پایان نامه ارشد رایگان درمورد انفال، ظاهر و باطن، احمد عزیزی

برگزیده همراه با آیات مرتبط و ترجمه هر آیه ذکر شده است.
2-1 احمد عزیزی
ای لب تو حاکم کن تا یکون
نافه تبدیل جهان از تو خون
(ملکوت تکلم / 29)
إنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون
چون بخواهد چيزى را بيافريند، فرمانش اين است كه مى‏گويد: موجود شو، پس موجود مى‏شود.
(یس/ 82)
ای به سر نون جهان کاف تو
بند وجود و عدم از ناف تو
(ملکوت تکلم / 31)
بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضى‏ أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
آفريننده آسمانها و زمين است. چون اراده چيزى كند، مى‏گويد: موجود شو. و آن چيز موجود مى‏شود.
(بقره/ 117)
من شکاف کوزه کسری شدم
غرق سبحان الذی اسری شدم
(خواب میخک /173)
سُبْحانَ الَّذي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذي بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ
منزه است آن خدايى كه بنده خود را شبى از مسجد الحرام به مسجد الاقصى كه گرداگردش را بركت داده‏ايم سير داد، تا بعضى از آيات خود را به او بنماييم، هر آينه او شنوا و بيناست.
(اسراء / 1)
ای که در این دسته و آن دستهای
سوره اخلاص بخوان رستهای
(ملکوت تکلم / 60)
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
بگو: اوست خداى يكتا
(اخلاص / 1)
چاره عارف چه بود جز سکوت
چیست جهان سورهای از عنکبوت
(ملکوت تکلم / 63)
مَثَلُ الَّذِينَ اتخََّذُواْ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتخََّذَتْ بَيْتًا وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ
مثَل آنان كه سواى خدا را اوليا گرفتند، مثَل عنكبوت است كه خانه‏اى بساخت. و كاش مى‏دانستند، هر آينه سست‏ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است.
(العنكبوت/ 41)
مصر تمناست پر قاصدک
بانگ زند پرده گل هیت لک
(ملکوت تکلم / 79)
وَ راوَدَتْهُ الَّتي‏ هُوَ في‏ بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
يوسف‏ و آن زن كه يوسف در خانه‏اش بود، در پى كامجويى از او مى‏بود. و درها را بست و گفت: بشتاب. گفت: پناه مى‏برم به خدا. او پروراننده من است و مرا منزلتى نيكو داده و ستمكاران رستگار نمى‏شوند.
(یوسف / 23)
وقت دمی فوت ندارد جهان
ذائقه موت ندارد جهان
(ملکوت تکلم / 117)
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ
همه كس مرگ را مى‏چشد، و به تحقيق در روز قيامت مزد اعمال شما را به كمال خواهند داد. و هر كس را از آتش دور سازند و به بهشت درآورند به پيروزى رسيده است. و اين زندگى دنيا جز متاعى فريبنده نيست.
(آل عمران / 185)
گاه به ما رنگ فنا میزنی
نعره الملک لنا میزنی
(ملکوت تکلم / 119)
يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى‏ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْ‏ءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
آن روز كه همگان آشكار شوند. هيچ چيز از آنها بر خدا پوشيده نماند. در آن روز فرمانروايى از آن كيست؟ از آن خداى يكتاى قهار.
(غافر / 16)
علم به علم تو نداریم ما
این همه حلم تو نداریم ما
(ملکوت تکلم/ 127)
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحيطُونَ بِهِ عِلْماً
هر چه را در پيش روى آنهاست و هر چه را در پشت سرشان است مى‏داند و علم آنان او را در بَر نگيرد.
(طه / 110)
ظاهر و باطن توئی و هیچ ما
پیچک موهوم عبثپیچ ما
(ملکوت تکلم/ 128)
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ
اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزى داناست.
(حدید/ 3)
بین من و تیغ تو حائل شما
فعل شما بوده و فاعل شما
(ملکوت تکلم/ 130)
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ
شما آنان را نمى‏كشتيد، خدا بود كه آنها را مى‏كشت. و آن گاه كه تير مى‏انداختى، تو تير نمى‏انداختى، خدا بود كه تير مى‏انداخت، تا به مؤمنان نعمتى كرامند ارزانى دارد. هرآينه خدا شنوا و داناست.
(انفال/ 17)
ما به تولا چه تولوا کنیم
وجه تو ماه است چه عوعو کنیم
(ملکوت تکلم / 130)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد و در حالى كه سخن او را مى‏شنويد از او روى برمگردانيد.
(انفال / 20)
غرق مشیت نشدن کاهلی ست
علم، که خشیت ندهد جاهلی ست
(ملکوت تکلم / 192)
وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابّ‏ِ وَ الْأَنْعَامِ مخُْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ كَذَالِكَ إِنَّمَا يخَْشىَ اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَؤُاْ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ
همچنين از مردم و جنبندگان و چهارپايان گوناگون. هر آينه از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مى‏ترسند. و خدا پيروزمند و آمرزنده است.
( فاطر / 28)
از خم ابروی که آید برون
خانه لا اعبد ما تعبدون
(ملکوت تکلم / 197)
لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ
من چيزى را كه شما مى‏پرستيد نمى‏پرستم.
(كافرون/ 2)
فرش اذالشمس که میگسترد
زورق والیل که را میبرد
(ملکوت تکلم / 197)
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَ اللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ
زمانى كه آفتاب درهم پيچيده مى‏شود و سوگند مى‏خورم به شب هنگامى كه تاريك مى‏شود.
(تكوير/1و 17)
چشم جهان، حیرت لاحولگوست
صحن زمین، مدرسه تفلحوست
(ملکوت تکلم / 192)
«لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلىّ العظيم» «هيچ جنبش و نيرويى جز به اراده خداى بزرگ نيست»
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَ افْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
شما كه ايمان داريد ركوع كنيد و به سجده بيفتيد و پروردگارتان را بپرستيد و نيكى كنيد شايد رستگار شويد.
( الحج / 77)
ما همه گردیم درین ره غریب
آبله مضطر امن یجیب
(ملکوت تکلم / 232)
أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ
يا آن كه درمانده، وقتى كه او را بخواند اجابتش كند و محنت از او بر دارد و شما را جانشينان اين سر زمين كند، چگونه با اين خدا خدايى هست؟ چه كم است اندرز گيرى شما .
(النمل / 62)
حرف دل ما كتابت اوست
هر نقطه دعا، اجابت اوست
(ملکوت تکلم/ 425)
وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ
پروردگارتان گفت: بخوانيد مرا تا شما را پاسخ گويم‏
(غافر/ 60)
طورست جهان و تو برآني
آيينه‌ي توست لن تراني
(ملکوت تکلم / 484)
نسیم نیل از سبع المثانی
هوای طور غرق لن ترانی
(باغ تناسخ / 19)
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى‏ لِميقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِني‏ أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَراني‏ وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَراني‏ فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى‏ صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنينَ
. و چون موسى به وعده گاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض كرد: پروردگارا خودت را به من بنما كه ترا بنگرم، گفت: هرگز مرا نخواهى ديد ولى به اين كوه بنگر اگر بجاى خويش برقرار ماند شايد مرا توانى ديد و همين كه پروردگارش بر آن كوه جلوه كرد آن را متلاشى نمود و موسى بيهوش بيفتاد و چون به خود آمد گفت: منزهى تو، سوى تو باز مى‏گردم و من اولين مؤمن هستم.
(الاعراف / 143)
وَ لَقَدْ آتَيْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثاني‏ وَ الْقُرْآنَ الْعَظيمَ
ما سبع المثانى و قرآن بزرگ را به تو داديم.
( حجر/ 87)
روح نبی مختفی جسم کیست
معنی الله صمد اسم کیست
(خواب میخک/ ص238)
اللَّهُ الصَّمَدُ
او بینیاز است و همه به او نیازمندند.
(اخلاص/ 2)
کیست ای مرد مجاهد جز علی
با محمد نفس واحد جز علی
(از ولایت باران/ ص36)
فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ
پس هر كس با تو در باره بندگى و رسالت عيسى ع مجادله كرد بعد از علمى كه از مطلب يافتى، به ايشان بگو بيائيد ما فرزندان خود، و شما فرزندان خود را، ما زنان خود و شما زنان خود را، ما نفس خود، و شما نفس خود را بخوانيم و سپس مباهله كنيم و دورى از رحمت خدا را براى دروغگويان كه يا مائيم، يا شما،درخواست كنيم.
(آل عمران / 61 )
این طعم بتانچشیدگان را
این واعتصموا بریدگان را
(خواب میخک / 316)
گویی رم پیل مست برخاست
صد واعتصموا به دست برخاست
(خواب میخک / 368)
وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا
و همگى به وسيله حبل خدا خويشتن را حفظ كنيد و متفرق نشويد.
(آل عمران / 103)
ای شیعه شوق ناله تا چند
والشمس بخوان و لب فروبند
(خواب میخک / ص368)
وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها
سوگند به خورشيد و گسترش نور آن.
(شمس / 1)
والیل مخوان ز نور میخوان
یا باسط و یا غفور میخوان
(خواب میخک/ ص369)
َ واللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ
و سوگند مى‏خورم به شب هنگامى كه تاريك مى‏شود.
(تكوير / 17)
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في‏ زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضي‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ
خدا نور آسمانها و زمين است نو را و همچون محفظه‏اى است كه در آن چراغى باشد، و چراغ در شيشه‏اى، شيشه‏اى كه گويى ستاره‏اى است درخشان، و آن چراغ با روغن زيتى صاف روشن باشد كه از درخت پر بركت زيتون (سر زمين مقدس) گرفته شده باشد نه زيتون شرقى و نه غربى، در نتيجه آن چنان صاف و قابل احتراق باشد كه نزديك است خود به خود بسوزد هر چند كه آتش بدان نرسد، و معلوم است كه چنين چراغى نورش دو چندان و نورى بالاى نور است، خدا هر كه را خواهد به نور خويش هدايت كند و اين مثلها را خدا براى مردمى مى‏زند كه خدا به همه چيز دانا است
(نور / 35)
بلبل به نوا دهن گرفته
الملک لمن؛ چمن گرفته
(خواب میخک / 422)
َیوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى‏ عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْ‏ءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
آن روز كه همگان آشكار شوند. هيچ چيز از آنها بر خدا پوشيده نماند. د

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید