پایان نامه ارشد رایگان درمورد تنزیل

ر آن روز فرمانروايى از آن كيست؟ از آن خداى يكتاى قهار.
(غافر / 16)
دامان تکاثرست صحرا
از واعتصموا پرست صحرا
(خواب میخک / 423)
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ
بدانيد كه زندگى دنيا بازيچه و لهو و زينت و تفاخر بين شما و تكاثر در اموال و اولاد است مثل آن بارانى است كه كفار از روييدن گياهانش به شگفت درآيند، و گياهان به منتها درجه رشد برسند
(حديد/ 57)
بنگر به خضوع هیبت نیل
در زلزله بزرگ تنزیل
(خواب میخک / 423)
تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ
قرآن از جانب آن پيروزمند مهربان، نازل شده (يس / 5)
کوکو که سفینه را ببینیم
حجار مدینه را ببینیم
این نیلگریز بوم دیده
این خوابِ غروب روم دیده
(خواب میخک / 424)
غُلِبَتِ الرُّومُ فىِ أَدْنىَ الْأَرْضِ وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ
روم شكست خورد در نزديكترين زمين به سرزمين عرب، و هم ايشان بعد از شكست خوردن به زودى غلبه خواهند كرد
(روم / 2 و3)
این عالم عاری از کتابت
این امی کوه استجابت
(خواب میخک / 425)
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
پس به خدا و رسول او، آن پيامبر امى كه به خدا و كلمات او ايمان دارد، ايمان بياوريد و از او پيروى كنيد، باشد كه هدايت شويد.
(اعراف/ 158)
ای سوره توبه بار برگیر
حیدر شو و ذوالفقار برگیر
(خواب میخک / 426)
بَرَاءَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلىَ الَّذِينَ عَاهَدتمُّ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ
(اين آيات) بيزارى است از خدا و رسولش بسوى آنان كه (شما مسلمين) پيمان بستيد با آنان از مشركين
(توبه / 1)
می کوثر، گل زمزم تویی تو
گلاب آدم و خاتم تویی تو
(باغ تناسخ / 68)
إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ
ما كوثر را به تو عطا كرديم.
(کوثر / 1)
ای نون نشسته بر سر کاف
ای خاک- سرشته خدا- باف
(خواب میخک / 443)
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
یس چون بخواهد چيزى را بيافريند، فرمانش اين است كه مى‏گويد: موجود شو، پس موجود مى‏شود.
(یس/ 82)
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ
از نشانه‏هاى قدرت اوست كه شما را از خاك بيافريد تا انسان شديد و به هر سو پراكنده گشتيد.
(روم / 20)
از ابروي اوست مطلع‌البدر
در گيسوي اوست ليله القدر
(خواب میخک/ 484)
بیا تقدیر فردا را بخوانیم
شب قدر است قدر شب بدانیم
(باغ تناسخ / 28)
إِنَّا أَنْزَلْناهُ في‏ لَيْلَةِ الْقَدْرِ
ما اين قرآن عظيم الشان را در شب قدر نازل كرديم. (قدر/ 1)
شورشگه شبنم است صحرا
يك سوره‌ي مريم است صحرا
(باغ تناسخ / 486)
طاهاست چمن چمن درين باغ
ياسين شده ياسمن درين باغ
(باغ تناسخ / 486)
آینه رحمان و تبسم رحیم
سرو، قد سبز الف لام و میم
(ملکوت تکلم / 78)
آیات اول سوره های طه و یس و بقره
علق ساقه كه خون مي‌بندد
مضغه‌ي مي به درون مي‌بندد
(باغ تناسخ / 551)
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقينَ.
آن گاه نطفه را. علقه و علقه را مضغه (چيزى شبيه به گوشت جويده) كرديم و سپس آن مضغه را استخوان كرديم پس بر آن استخوانها گوشتى پوشانديم پس از آن خلقتى ديگرش كرديم پس آفرين بر خدا كه بهترين آفرينندگان است.
(مومنون / 14)
اي غبار خاك بر افلاك شو
مقعد صدقست اينجا پاك شو
(باغ تناسخ / 628)
في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِرٍ
در جايگاهى كه همه قرب و نعمت و سرور و بقا است، قرب مالكى مقتدر .
(قمر / 55)
در شکن ناموس شور و شین را
یا خمینی خلع کن نعلین را
(ملکوت تکلم / 683)
إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً
من پروردگار تو هستم. پاى‏افزارت را بيرون كن كه اينك در وادى مقدس طوى هستى.
(طه / 12)
عالم ما محضر فقر و غناست
عاقد ربي جعلني مومناست
(باغ تناسخ / 633)
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميدُ
اى مردم، همه شما به خدا نيازمنديد. اوست بى‏نياز و ستودنى.
(فاطر / 15)
بِما غَفَرَ لي‏ رَبِّي وَ جَعَلَني‏ مِنَ الْمُكْرَمينَ
كه خدا چگونه در حق من مغفرت و رحمت فرمود و مرا مورد لطف و كرم قرار داد.
(يس/ 27)
در خرابي، قصر دارد آدمي
معني والعصر دارد آدمي
(باغ تناسخ / 682)
فَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها وَ هِيَ ظالِمَةٌ فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى‏ عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشيدٍ
چه بسيار دهكده‏ها كه ستمگر بودند و هلاكشان كرديم و اكنون با وجود بناها كه دارد از سكنه خالى است، و چه بسيار چاههايى كه معطل مانده و قصرها كه با گچ ساخته شده و اهل آن هلاك شده‏اند.
(حج / 45 )
وَ الْعَصْرِ
سوگند به عصر
(عصر/ 1)
غروب خون، خسوف ماه اینجاست
که کل شیء احصیناه اینجاست
(عطر گل یاس/ 47)
مرو ای آنکه نور خاص و عامی
به کل شیء احصینا امامی
(از ولایت باران / 67)
هست این از اولین تا آخرین
کل شیی را امامانی مبین
(خواب میخک / ص165)
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ
ما مُردگان را زنده مى‏كنيم. و هر كارى را كه پيش از اين كرده‏اند و هر اثرى را كه پديد آورده‏اند، مى‏نويسيم و هر چيزى را در كتاب مبين شمار كرده‏ايم.
(یس / 12)
نه من میگویم این بشنو ز قرآن
که گر صدق است قل هاتوا به برهان
(از ولایت باران / 52)
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ هذا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَ ذِكْرُ مَنْ قَبْلي‏ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ
آيا به جز او خدايانى را برگزيده‏اند؟ بگو: حجت خويش بياوريد. در اين كتاب سخن كسانى است كه با من هستند و سخن كسانى كه پيش از من بوده‏اند. نه، بيشترينشان چيزى از حق نمى‏دانند و از آن اعراض مى‏كنند.
(انبياء / 24)
فلک بر آل یاسین سوگوارست
که ذالقربی غریب رهگذارست
(از ولایت باران / 53)
سَلامٌ عَلى‏ إِلْ‏ياسينَ
سلام بر آل ياسين.
(صافات / 130)
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً
حق خويشاوند و مسكين و راه مانده را بده، و اسراف و زياده‏روى هم مكن .
(الإسراء / 26)
بخوان پس این گدا طبعان دون را
علی حبه طعام یطعمون را
(از ولایت باران / 53)
وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً
و بر دوستى خدا به فقير و اسير و طفل يتيم طعام مى‏دهند.
(إنسان/ 8)
بخوان ما حامل روح امینیم
کتاب سرمدی اوراق دینیم
(از ولایت باران / 53)
وَ إِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبّ‏ِ الْعَالَمِينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ
اين قرآن كتابى است كه از ناحيه پروردگار جهانيان نازل شده و آن را روح الامين نازل كرده .
(شعراء/ 192)
ز سیلی که ز سیلی بر تو بستند
سکینه قلب مومن را شکستند
(از ولایت باران / 53)
ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ عَذَّبَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ ذلِكَ جَزاءُ الْكافِرينَ
آن گاه خدا سكينت خود را بر پيغمبرش و بر مؤمنان نازل نمود، و لشكريانى كه شما نمى‏ديديد فرو فرستاد، و كسانى را كه كافر بودند عذاب كرد و همين است كيفر كافران
( توبه / 26)
چرا عرفان کنار خواب ما نیست
چرا ترتیل در مهتاب ما نیست؟
(باغ تناسخ / 22)
قُمِ الَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا * أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً
شب را زنده بدار، مگر اندكى را، * يا اندكى بر نيمه بيفزاى و قرآن را شمرده و روشن بخوان.
(مزمل/ 2و 4)
تو را در امانت امین کردهاند
خداوند ملک زمین کردهاند
(خوابنامه/ 102)
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً
ما اين امانت را بر آسمانها و زمين و كوه‏ها عرضه داشتيم، از تحمل آن سرباز زدند و از آن ترسيدند. انسان آن امانت بر دوش گرفت، كه او ستمكار و نادان بود.
( احزاب/ 72)
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فيها مَنْ يُفْسِدُ فيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
و چون پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمين خليفه‏اى مى آفرينم، گفتند: آيا كسى را مى‏آفرينى كه در آنجا فساد كند و خونها بريزد، و حال آنكه ما به ستايش تو تسبيح مى‏گوييم و تو را تقديس مى كنيم؟ گفت: من آن دانم كه شما نمى‏دانيد.
( بقره/ 30)
به زهر شراب تو شداد رفت
ز عادات تو عاد بر باد رفت
(خوابنامه/ 184)
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِريحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ
و اما قوم عاد با وزش باد صُرصر به هلاكت رسيدند.
(الحاقه/ 6)
بگو وارثان زمین کیستند
کجا بردگان بیعطش زیستند
(خوابنامه / 232)
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ
و ما در زبور- پس از تورات- نوشته‏ايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد.
( انبیا/ 105 )
بیفکن بت لفظ خناس را
به معنی بخوان قوم احساس را
(خوابنامه/ 244)
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ
از شر وسوسه وسوسه‏گر نهانى،
(ناس/ 4)
نیست باکم هیچ از قحط کرم
میخورم یک لقمه نون والقلم
(خواب میخک / 88)
ن وَ الْقَلَمِ وَ مَا يَسْطُرُونَ
ن، سوگند به قلم و آنچه با قلم مى‏نويسند.
(قلم / 1)
که موسی به گهواره در آب بود
که چشمان فرعون بیخواب بود
(خواب میخک / 277)
أَوْحَيْنَا إِلىَ أُمّ‏ِ مُوسىَ أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فىِ الْيَمّ‏ِ وَ لَا تخََافىِ وَ لَا تحَْزَنىِ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَ جَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
و به مادر موسى وحى كرديم كه: شيرش بده و اگر بر او بيمناك شدى به دريايش بينداز و مترس و غمگين مشو، او را به تو باز مى‏گردانيم و در شمار پيامبرانش مى‏آوريم.
(قصص / 7)
رسم کردی سجده بر تندیس را
کاسه دادی تا ابد ابلیس را
(خواب میخک / 17)
َ و إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ
و به فرشتگان گفتيم: آدم را سجده كنيد. همه سجده كردند جز ابليس، كه سرباز زد و برترى جست. و او از كافران بود.
( بقره / 34)
بگذرد این دوره تبعید تن
عاقبت آزادی از بند بدن
(خواب میخک / 18)
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها
خدا جانها را به هنگام مردنشان مى‏گيرد،
(زمر / 42)
درهات را بی شغالان رجیم
راههایت بر

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید