعبیر کتابند و حدید و میزان
(با صدای حلق اسماعیل / 153)
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ
ما پيامبرانمان را با دليلهاى روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ترازو را نيز نازل كرديم تا مردم به عدالت عمل كنند. و آهن را كه در آن نيرويى سخت و منافعى براى مردم است فروفرستاديم، تا خدا بداند چه كسى به ناديده، او و پيامبرانش را يارى مى‏كند. زيرا خدا توانا و پيروزمند است.
(حدید / 25)
طاغوت غلام کمترین کرد مرا
این راز ندانست که حق روز الست
آماج گلوله های کین کرد مرا
سرکرده و وارث زمین کرد مرا
(با صدای حلق اسماعیل / 152)
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
و ما در زبور- پس از تورات- نوشته‏ايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد.
(انبیا / 105)
و چه فصیح میدانند / تاریخ حماسههای بلیغ / از آوردن یک سوره / – مثل نگاه تو-/ تا حشر عاجز است…
گنجشک و جبرئیل / ص50
أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ
آیا کافران میگویند قرآن را محمد بافته است بگو اگر راست میگویید شما خود و هم از هرکس نیز میتوانید کمک بطلبید و یک سوره مانند قرآن بیاورید
(یونس / 38)
نه ،هرگز / بر گلوی مبین تو / انکار خنجر و زوبین / خدشهای وارد نکرد / هنوز رسا و بلندی: الف / لام / میم…
گنجشک و جبرئیل / ص51
الم
(بقره / 1)
و کدام شهاب ثاقب / بر تصورات شب غالب / خط بطلان میکشید؟
گنجشک و جبرئیل / ص74
وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ النَّجْمُ الثَّاقِبُ‏
و چه دانى كه در آينده در شب چيست ستاره درخشنده است
(طارق / 3 و 4)
دل این سوره فجر/ پشت این صبح مبین به تفاسیر نگاه تو اگر گرم نبود…
گنجشک و جبرئیل / ص81
سوره فجر
سر من خاکسار آتش شد
باد پیچید در کلاه شما
سفرنامه گردباد / ص29
رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا
عرض کرد که پروردگارا استخوان من سست گشت و فروغ پیری بر سرم بتافت و با وجود این من از دعایی به درگاه کرم تو خود را محروم از عطای تو هرگز ندانسته ام
(مریم / 4)
سخت میترسم تبه سازند آخر، یوسف من!
نابرادرهای کنعان، نکهت پیراهنت را
سفرنامه گردباد / ص40
اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَاَلقُوهُ عَلی وَجهِ اَبی یَاتِ بَصیرا وَاتُونی بِاَهلِکُم اَجمَعین وَ لَمَّا فَصَلَتِ الْعِيرُ قالَ أَبُوهُمْ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ لَوْ لا أَنْ تُفَنِّدُونِ ‏.
اکنون پیراهن مرا نزد پدرم یعقوب برده و به روی او افکنید که تا دیدگانش باز بینا شود آنگاه او را با همه اهل بیت و خویشان از کنعان به مصر آرید. و چون کاروان از مصر بیرون آمد یعقوب گفت اگر مرا تخطئه نمیکنید من بوی یوسفم را میشنوم.
‏(يوسف / 94)
گرچه من از دودمان آدمم
سجده میآرم به شیطان دلت!
سفرنامه گردباد / 44
َ و إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ
و به فرشتگان گفتيم: آدم را سجده كنيد. همه سجده كردند جز ابليس، كه سرباز زد و برترى جست. و او از كافران بود.
( بقره / 34)
شیطنت کردهام به رسم پدر
نه چو فرزند ناخلف، هرگز!
سفرنامه گردباد/ 102
آنچه از هجران تو بر جان ناشادم رسید
از گناه اولین بر حضرت آدم رسید
سفرنامه گردباد / 63
وَ عَصى‏ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
و آدم نافرمانی خدای کرد و گمراه شد
(طه / 121)
پدرم رانده شد از روضه ولیکن نچشید
طعم بینانی و شرمنده فرزند شدن
سفرنامه گردباد / ص89
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ
پس شيطان ، هر دو را از [طريق] آن درخت لغزانيد و آنان را از آنچه در آن بودند بيرون كرد . و ما گفتيم : [اى آدم و حوا و اى ابليس !] در حالى كه دشمن يكديگريد فرود آييد
(بقره / 36)
گوش دشنام خوردهام نشنید
غیر فرمان لا تخف هرگز!
سفرنامه گردباد / ص103
قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَىٰ
گفتيم : مترس كه بى‏ترديد تو برترى .
(طه / 68)
از ته چاهی به نام زندگی
بازگشتن کار سحر بابل است
سفرنامه گردباد / ص111
وَلَٰكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ ۚ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ ۖ
ولى شياطين كه به مردم سحر مى‏آموختند ، كافر شدند . و از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در شهر بابل نازل شد [پيروى كردند] ، و حال آنكه آن دو فرشته به هيچ كس دانش جادوگرى نمى‏آموختند مگر آنكه مى‏گفتند : ما فقط مايه آزمايشيم ، پس كافر مشو
(بقره / 102)
2-3: حمید سبزواری
شهد میثاق بلی در نای توست
اهرمن آشفته از آوای توست
(سرود سپیده / 28)
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
‏ و آنها را بر

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید