منابع تحقیق حقوق درباره حقوق بشر

دانلود پایان نامه

تهدید، توطئه، سازماندهی یا جذب هر شخص به قصد ارتکاب هر یک از اعمال اشاره شد در بند «الف» و زیربندهای آن»
تعریف فوق از تروریسم از دو نقطه نظر شایسته توجه خاص است. اول آنکه برای اولین بار در اسناد ضد تروریستی ایراد خسارت به «میراث فرهنگی» از مصادیق تروریسم در نظر گرفته شده است و دوم حسب نیاز خاص منطقه، به راه اندازی شورش، ناآرامی سراسری و بحران در کشورهای منطقه بعنوان یک جرم تروریستی تاکید شده است و دولت‌ها موظف به همکاری قضائی ( معاضدات، مجازات یا استرداد) متهمین به ارتکاب چنین جرایمی شده اند.
علت این تأکید بحران‌ها و فجایع انسانی است که آفریقا به ویژه در دهه نود با آن مواجه بوده عمدتاً ریشه در بحران‌ها و شورش‌های اولیه قومیت‌ها دارد. ماده دوی کنوانسیون اقدام به جرم انگاری تروریسم نموده و تکالیف خاصی را برای دولت‌های عضو در این رابطه پیش بینی کرده است که توجه به آنها بی‌فایده به نظر نمی‌رسد:
دول عضو متعهد می‌شود که:
الف. قوانین ملی خویش را باز بینی کرده و اعمال تروریستی پیش بینی شده در این کنوانسیون را به عنوان تخلفات کیفری، تصویب نموده و چنین اعمالی را با در نظر گرفتن ماهیت شدیدشان یا مجازات‌های متناسب قابل مجازات نماید؛
ب. امضا یا الحاق به اسناد بین المللی فهرست شده در ضمیمه در صورتی که تا کنون آنها را امضا، تصویب یا مورد پذیرش قرارا نداده باشند را در اولویت قرار دهند؛
ج. اقدامات لازم از جمله تصویب قوانین و پیش بینی جرایم مورد نظر اسناد اشاره شده در بند «ب» را اتخاذ نموده و دولت‌های که اسناد مذکور قبول یا تصویب کرده‌‌اند جرایم مورد نظر آنها را با مجازات‌های متناسب با ماهیت شدیدآنها قابل مجازات نماید.
آنچه که در این ماده نسبت به دیگر موارد دارای اهمیت بیشتری است، تکالیف دولت‌های عضو به انجام تعهدات موجود به کنوانسیون‌های دوازده گانه حتی بدون عضویت در آنهاست.
چنین تکالیفی نشانه باور عمومی دول عضو کنوانسیون اتحادیه آفریقا به عرفی شدن کنوانسیون‌های دوازده گانه ضد تروریسم است و کنوانسیون اتحادیه آفریقا نیز تکالیفی را مبنی بر همکاری اطلاعاتی، معاضدت قضایی و مجازات یا استر داد برای دول عضو پیش بینی نموده است.
با بررسی کنوانسیون‌های منطقه ای ضد تروریسم در می‌یابیم چه آنها حسب نیازها وضرورت‌های منطقه‌ای اقدام به تعریف و جرم انگاری تروریسم بین المللی نموده‌اند ولی درک مشترکی از مفهوم تروریسم نیز در آنها دیده می‌شود چرا که تقریباَ تمامی این کنوانسیون‌ها ارتکاب جرایم خشونت بار یا تهدید به ارتکاب چنین جرایمی را علیه اشخاص غیر نظامی جرم تروریستی تلفی کرده‌اند همانطور که تقریباَ اکثر جرایم تروریستی مورد نظر کنوانسیون‌های دوازده گانه ضد تروریسم نیز مورد تأ کید و تکرار این کنوانسیون‌ها قرار گرفته است.
فصل دوم: مبارزه با تروریزم وچالشهای حقوق بشر

1- توازن جنگ بین تروریسم و حقوق بشر
آیا وقایع 11 سپتامبر 2001 جهان را برای همیشه تغیر داده است ؟ آیا این احتمال که یک سلول تروریستی بتواند سلاح‌های کشتار جمعی را در شهر بزرگ منفجر کند آنقدر تهدید بزرگی است که کل ساختمان حقوق بین الملل و جامعه باید بدون توجه به نتایج حقوق بشری آن، هر آنچه برای برخورد با این تهدید ضروری است انجام دهد؟ آیا ما می‌توانیم در شرایط بحران دایمی و خطر فوق العاده، هنجارهای حقوق بشری جهانی را رعایت نکنیم؟ آیا استثنایی تحت عنوان «جنگ علیه تروریسم» بر چارچوب حقوق بشر بین المللی وجود دارد؟
این سوالات چشم انداز عملکرد چارچوب حقوق بشر را در بلند مدت ترسیم می‌کند. تهدیدات تروریستی در سرتاسر تاریخ معاصر وجود داشته‌اند و اهمیت باز داشتند و پیش‌گیری از عملیات تروریسیتی همیشه واجد اهمیت بوده است. تلاش برای کنار گذاردن هنجارهای حقوق بشر در شرایط بحرانی و رعب آور، کوته اندیشانه و مشکل آفرین خواهد بود. همان طورکه افشاگری‌های تکان دهنده زندان ابوغریب نشان داده است جهان، رفتار غیرانسانی را تحت هیچ شرایطی نمی‌پذیرد و چنین رفتارهایی حتی اقدامات امنیتی مشروع را نیز تهدیدکرده و برآنهاسایه می‌اندازد.
همان طوری که چوى ئن لای راجع به تاثیرات انقلاب فرانسه گفته است، «شاید بسیار زود باشد» که در خصوص تأثیر وقایع 11 سپتامبر بر جهان سخن بگوییم. محدوده‌ی کلی و ماهیت تهدید تروریستی مشخص نیست، اگر چه وقایع 11 مارس (2004) اسپانیا نشان داد که این گونه تهدیدها واقعی، عمده و مستمر هستند.
«جنگ علیه تروریسم» به رهبری ایالت متحده بر این نگرش مبتنی است که وقایع 11 سپامبر باید به زنگ خطری قلمداد گردد مبنی بر اینکه جهان تغییر یافته است
. جامعه بین المللی نیازمند ابزارها، استراتیژی‌ها و شاید یک ساختار هنجاری جدید در برخورد با این تهدیدهای شدید علیه امنیت جهانی است. در فقدان توافق بین المللی در خصوص این هنجارها، استراتیژی‌ها و ابزارهای جدید، علیه تروریسم بر اساس الزامات خویش بدون توجه به هنجارهای موجود آغاز شده است.شیوه آغاز این جنگ خود تهدید برای امنیت انسانی است. با به چالش کشیدن چارچوب حقوق بشر بین المللی و حقوق بشر دوستانه که طی چندین دهه با مشقت و دقت شکل گرفته است، جنگ علیه تروریسم، امنیت ما را بیش از هر حمله تروریستی دیگری تهدید می‌کند. کاملاً منطقی است که هراس از (تکرار ) حملات 11 سپتامبر تبعات حقوق بشری جنگ علیه تروریسم را در وجدان عمومی تحت الشعاع قرار دهد. اکنون زمان آن فرا رسیده که با استانداردهای حقوق بشر بین المللی موجود و استانداردهای حقوق بشر دوستانه مجدداً میان آزادی و امنیت تعادل ایجاد کند.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

چشم انداز حقوق بشری اعلامیه جهانی حقوق بشر و انبوه هنجارهای حقوق بشری ناشی ازآن، اکنون بسیار مهمتر و ضروری تر از 11 سپتامبر 2001 است. تحقق حقوق بشر برای ساختن جهانی که در آن تروریسم نتواند آزادی و امنیت مارا تهدید کند حایز اهمیت است.
چارچوب حقوق بشر مانع اتخاذ اقدامات مؤثر و مشروع در واکنش به حملات تروریستی نیست. محدودیت‌هایی که حقوق بشربین المللی بر بعضی اشکال اعمال قدرت اجرایی (همچون ممنوعیت شکنجه) وارد میکند، نشان از اجماع جامعه بین المللی بر ارزشهایی دارد که همگان علی رغم اختلافات بسیار آنها را بنیادین و اساسی تلقی می‌کنند.
تاریخ نشان می‌دهد هنگامی که جوامع، حقوق بشر را با امنیت معامله کرده‌اند، اغلب هیچ یک از آن دو را بدست نیاورده‌اند. در واقع این اقلیت‌ها و دیگر گروههای حاشیه نشین بوده‌اند که تاوان این معامله را از طریق نقض حقوق بشری خویش پرداخت کرده‌اند. گاهی اوقات این معامله بشکل کشتار جمعی، بعضی اوقات هم بشکل بازداشت خود سرانه و حبس یا سرکوب آزادی بیان یا مذهب جلوه گر میشود.
در واقع، درطی 60 سال گذشته میلیون‌ها نفر به دلیل عدم رعایت هنجارهای حقوق بشری از بین رفته‌اند تضعیف نهادها و هنجار های حقوق بشربین المللی تنها نقض حقوق بشر را در اینده تسهیل می کند و اقدامات مربوط به سپردن ناقضان این حقوق بدست عدالت را باشکست مواجه میسازد
همچنین در آرژانتین طی یک دوره جنگ علیه تروریست‌ها و جدای طلبان بین سالهای 1983- 1976 بیش از 10 هزار نفر ناپدید شده‌اند.گروه‌های حقوقی بشری آرژانتینی معتقدند آمار 30 هزار نفر صحیح است.همچنین، کوتاهی یک دولت در پیروی از هنجارهای بنیادین حقوق بشر احتمالاً موجب می‌شود سازمان‌های تروریستی ساده تر به عضوگیری از میان ناراضیان، محرومان، خانواده و دوستان، آنهای که حقوق بشری ایشان نقض شده اقدام کنند.
نقض حقوق بشر بنام جنگ با تروریسم تلاش‌هایی را که برای پاسخ به تهدیدهای تروریستی انجام می‌شود، تضعیف کرده است و امنیت مارا هم در کوتاه مدت و هم در بلند مدت به خطر می‌اندازد. کوتاهی در رعایت هنجارهای حقوق بشری جهانی نه تنها ارزش‌های مشترک ما راتهدید می‌کند؛ بلکه این امر همکاری بین المللی و حمایت عمومی را که برای انجام اقدامات ضد تروریستی مؤثر ضروری است تضعیف می‌کند. هیچ ملتی هر قدر هم که قوی باشد نمی‌تواند مسئله تروریسم را به تنهایی حل کند. تمام دولت‌ها برای آنکه در پیش‌گیری از اقدامات تروریستی مؤفق باشند نیازمند همکاری تمامی بخش‌های جامعه خویش هستند.
بدون رعایت استانداردهای حقوق بشری بین المللی، نیل به چنین همکاری در سطوح ملی و بین المللی، اگر غیر ممکن نباشد بسیار دشوار خواهد بود.
در سال‌های 1966 الی 1965 ژنرال سوهارتو پس از به قدرت ریسدن بیش از نیم میلیون نفر را که گمان می رفت کمونیست باشند قتل عام کرد. علاوه براین اشخاص، تعداد زیادی شکنجه و بازداشت شدند. خانواده متهمان نیز طی یک برنامه طرد و منزوی سازی از مشارکت در زندگی اجتماعی و اقتصادی عادی محروم می‌شدند.
از زمان حملات 11 سپتامبر، چین تلاش کرده برای جلب همکاری بین الملی برای مبارزه اش با تجزیه طلبی که از سال‌ها قبل آغاز شده است، تمایز میان تروریسم و استقلال طلبی جامعه نژادی اویقور در منطقه خود مختار اویقور سین کیانگ را ار میان بردارد. پلیس ادعا می‌کند که در سرکوب تروریست‌ها موفق بوده و بیش از 100 نفر از هزار نفر از مسلمانان چینی اویقور را که به گفته مقامات چینی در کنار طالبان جنگیده‌اند باز داشت کرده است.
همین وضعیت در مصر نیز به چشم می خورد:
از 11 سپتامبر 2001 دولت مصر صدها تن از مخالفین دولت را به دلیل عضویت در اخوان المسلمین،یک گروه غیر قانونی؛ اما مخالف اقدامات خشونت آمیز و اعتقاد به آراء و نظرات «شبهه بر انگیز» باز داشت کرده است.(پرونده) بسیاری از بازداشت شدگان شامل اساتید دانشگاه‌ها، پژشکان و دیگر متخصصان برای رسیدگی به محاکم نظامی یا محاکم امنیتی عادی یا اضطراری دولتی ارجاع شده است، محاکمی که آیین رسیدگی آنها مطابق استانداردهای بین المللی محاکم منصفانه نیست. همچین از 11 سپتامبر، روسیه تلاش بسیاری کرده است که جنگ در چچین را به پیکار جهانی علیه تروریسم پیوند زند.
1-1- حقوق بشر قربانی جنگ علیه تروریسم
از زمان حملات 11 سپتامبر به این سو، ایالات متحده با حمایت بسیاری از کشورها جنگی را علیه تروریسم آغاز کرده است. این «جنگ» تمام ثمرات حقوق بشری چند دهه گذشته و چارچوب حقوق بشر بین المللی را در معرض خطر قرار داده است. بعضی روشهای به کار گرفته شده در دستگیری و بازجویی از اشخاص مظنون، حقوق بشر بین المللی و هنجارهای بشر دوستانه را به نام امنیت نقض می کند. در سراسر جهان دولت‌های بسیاری از پیکار ضد تروریستی پس از 11 سپتامبر برای حمله به مخالفان و پایمال شدن حقوق بشراستفاده کرده‌اند.
عفوبین الملل و بسیاری دیگر از گروه‌های حقوق بشری مستندات بسیاری در این خصوص در اختیار دارند البته همه اقدامات ضد تروریستی گذشته در معرض انتقاد نیستند.
نمونه‌های بسیاری از اقدامات مشترک جهت اجرای قانون و جلوگیری از اقدامات تروریستی و سپردن اشخاص مظنون به دست عدالت در درون سرمشق حقوق بشر به چشم می‌خورد. اختصاص منابع بیشتر و توجه به این اقدامات در پرتو حملات گسترده به غیر نظامیان قابل درک است.
تلفات بسیاری به غیر نظامیان وارد شده است… این نوع سوء استفاده که بسیار پیشتر از 11 سپت
امبر آغاز شده بود تاکنون ادامه دارد. افرا د زیادی پس از باز داشت توسط ماموران روسی ناپدید شده اند. عموماً نیروهای روسیه به عملیات های شبانه دست می زنند که در ان سربازان ماسک دار به بعضی خانه ها حمله کرده و اشخاص را می کشند یا با خود می برند و از آن پس دیگر خبری از آنها در دست نیست
دولت‌ها از حاشیه صلاحدید و سیعی در شناسایی تهدیدات به منافع ملی یا بین المللی بر خوردارند و حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه موجود چنین حاشیه صلاحدیدی را به رسمیت شناخته‌اند.
1-2- آیا جنگ علیه تروریسم خارج از چارچوب حقوق بشر و فرا قانونی است؟
در کانون چالش فعلی چارچوب حقوق بشر این مسئله مطرح است که آیا «جنگ علیه تروریسم» واقعاً یک جنگ است و اگر پاسخ مثبت باشد چه نوع جنگی است. تا کنون، یکی از ویژگی‌های جنگ علیه تروریسم عدم پذیرش اعمال مقررات حقوقی بر این جنگ است. یکی از اصول کلیدی چارچوب حقوق بشر آن است که هیچ «منطقه آزاد حقوق بشری» در جهان وجود ندارد و انسانها به صرف انسان بودنشان از یک سری حقوق بنیادین بشری برخوردارند. به علاوه، برخلاف تصویری که بسیاری در واشنگتن ترسیم می‌کنند هیچ شکافی میان حقوق بشر وحقوق بشر دوستانه که “جنگ علیه تروریسم ” در حیطه آن قرار دارد و از محدودیت های حقوق بین الملل بدور است وجود ندارد. ذات حاکمیت قانون ایجاب می کند که اقدامات اجرایی به موجب قانون محدود شوند.
عدم پذیرش این مطلب که حاکمیت قانون بر “جنگ علیه تروریسم “نیز اعمال می شود، تردید وتزلزل فوق العاده ای را موجب شده وحقوق فردی را در معرض زوال قرار داده است
به عنوان مثال، در آوریل 2003 ایالات متحده در پاسخ به سوالات مطروحه از سوی گزارشگر مخصوص ملل متحد راجع به اعدام‌های فرا قانونی، خودسرانه یا بدون طی تشریفات اعلامیه حقوق بشر در خصوص قتل 6 مرد در نوامبر 2002 در پی شلیک یک موشک در یمن اظهار داشت این حمله در عملیات نظامی و علیه مبارزان دشمن صورت گرفته و لذا خارج از صلاحیت کمیسیون حقوق بشرملل متحد و گزارشگر مخصوص آن است.
از آنجا که ایالات متحده این عملیات را باهمکاری دولت یمن انجام داد، این اقدام مثالی از یک عمل که آخرین راه چاره ممکن باشد نیست.، زیرا گمان می‌رود که یک دولت تروریست‌های مظنون را پناه داده یا به آنها کمک کرده است.
دستگیری اشخاص مظنون به برنامه ریزی اعمال مجرمانه یا دست داشتن در آن، خواه این اعمال تروریستیمحسوب شود یا خیر، بخش اصلی در فرایند اجرای قانون است. بخش که معمولاً مشمول محدودیت‌های قوانین حقوق بشری بین المللی است.
این محدویت‌ها ایجاب می‌کند که دولت‌های ایالات متحده و یمن این افراد را دستگیر کرده و به موجب قوانین کیفری قابل اعمال محاکمه کنند.
با توجه به تعریف «جنگ علیه تروریسم» به عنوان جنگ ایالات متحده و دولت‌های حامی او حتی در شرایطی که حقوق بشر دوستانه بین المللی قابل اعمال است، به سادگی تضمین‌های حمایتی حقوق بشری را به کنارمی‌نهند، ممکن است هر دولت دیگری که به دنبال سرکوب مخالفان و جنبش‌های آزادی بخش ملی بوده، یا هر شخصی را که با او مخالف است «تروریست» و یک تهدید نظامی مناسب در این «جنگ جهانی» قلمداد کند و این رویه را در پیش گیرد؛ چون محدوده‌ی جغرافیایی، ماهوی و زمانی جنگ علیه تروریسم نامعین و نا محدود است.
جنگ علیه تروریسم به موازات دنیای قانونی که در آن پیروی از هنجارهای حقوقی یک مسئله اجرایی است یا خارج از ضرورت دیپلماتیک یا روابط بین المللی انجام می شود جریان دارد.
مفهوم تروریسم از این منظر هر عملی است که از سوی آغاز کنندگان جنگ به عنوان تهدید تلقی شود. میدان جنگ بدون توجه به مرزها و حاکمیت‌ها، تمام سیاره زمین است.جنگ علیه تروریسم ممکن است همیشه ‌تداوم داشته و مشخص نیست چه کسی باید پایان آنرا اعلان کند. تضمین‌های حمایتی حقوق بشری هنگامیکه با مقتضیات جنگ علیه تروریسم مغایرت دارد کاربرد ندارد.
1-3- برخورد تبعیض آمیز با متهمان تروریسم
یکی از ویژگی‌های جنگ علیه تروریسم تا کنون این بوده که اقلیت‌ها بیشترین هزینه اقدامات ضد تروریستی را که علی الظاهر برای تضمین امنیت کل جامعه انجام شده است، پرداخت کرده‌اند چنین تبعیضی نه تنها منصفانه نیست، بلکه برای اقدامات امنیتی مشروع نیز مخرب است. در این بخش، همچنان تمرکز ما بر نمونه هایی از ایالات متحده است، اگر چه نمونه‌هایی از دیگر کشور ها هم قابل ذکر است.
پس از 11 سپتامبر، هزاران تن از اتباع کشورهای عربی و اسلامی در ایالات متحده بشکل گسترده‌ای از بازداشت پیش‌گیرانه دستگیر و زندانی شدند. این بازداشت‌ها بصورت محرمانه انجام می‌شد و معمولاً دولت با

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید