پایان نامه ارشد رایگان درمورد مسجد الحرام

خودشان گواه گرفت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آری
(اعراف / 172)
ز پایکوب سمندت شراره بس که برآمد
شرر به جان شب افتاد تا گه سحر آمد
(سرود سپیده / 30)
َفالْمُورِيَاتِ قَدْحًا * فَالمُْغِيرَاتِ صُبْحًا
سوگند به اسبانى كه به سُم از سنگ آتش مى‏جهانند، و سوگند به اسبانى كه بامدادان هجوم آورند،
(عاديات / 2 و 3)
تکاوران جهان را به عزم بادیه خواندی
بهادران زمان را به رزم عادیه خواندی
(سرود سپیده /30)
والْعَادِيَاتِ ضَبْحًا
سوگند به اسبان دونده‏اى كه نفس نفس مى‏زنند،
(عاديات / 1)
سوگند بلی داریم، پیوند ولا داریم
عمریست که بنهادیم سر در خط پیمانها
(سرود سپیده / 88)
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
‏ و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آری
(اعراف / 172)
به دسته دسته ابابیل راه پیل زنیم
جنود سرکش فرعونیان به نیل زنیم
(سرود سپیده / 93)
وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابيلَ
و پرندگانى را دسته دسته و پى در پى بر آنان فرستاد
(فيل ‏/ 3)
در بلا فریاد اسلمت برب العالمین زن!
در ولا، گلبانگ انی لا احب الافلین زن!
پس تبر برگیر و در بتخانه شو، بت بر زمین زن
برق عصیان شو،شرر در جان بدخواهان دین زن!
(سرود سپیده / 38)
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمينَ
آن زمانش را بياد آر كه پروردگارش بوى گفت: اسلام بياور گفت من تسليم رب العالمينم.
(بقره / 131)
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى‏ كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلينَ
پس همين كه شب او را پوشانيد ستاره‏اى را ديد، گفت: اين پروردگار من است سپس همين كه غروب كرد گفت: من غروب كنندگان را دوست ندارم.
(انعام / 76)
هین بخوان نامه با نام الله
گفت خواندن ندانم که ناموخت
آن خداوند خلاق اکبر
اوستادم کلامی ز دفتر
(سرود سپیده / 62)
… فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
پس به خدا و رسول او، آن پيامبر امى كه به خدا و كلمات او ايمان دارد، ايمان بياوريد و از او پيروى كنيد، باشد كه هدايت شويد.
(لاعراف / ‏158)
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ
بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد.
(علق / 1)
بانگ (عبدی ارجعی) را گوش کرد
باده از جام شهادت نوش کرد
(سرود سپیده / 72)
َیأَيَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ * ارْجِعِى إِلىَ‏ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً * فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى
اى روح آرامش يافته، خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت باز گرد، و در زمره بندگان من داخل شو
(فجر/ 27 و 29)
نقش شد بر فرش محرابش ز خون
جمله (انا الیه راجعون)
(سرود سپیده / 72)
الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
كسانى كه چون مصيبتى به آنها رسيد گفتند: ما از آن خدا هستيم و به او باز مى‏گرديم.
(بقره / 156)
ز آنانکه در چشمانشان برق شرف بود
پیغامشان گلواژه (قم لا تخف) بود
(سرود سپیده /80)
يا مُوسى‏ لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ
اى موسى، مترس. پيامبران نبايد كه در نزد من بترسند.
(نمل / 10)
در حرا اقراء شنودن از حبیب
تا مقام قرب رفتن بیحجیب
(سرود سپیده / 73)
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِى خَلَقَ
بخوان به نام پروردگارت كه بيافريد.
(علق/ 1)
آنانکه حکم دوست را در سنگر آیند
راه ترا گیرند و سوی دلبر آیند
سوی لقای دوست بی بال و پر آیند
(یا لیتنا کنا معک گو)، از در آیند2
(سرود سپیده / 120)
وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يا لَيْتَني‏ كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظيماً
و چون مالى از جانب خدا نصيبتان شود- چنان كه گويى ميانتان هيچ گونه مودتى نبوده است- گويد: اى كاش من نيز با آنها مى‏بودم و به كاميابيى بزرگ دست مى‏يافتم.
(نسا / 73)
تاج علّمنا تو را تشریف کرّمنا تو را
وز پی معراج انسان لیلة الاسراء تو را
عقل کل ختم رسل یا رحمة للعالمین
لایق بزم دنی، قوسین و او ادنی تو را
فلک ایمان حبل قرآن عروة الوثقی تو را
(سرود سپیده / 309)
وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى ۗ وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ
هركس همه وجود خود را به سوى خدا كند در حالى كه نيكوكار باشد بى‏ترديد به محكم‏ترين دستگيره چنگ زده است ؛ و عاقبت همه كارها فقط به سوى خداست
(لقمان / 22)
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَني‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضيلاً
به يقين فرزندان آدم را كرامت داديم ، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركب‏هايى كه در اختيارشان گذاشتيم] سوار كرديم ، و به آنان از نعمت هاى پاكيزه روزى بخشيديم ، وآنان را بر بسيارى از آفريده‏هاى خود برترى كامل داديم .
(الاسراء / 70)
فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَعَلَّمْنَاُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا
آنجا بنده‏اى از بندگان ما را يافتند كه او را از نزد خود رحمتى داده و از پيشگاه خود دانشى ويژه به او آموخته بوديم
(کهف / 65)
شاهد لولاک و سوگند لعمرک زان تست
آیۀ ما کان گواه صادقی بر شان تست
دفتر حکمت کتاب علم فرقان مبین
معجز شق القمر از صد یکی برهان توست
گرچه صد اعجاز در هر آیت قرآن تست
(سرود سپیده / 310)
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفي‏ سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ
به جان تو سوگند كه آنها در مستى خويش سرگشته بودند.
(حجر / 72)
قُلْ إِنَّني‏ هَداني‏ رَبِّي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ديناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ
بگو: پروردگار من مرا به راه راست هدايت كرده است به دينى همواره استوار، دين حنيف ابراهيم. و او از مشركان نبود.
(انعام / 161)
نوح را رمز ولایش گشت در دریا دلیل
آتش از اعجاز نامش گشت گلشن بر خلیل
می نهد از بهر او بر رفرف اسرار، زین
موسی از انعام خاص او گذشت از رود نیل
حبذا ذاتی که اندر لیل اسرا جبرئیل
(سرود سپیده / 313)
سُبْحانَ الَّذي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ
منزه است آن خدايى كه بنده خود را شبى از مسجد الحرام به مسجد الاقصى كه گرداگردش را بركت داده‏ايم سير داد، تا بعضى از آيات خود را به او بنماييم، هر آينه او شنوا و بيناست.
(اسراء / 1)
شعله درخصم نهادید و ستایش شنوید
راز موسی است مگر در ید بیضای شما
(سرود سپیده / 185)
وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‏ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‏
دست خويش در بغل كن، بى‏هيچ عيبى، سفيد بيرون آيد. اين هم آيتى ديگر
(طه / 22)
خوی فرعونی ترا در ورطۀ نیل افکند
دست موسی از عصای خشک اژدر پرورد
(سرود سپیده / 270)
فَأَلْقَئهَا فَإِذَا هِىَ حَيَّةٌ تَسْعَى
بيفكندش. به ناگهان مارى شد كه مى‏دويد.
(طه / 20)
شما امت خاصید، شما اسوۀ ناسید
شما اس اساسید، شما باب رجایید
(سرود سپیده / 288)
لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً
براى شما اگر به خدا و روز قيامت اميد مى‏داريد و خدا را فراوان ياد مى‏كنيد، شخص رسول اللَّه مقتداى پسنديده‏اى است.
(احزاب / 21)
از پی سیر و پیازی عهد موسی بشکنند
سامری کیشند و با گوساله پیمان پرورند
(سرود سپیده / 348)
قالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ
گفت: ما قوم تو را پس از تو آزمايش كرديم و سامرى گمراهشان ساخت.
(طه / 85)
وَ إِذْ قُلْتُمْ يَمُوسىَ‏ لَن نَّصْبرَِ عَلىَ‏ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يخُْرِجْ لَنَا ممَِّا تُنبِتُ الْأَرْضُ مِن بَقْلِهَا وَ قِثَّائهَا وَ فُومِهَا وَ عَدَسِهَا وَ بَصَلِهَا
و آن گاه را كه گفتيد: اى موسى، ما بر يك نوع طعام نتوانيم ساخت، از پروردگارت بخواه تا براى ما از آنچه از زمين مى‏رويد چون سبزى و خيار و سير و عدس و پياز بروياند.
(بقره / 61)
پیش خوبان لذتی دارد بیان اشتیاق
گوش موسی را ز بانگ لن ترانی عار نیست
(سرود سپیده / 423)
لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِميقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِني‏ أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَراني‏
و چون موسى به وعده گاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: پروردگارا خودت را به من بنما كه ترا بنگرم، گفت: هرگز مرا نخواهى ديد
(اعراف / 143)
یکی دیدهام ده که چهر تو بیند
به هر سوی آثار مهر تو بیند
(سرود درد / 1)
وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَليمٌ
مشرق و مغرب از آن خداست. پس به هر جاى كه رو كنيد، همان جا رو به خداست. خدا فراخ‏رحمت و داناست.
(بقره / 115)
تو را خوانم ای مالک ملک هستی
پناه از تو جویم به بالا و پستی
(سرود درد / 2)
ُ قلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ
بگو (اى پيغمبر): بار خدايا، اى پادشاه ملك هستى، تو هر كه را خواهى ملك و سلطنت بخشى و از هر كه خواهى ملك و سلطنت بازگيرى، و هر كه را خواهى عزت دهى و هر كه را خواهى خوار گردانى، هر خير و نيكويى به دست توست و تنها تو بر هر چيز توانايى.
( آل عمران / 26)
به برقی که بر طور سینا فکندی
به سوزی که بر جان حرا فکندی
(سرود درد / 3)
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِميقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِني‏ أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَراني‏ وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَراني‏ فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى‏
و چون موسى به وعده گاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: پروردگارا خودت را به من بنما كه ترا بنگرم، گفت: هرگز مرا نخواهى ديد ولى به اين كوه بنگر اگر بجاى خويش برقرار ماند شايد مرا توانى ديد و همين كه پروردگارش بر آن كوه جلوه كرد آن را متلاشى نمود و موسى بيهوش بيفتاد
(اعراف/ 143)
به خلوت نشینان دانای رازت
به مستان جام بلی نوش کرده
(سرود درد / 3 )
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏
و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آری
(اعراف / 172)
2-4 : علی موسوی گرمارودی
آتش از رود / حتي نمي ندارد / اما / وقتي نمرودش بر مي‌افروزد / از آب ابراهيم / گل‌شعله‌ بوستان مي‌شود
(خط خون /78)
قَالُواْ حَرِّقُوهُ وَ انصُرُواْ ءَالِهَتَكُمْ إِن كُنتُمْ فَعِلِينَ * قُلْنَا يَنَارُ كُونىِ بَرْدًا وَ سَلَامًا عَلىَ إِبْرَاهِيمَ
گفتند: اگر مى‏خواهيد كارى بكنيد، بسوزانيدش و خدايان خود را نصرت دهيد. * گفتيم: اى آتش، بر ابراهيم خنك و سلامت باش.
(انبیا /

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید