منابع پایان نامه درمورد تصویر سازی، ورزشکاران، تصویر ذهنی، فشار روانی

نیازمند تمرکز هستند، تقویت می شود. روش های موفق برای بهبود و حفظ تمرکز حواس، اغلب ماهیت بسیار ویژه و منحصر بفردی دارند. ورزشکاران باید بیاموزند که تمرین تمرکز، نیازی به بهم فشردن دندانها، انقباض عضلات و فشار آوردن به ذهن ندارد. اینگونه روشها، بجای تمرکز روی فعالیت ویا عملکرد ورزشی، موجب تمرکز، روی خود مهارت تمرکز می شود که خود، تمرکز نداشتن است. روشهای مقابله با محرکهای بیرونی، تمرین همزمان تجارت ورزشی رقابتی را شامل می شود، مانند گوش کردن به نوار صدای یک مسابقه واقعی، فریاد مربی یا سرپرستی که به بازیکن دشنام می دهد، و بازیکن طرف مقابل که وقت را هدر می دهد و یا کلمات توهین آمیز به کار می برد. نوع دیگر تمرینات بهبود تمرکز، به آموزش مراقبه در یوگا شباهت بسیار دارد. در این تمرین، فرد در حالی که با چشمانی بسته، آرام نشسته است، سعی می کند روی یک فکر یا تصویر ذهنی یا مدت طولانی تمرکز کند. همچنین می توان از یک شیء واقعی مانند توپ و یا راکت استفاده کرد. ورزشکاران باید بدانند که چه زمانی تمرکز را برقرار سازند، و چه زمانی آن را باز گیرند. اگر تمرکز با احتیاط تنظیم نشود، ممکن است منجر به احساس خستگی روانی شود و خستگی روانی، مکانیسم توجه را درهم می ریزد. به هنگام خستگی روانی، حفظ تمرکز روی محرک اصلی، پایدار نمی ماند و تنظیم وسعت و جهت توجه، کند می شود و تمرکز از بین می رود. در چنین شرایطی اشتباهات حرکتی افزایش می یابند و مهارتهای ساده، انرژی جسمانی زیادی را هدر می دهند و ورزشکاران در مقابل عوامل مخل از قبیل درد افکار منفی، آسیب پذیر می شوند. تنها، زمانی می توان از خستگی روانی جلوگیری کرد که ذهن ورزشکاران، بواسطه تمرین مهارتهای روانی لازم، آمادگی یافته باشد. آمادگی جسمانی، بدن آمادگی روانی، مانند بریدن کیک و نخوردن آن است (آقاعلی نژاد، ۱۳۷۶). بایستی توجه داشت که ذهن قوی می تواند اجرا را پیشرفت دهد و این مورد نیز همانند جنبه های فیزیکی با اهمیت است (برویر، ۱۹۹۵) .
۲-۲-۵- کنترل حالت های روانی
انرژی روانی مانند سایر قابلیت های روانی، زمانی موثر است که به ورزشکاران آموزش داده شود که چگونه افکار خود را کنترل کنند و مهار ذهن شان را بدست آورند. همانگونه که ورزشکاران می توانند بدن خود را به گونه ای بسازند تا انرژی بدنی آنها افزیش یابد، می توانند طوری ذهن خود را پرورش دهند تا انرژی روانی آنها نیز بالا رود. همچنین زمانی که منبع انرژی روانی آنها سرشار باشد، بهترین سطح عملکرد را دارند و لازم است که نه تنها انرژی روانی و جسمانی خود را کنترل کنند بلکه به تنظیم آن در سطحی بهینه نیز، دست بزنند. صرفه جویی در انرژی روانی، با توصیه به تمرکز بر روی محرک اصلی و هدف واقعی، صورت می گیرد. آموزش کنترل حالت های روانی، ورزشکاران را تشویق به برگیری توجه از عوامل مزاحم و مخل بخش های غیر اصلی فعالیت و برقراری تمرکز به تعمیق در مورد چگونگی انجام کار، می کند. لازم است که ورزشکاران نسبت به حالات روانی خود آگاه گردند. اینکه در شرایط مفروض چگونه عمل خواهند کرد، گام اول به سمت کنترل حالت های روانی است. در روانشناسی، انرژی روانی به معنای سطحی از فعالیت، بیداری و انگیختگی ذهن و بدن تعبیر شده است. انرژی روانی کارمایه و نیروی حیاتی کارکردهای ذهنی است و پایه و مبنای انگیزش محسوب می شود. انرژی روانی مانند خیلی از ویژگیهای روانی و بر روی پیوستاری قرار می گیرد. به تصویر ۲-۲ نگاه کنید.
برخی از انواع فعالیت ها و مهارتهای ساده، به میزان پایینی از انرژی روانی نیاز دارند و برخی دیگر از فعالیتها مانند مسابقه با رقیبی ورزیده، انرژی روانی بالایی را می طلبد. وقتی که انرژی روانی از پایین به بالا سیر می کند، می گویند که سطح انگیختگی بالا رفته است. این سیر بالا رونده، چنانچه از حد معینی فراتر رود، روان دچار از هم گسیختگی و پراکنش می گردد. ورزشکاران برای فعالیت نیاز به سطح مطلوب و بهینه انرژی روانی ، بر حسب موقعیت و ماهیت کار دارند. سطح فزون از حد آن تأثیرات منفی به بار می آورد (مارتنر، ۱۳۷۲) .
۲-۲-۵-۱- محدوده بهینه و مطلوب انرژی روانی
برای انجام هرچه بهتر مهارت ، لازم است که ورزشکاران محدوده بهینه انرژی روانی خود را پیدا کنند. محدوده بهینه و مطلوب انرژی روانی در ورزشهای مختلف، متفاوت است. در برخی از ورزشها نظیر وزنه برداری، قایقرانی و دو میدانی، ورزشکاران به آمادگی جسمانی مناسب و انرژی روانی بالایی نیاز دارند. این ورزشها جزو مهارتهای ساده و درشت هستند، در نتیجه سطح بهینه و مطلوب انرژی روانی در آنها بیشتر است. اینگونه ورزشکاران با احساس مبارزه طلبی، قدرتمندی و انگیزش بالا از عملکرد ورزشی بهتری برخوردارند. در مقابل در ورزشهایی مثل تیراندازی، گلف و بولینگ که جزو مهارتهای پیچیده و ظریف هستند، تنش و فشار روانی زیاد می تواند اثر منفی روی عملکرد ورزشی داشته باشد. این ورزشها نیاز به کنترل عضلانی دقیق و بنابراین احساس آرامش ، خود کنترلی، و آسودگی دارند. نشانه های جسمانی آرامش در ورزشکاران ، ضربان قلب پایین و یا ثابت، تنفس یکنواخت و تنش عضلانی پایین است (توماس ۲۰۰۶) . اصل حاکم بر رابطه بین انرژی روانی و عملکرد مهارتی گواهی می دهد که همراه با افزایش انرژی روانی تا سطح معینی، سطح عملکرد مهارتی نیز ارتقاء پیدا می کند تا به نهایت پتانسیل فرد مجری برسد. در این سطح، با افزایش بیشتر فشار روانی، سطح عملکرد مهارتی کاهش پیدا می کند و به سمتی نامطلوب سیر می نماید. منطقه ای را که فرد در عالی ترین حد عملکردی خود ظاهر می شود، محدوده انرژی روانی مطلوب نامگذاری کرده اند که در قسمت هاشور خورده نمودار ۲-۱ پیداست (مارتنز، ۱۳۷۲).
شکل ۲-۲- رابطه بین سطح انرژی روانی و سطح عملکرد مهارتی
۲-۲-۶- تصویر سازی ذهنی
تمرین ذهنی و استفاده از تصورات در اجرا و پیشرفت مهارتهای ورزشی مبحث جدیدی است که برنامه های تمرینی مربیان رشته های مختلف ورزشی را به خود اختصاص داده است و از این برنامه عمده در سطوح مختلف یادگیری (مقدماتی، متوسطه و پیشرفته) استفاده می شود و بطور کلی یک عامل مهم در جنبه های مختلف روان شناسی ورزشی محسوب می شود (گلد، ۲۰۰۷). روان شناسان ورزشی اخیراً ثابت کرده اند که تصویر سازی ذهنی، می تواند در توسعه و ظرافت مهارتهای روانی موثر باشد، بطور مثال تصویر سازی ذهنی می تواند تمرکز را بهبود بخشد، اضطراب را کاهش دهد و موجب بالا رفتن اطمینان شود، همچنین در اثر گذاری بر روی کلیه مهارتهای روانی موثر در اجراء مفید بوده و وسیله ای برای تمرین و یادگیری مهارتهای روانی متنوع می باشد (هالواری، ۱۹۹۰) . تصویر سازی ذهنی شامل فراخوانی قسمتی از اطلاعات ذخیره شده از تجربیات در حافظه و استفاده از این اطلاعات در جهت تصویر سازی مطلوب می باشد (گیل۲۶، ۱۹۹۴) . اصطلاح تصویر سازی ذهنی و تصور ذهنی اغلب بعنوان اصطلاحات مترادف به کار می روند. آنها با به کار گیری همه حواس در ایجاد کردن و یا از نوع ایجاد کردن یک تجربه در ذهن سر و کار دارند. در تایید و حمایت تأثیر تصویر ذهنی بر عملکرد جسمانی شواهد علمی و واقع گرایانه بسیاری قوی است. به عنوان مثال تحقیقات اورلیک و پارتینگتون۲۷ (۱۹۸۸) نشان داده است که ۹۹% از ۲۳۵ بازیکن المپیک از تصویرسازی ذهنی به عنوان یک راهبرد آماده سازی استفاده کرده اند، این بازیکنان حداقل روزی یکبار و چهار روز در هفته و حدود ۱۲ دقیقه در هر مرتبه، تصویر سازی منظم از بازی را، از پیش برنامه ریزی کرده اند (موریس، ۱۳۷۳). امروزه استفاده از تصویر سازی ذهنی در بسیاری از موارد کاربرد دارد. هر شخص در هر موقعیت شغلی و سنی که قرار دارد به انحاء مختلف از آن استفاده می کند. شواهد قابل توجهی در دسترس است که نقش تصویر سازی را در تسهیل یادگیری به طور اعم، و یادگیری مهارتهای بدنی به طور اخص تأکید می کند. به طوری که روان شناسان یکی از عوامل موثر بر یادگیری را داشتن تصویر ذهنی واضح می دانند (رابرتز، ۲۰۰۵). تصویرسازی اجرای ورزشی را در گروه وسیعی از ورزش ها مثل بسکتبال فوتبال هاکی شیرجه و گلف بهبود می بخشد. تمرینات تصویر سازی به تنهایی یا به صورت مکمل تمرین بدنی برای هر دو گروه ورزشکاران نخبه و مبتدی موثر است. تصویر سازی به دلایل متعددی مورد استفاده قرار گرفته است که بهبود اجرا را می توان رایج ترین و موجه ترین انگیزه برای کاربرد آن دانست (برگ۲۸، ۲۰۰۴).
تحقیقات نشان می دهد که دو نیمکره ی مغز انسان به شیوه های متفاوتی کار می کنند. تکامل مهارتهای کلامی، تفکر منطقی و تحلیلی در نیم کره چپ مغز رخ می دهند در حالی که نیمکره راست مغز با اطلاعاتی درباره آنچه که می بینیم، احساس می کنیم و یا روی آن تمرکز می کنیم سر و کار دارد. برای مثال، فکر کردن درباره اجرای یک حرکت به وسیله نیمکره چپ انجام می شود، در حالی که مجذوب احساس یک تکنیک شدن، به وسیله نیمکره راست مغز انجام می گیرد و این امر را تسهیل می نماید. جاکوبسون۲۹ حدود شصت سال پیش نشان داد که فقط با تصور (که در نیمکره راست انجام میگیرد) تنیدگی یا آرمیدگی یک عضله، می توانیم آن عضله را به طور واقعی تنیده یا آرمیده کنیم. بنابراین، به جای اینکه هر بار با شدت بیشتری تلاش کنیم از تصور کردن آنچه که می خواهیم انجام دهیم، بایستی کمک بگیریم. در اینصورت تنش و اضطرابی که اغلب در تلاش شدید دیده می شود، در این عمل وجود ندارد (وینتر، ۱۳۷۹). باید خاطر نشان ساخت ، هنگامی که ورزشکاری از تصویر سازی ذهنی استفاده می کند، بایستی تا حد امکان تمام حواس خود را به کار گیرد و احساس مطلوب در رابطه با وظیفه یا مهارتی که سعی در انجام آن دارد، داشته باشد. استفاده از تصویر سازی ذهنی موجب افزایش تمرکز، اعتماد به نفس، کنترل پاسخ های هیجانی ، تمرین مهارتهای ورزشی، تمرین تاکتیک و فایق آمدن بر درد و آسیب دیدگی می شود (گالاهو، ۱۹۹۱).
۲-۲-۶-۱- انواع تصویر سازی ذهنی :
۱- تصویر سازی بیرونی: استراتژی ذهنی که در آن، فرد عملکرد خوبش را از نگاه یک مشاهده کننده خارجی تصور می کند. این نوع تصویر سازی، تصویر سازی سوم شخص و تصویر سازی بینایی نیز نامیده می شود.
۲- تصویر سازی درونی: تصویر سازی درونی که مبتنی بر تجارب حسی بازیکن است. برای نمونه تصویر بازیکن از احساس انجام اجرای ماهرانه، در ذهن خود، به جای تصویر مشاهده بازی او توسط تماشاگران، که تصویر سازی اول شخص نیز نامیده می شود (انشل۳۰، ۱۳۷۶).
اسمیت۳۱ در سال ۱۹۸۷ عنوان کرد که از نظر درک مستقیم، تصویر سازی درونی، در افزایش اجرا بیشتر از تصویر سازی بیرونی موثر است. او مشاهده کرد که یادگیری یک مهارت از طریق تصویر سازی بیرونی ممکن است اثرات ناشی از یادگیری اصول معین را کاهش دهد. تصویر

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید