منابع تحقیق حقوق درباره حقوق بشر

دانلود پایان نامه

صدور قرار وثیقه برای این زندانیان مخالفت می‌کرد.
باز داشت شدگان در وضعیتی بسیار سخت و همراه با مجرمان کیفری نگهداری می‌شدند. تماس آنها با خانواده‌ها و وکلای‌شان به شدت محدود بود.
گزارش های تحقیق و تفحص دولت نشان می‌دهد که حقوق این افراد در طی این دوره به صورت گسترده‌ای نقض شده است.
شکایت از سوی باز داشت شده گان پس از 11 سپتامبر به گروه کاری راجع به بازداشت‌های خود سرانه در ACLU ثبت شده است.
علاوه براین افراد که بلافاصله پس از 11 سپتامبر بازداشت شدند، دولت به دستگیری و بازداشت اشخاص دیگری از ملیت‌های مختلف نیز ادامه داد. همجنین دولت یک برنامه ثبت نام ویژه‌ای را که محدود به اتباع بعضی کشورها بود آغاز و به فعالیت‌های دیگری که در واقع تهیه تاریخچه نژادی بود اقدام کرد و بدین طریق حس خشم و انزوا دراین اشخاص را تقویت کرد.
تقریباً همه بازداشت شدگان به دلیل نقض‌های کوچک مقررات مهاجرتی که در شرایط عادی موجب باز داشت یا اخراج نمی‌شد محکوم شدند. یکی از مفسران اظهار می‌کند که تنها سه تن از حدود 5000 هزار نفر باز داشت شده غیر اتباع آمریکایی در این مرحله متهم به جرایم تروریستی شدند که این خود نشانگر نا کارآمدی چنین استراتیژی‌های است.
در نتیجه این اقدامات زندگی را برای بسیاری از غیر اتباع مقیم در ایالات متحده دشوار می‌کند. این گونه تجاوزات به جوامع مهاجران تنها بخشی از خسارت جنبی جنگ علیه تروریسم است. در حالیکه هنجارهای بین المللی آشکارا تبعیض بر اساس نژاد، ملیت یا مذهب را منع می‌کنند؛ ولی همه روز خسارت بسیاری به واسطه‌ای تبعیض و ساختار اجتماعی به جوامع ما وارد می‌آید. دولت با تحت فشار قرار گذاشتن جوامع مهاجران، طرد و تبعیض را که قواعد حقوق بشری برای حذف آن بسیار تلاش کرده‌اند تقویت می کند و در نتیجه ایجاد تفاهم و همکاری بین جوامع در جنگ علیه تروریسم را مشکل تر می‌سازد.
ایالات متحده در استفاده از اختیارات ضد تروریستی جدید علیه گروه‌های اقلیت غیر اتباع، تنها نیست. قوانین ضد تروریستی در انگلستان نیز اتباع بیگانه را هدف قرار داده‌اند، لذا در صورت که اتباع بریتانیایی مظنون به اقدامات تروریستی باشد از حمایت کامل قانونی برخوردارند. این درحال است که اتباع بیگانه را می‌توان به صورت نا محدود و بدون محاکمه یا اتهام در بازداشت نگاه داشت.
برخلاف بازداشت شدگان گوانتاناموبه، مهاجران بازداشت شده در ایالات متحده حد اقل این اجازه داده شد که به وکیل دسترسی داشته باشند و امکان نظارت قضایی و اداری هرچند محدودی را برنوعی رفتار با آنها میسرساخت.
بنابراین تبعیض در جنگ علیه تروریسم نتیجه معکوس خواهد داشت چنانکه آمارها نشان داده‌اند که شبکه‌های دستگیری و بازداشت‌های گسترده‌ای از این دست نشان دهنده‌ای محدودیت شدید به کارگیری چنین تاکتیک‌هایی علیه تروریسم است.
چنین تاکتیک هایی موجب دشمنی میان مأموران اجرای قانون وجوامع آسیب دیده از تبعیض می‌شود. همکاری داوطلبانه که برای شناسایی و جلوگیری از اعمال تروریستی بسیارضروری است اکنون کمتر رخ می‌دهد. چرا باید اتباع کشورهای اسلامی یا عربی یا گروه‌های اقلیت به مقامات دولتی که به اقدامات خود سرانه علیه بستگان، دوستان و هم کیشان آنها دست می‌زنند داوطلبانه کمک کنند؟ به این ترتیب پیروی از استانداردهای حقوق بشری نه تنها کار درستی است بلکه ضروری است و تمام جامعه را برای نیل و امنیت بیشتر برای همگان بسیج کنیم.
1-4- ضرورت مبارزه با تروریسم در چار چوب حقوق بشری
جامعه بین المللی اکثراً در برخورد با وقایع 11 سپتامبر و پیامدهای آن براین نکته تاکید داشته که پاسخ به تروریسم باید در چارچوب استانداردهای اساسی حقوق بشر و حقوق بین الملل صورت گیرد. به عنوان مثال شورای امنیت در قطع نامه 1465 سال 2003 خویش براین نکته تاکید کرد که هرگونه تدویر اتخاذ شده برای مبارزه با تروریسم باید با رعایت تعهدات بین المللی و به ویژه قواعد حقوق بشر بین المللی، حقوق پناهندگان و حقوق بشر دوستانه انجام شود.
سوال این است که آیا این هنجار ها واقعا بر رفتار دولت ها حاکم خواهد بود واگر این گونه نباشد جامعه بین المللی چه واکنش نشان خواهد داد. زندانیان گوانتانامو با همکاری فعالانه بسیاری از دولت ها و فقدان یک واکنش مناسب از سوی جامعه بین المللی اکنون در یک “منطقه آزاد حقوق بشری ” به سر می برد.
1-5- تامین حقوقی حیاتی و امنیت افراد در مبارزه علیه تروریسم
در کانون هر گونه اقدام ضد تروریستی شناسایی این حقیقت مستتر است که همه افراد بشری از حق بر امنیت و حیات بر خوردارند و همه دولت ها در احترام، تضمین و تحقق این حقوق مسؤلیت دارند و در این راستا بایستی استراتژی‌های مؤثری را برای پیش‌گیری و مجازات اقدامات کشتار جمعی و تخریب به کار ببندند. هیچ مدافع حقوق بشری منکر این مسؤلیت نمی‌شود.
چارچوب حقوق بشر بر شناسایی این حقوق مبتنی است؛ اما حق بر امنیت باید در چارچوب حمایت‌های حقوق بشری تحقق یابد، نه به قیمت نادیده گرفتن حقوق بشر، همانطور که دولت باید از نقض حقوق بشر در درون قلمرو خویش جلوگیری کند، خواه مقامات دولتی این اعمال را مرتکب شده باشند خواه بازی گران غیر دولتی، او باید از آنهایی که در قلمرو او زندگی می کند نیز در برابر تروریسم حمایت کند.
حق امنیت چه در تئوری و چه درواقعیت (حق) مطلق نیست و هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند کاملاً از شر آنهایی که برای نیل به مقا
صدشان از خشونت استفاده می‌کنند دور بماند. همیشه این نیاز وجود دارد که میان آزادی و امنیت تعادل بر قرار شود و در واقع توسعه و اجرای استانداردهای حقوق بشری و حقوق بشر دوستانه همیشه نسبت به این تعادل اساس بوده است.
این ها سوالات جدیدی نسیتند. همیشه تهدیدات خشونت آمیزی همچون خشونت‌هایی که به مرگ هزاران تن از غیر نظامیان می‌انجامد داشته است و در 60 سال گذشته چارچوب حقوق بشری مانعی در مقابل اقدامات مشروع دولتی که جهت برخورد با این تهدیدات و اعمال اتخاذ شده‌اند نبوده است. در واقع چارچوب حقوق بشر فعلی برآمده از تجربیات ویرانگری است که جوامع بر اثر نادیده گرفتن آسان حقوق بشر در جنگ علیه تروریسم مقابله با تجزیه طلبی یا هر عنوان دیگری که بر آن تهدید نهاده شود کسب کرده اند.
دولت‌ها با بکار بردن این واژه‌گان توانسته‌اند شکنجه، قتل سیاسی را توجیه کنند. در دنیایی امروزی تعداد انسان‌های که به دلیل قصور دولت‌ها در رعایت استانداردهای حقوق بشری باید فقدان عزیزان خویش یا درد و رنج شخصی را تحمل کنند نسبت به آنهایکه قربانیان حملات تروریستی‌اند بیشتر است.
منظور آن نیست که درد و رنج را بردیگری اولویت بخشد یا هرگونه تلاشی برای پایان بخشیدن به حملات تروریستی را بی‌ارزش و بی‌مقدار تلقی کند، منطور این است که هنگامی که نظام حمایت‌های حقوق بشری در جنگ علیه تروریسم مغفول و یا به کنار نهاده شود، خطرات جدی در پی‌دارد.
هزینه بی توجهی به استانداردهای حقوق بشری در جنگ علیه تروریسم ممکن است فوراً آشکار نشود اما به همان اندازه درد، رنج و صدمات وارده به قربانیان حمله تروریستی واقعیت دارد. تاثیر کمتر رخ نموده این مطلب آن است که فجایع گسترده حقوق بشری بدون اقدام یا توجه کافی بین المللی رخ می‌دهند، در حالیکه جنگ علیه تروریسم منابع وتوجه بی‌حد و حصری را به خویش اختصاص داده است.
1-6- کافی نبودن چارچوب حقوق بشری در جنگ علیه تروریسم
در عبارت جنگ علیه تروریسم این مفهوم مستتر است که چار چوب حقوق بشر بین المللی ضرورتاً جنگ علیه تروریسم را پیچده خواهد کرد. در عین حال چارچوب حقوق بشری موجود بر تلاش‌های بین المللی صورت گرفته برای مبارزه با تروریسم تاثیر نمی‌گذارد. در واقع، تصور حصول همکاری بین المللی در جنگ علیه تروریسم بدون رعایت حاکمیت قانون مشکل است.
قواعد حقوق بشر بین المللی مانع دولت‌ها در وضع قوانین متضمن مجازات‌های کیفری برآنهای که در برنامه ریزی و انجام کشتار جمعی و تخریب نقش دارند، نیست. در واقع بسیاری از دولت‌ها از مدت‌ها قبل چنین قوانین را تصویب کرده‌اند؛ اما دولت‌ها نمی‌تواند قوانینی را تصویب کنند که آزادی بیان، مذهب ودیگر آزادی‌ها را نقض کرده و یا آنقدر مبهم باشند که امکان سوء استفاده از آنها وجود داشته باشد.

قوانین ضد تروریستی در این محدوده قابل تدوین است. بعضی قوانین ضد تروریستی که پس از 11 سپتامبر وضع شده‌اند نگرانی‌های را برانگیخته‌اند اما قلمرو قانون‌گزاری برای وضع قوانین برای اعمال ضد تروریستی گسترده است. حتی اگر بپذیریم که بازداشت شدگان مشمول حمایت‌های حقوق بشر دوستانه بین المللی نیستند.
در صورتیکه آنها زندانیان جنگی تلقی شود،یک رژیم حقوق بشر دوستانه برآنها حاکم است. چارچوب حقوق بشر بین المللی ایجاب می کند که آنها باید به اتهام یک جرم مشخص محاکمه شده از تضمین های پذیرفته شده ای بین المللی برای یک محاکمه منصفانه بهره مند گردند. ایالات متحده در رعایت این ضوابط در پاسخ به انفجار مرکز تجارت جهانی با مشکل مواجه نبود. و می‌توانست نشان دهد که دولت‌ها می‌تواند مطابق سیستم‌های حقوقی خویش آیین‌های ویژه‌ای را برای طرح و بررسی شواهد محرمانه و حساس در چنین محاکماتی بکار بندند.
در بسیاری از کشورها افراد مظنون به شرکت در اقدامات تروریستی در محاکم عادی و به موجب آیین های که با استانداردهای بین المللی سازگار است یا حد اقل مغایرتی با آنها ندارند مورد محاکمه قرار گرفتند.
قواعد حقوق بشر بین المللی همچنین صراحتاً‌ می‌پذیرد که وضعیت‌های اضطراری وجود دارند که در آن بعضی تضمین های حقوق بشری بین المللی در طی دوره بحرانی قابل تعلیق است.
به عنوان مثال ماده 4 میثاق بین المللی حقوق مدنی ـ سیاسی تخطی از تعهدات ناشی از میثاق در شرایط اضطراری عمومی که رسماً‌ اعلام شده و حیات ملت را تهدید می کند را می‌پذیرد این اعلامیه باید از طریق دبیر کل به سایر طرف‌های متعاهد ابلاغ شود.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تخطی در این موارد تنها باید تا اندازه‌ی باشد که ضرورت آن وضعیت ایجاب می کند و نباید موجب تبعیض بر اساس نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب یا دیگر منشأ های اجتماعی شده و با دیگر تعهدات حقوق بین الملل مغایرباشد.
اگر چه دولت بوش از 11 سپتامبر به بعد از لفظ امنیت ملی برای توجیه بازداشت هزاران مهاجر عرب در ایالات متحده به دلیل تخلفات مهاجرتی کوچک استفاده کرده است؛ اما تا کنون اعلامیه وضعیت اضطراری به موجب ماده 4 فوق را به دبیر کل تسلیم نکرده است.
به علاوه، تعهداتی وجود دارند (همچون حق حیات، منع شکنجه و دیگر مجازات های وحشیانه، غیر انسانی و تحقیر آمیز ) که غیر قابل تخطی‌اند.
1-7- ضرورت چارچوب حقوق بشری برای امنیت واقعی انسان
بدون اینکه منکر مشروعیت واکنش به تهدیدات حملات تروریستی شویم، یک مشکل اصلی جنگ علیه تروریسم آن است که دیگر چالش‌ها و خطرات مهمتر تهدید کننده‌ی امنیت انسانی را نادیده می‌گیرد. برای صدها میلیون نفر از انسانها در دنیای امروز، مهمترین منبع عدم امنیت، فقر شدید است نه تهدید تروریستی. بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت 6 میلیاردی در جهان درآمدی کمتر از یک دالار در روز دارند.
اعلامیه جهانی حقوق بشر و کل چارچوب حقوق بشر مبتنی بر غیر قابل تفکیک بودن حقوق بشر است که نه تنها حقوق مدنی و سیاسی؛ بلکه حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را نیز در بر می‌گیرد.اگر قرار است تروریسم کنترل شود باید مغایرت‌های میان این تعهدات حقوق بشری و واقعیت‌های زندگی بیش از 6/1 جمعیت جهان از میان برداشته شود.
هر انسانی مستحق استاندارد از زندگی است که سلامتی و رفاه او نظیر غذا، مسکن و بهداشت را میسر سازد. اما اکنون روزانه بیش از 3 هزار کودک آفریقایی از ملاریا جان می دهند. تنها درصد کوچک از 26 میلیون بیمار مبتلای به ایدز به مراقبت‌های بهداشتی و داروهای که برای ادامه زندگی لازم است دسترسی دارند. به نمونه های بسیاری از این قبیل می توان اشاره کرد.بسیاری از دولت ها پذیرفته‌اند که اعلامیه اهداف توسعه هزاره بایستی تا 2015 محقق شود.
اهدافی از قبیل کاهش مرگ و میر اطفال و کودکان، آموزش ابتدایی برای تمام کودکان، به نصف رساندن تعداد افراد فاقد آب سالم، به آب بهداشتی.طبق گزارش‌های بانک جهانی این اهداف تحقق نخواهد یافت و این امر تا اندازه‌ای معلول آن است که جنگ علیه تروریسم توجه و منابع را از مسایل مربوط به توسعه بلند مدت دور کرده است.
چگونه می‌توانیم بدون گسترش آموزش در سطح جهان، چالش‌های خشونت آمیز به نظم جهانی موجود را از بین ببریم؟ بدون آموزش و ارتباط مسالمت آمیز بین افراد جنگ علیه تروریسم تنها موفق به خلق نسل‌های جدیدی از جنگ جویان می‌شود.
چرا به تروریسم توجه بیشتر از فاجعه خشونت علیه زنان می شود؟ میلیون‌ها زن روزانه تهدید می‌شود؛ اما هیچ جنگی برای خشونت علیه زنان آغاز نمی‌شود. تردیدی نیست که این مشکل بسیار شایع تر از خشونت تروریستی است و مستمراً موجب می‌شود که زنان در هر گوشه جهان احساس نا امنی کرده و شهروندان در جه دو شوند.
اگر مقداری از منابع مالی و توجهی که به جنگ علیه تروریسم اختصاص یافته است به ریشه کنی فقر یا رفع خشونت علیه زنان تخصیص یابد آیا جهان امن‌تر نخواهد بود؟ پاسخ گفتن به این پرسش آسان نیست؛ اما به نظر می رسد که جنگ عیه تروریسم موجب شده هرگونه بحث و اقدام جدی در خصوص دیگر، منشأهای عدم امنیت انسانی اهمیت خویش را از دست بدهد.
امنیت حقیقی بستگی به این دارد که همه‌ی جمعیت جهان در سیستم بین المللی نقش داشته و بدون توجه به نژاد جنسیت، مذهب یا هرگونه وضعیت دیگر از حقوق بنیادین که اعلامیه جهانی حقوق بشر وعده داده است بهره مند گردند.

جنگ علیه تروریسم با بی توجهی به دیگر دلایل عدم امنیت انسانی، با تضعیف این چشم انداز، هنجارهای حقوق بشری که امنیت انسانی برای همه افراد بشر را وعده می‌دهند را مورد تهدید قرار می دهد.
خطرتروریسم واقعی است و نمی‌توان به آن بی‌توجه بود؛ اما نباید موجب شود که دولت‌ها از دیگر خطراتی که به همان اندازه جنگ علیه تروریسم اهمیت دارند غافل شوند.
1-8- جنگ با تروریسم و توجیه نقض حقوق بشر
حمله 11 سپتامبر در آمریکا از نظر ماهیت، گسترده، محل وقوع، واکنش بین المللی، راه‌های مقابله و نتایج آن در تاریخ حوادث تروریستی جهان، منحصر به فرد بوده و نه تنها موازین حقوق بشر دوستانه؛ بلکه بسیاری از موازین حقوق بین المللی را که سالها حاصل تلاش جامعه بین المللی است به چالش کشید.
در مدتی که از این حمله گذشته سیمنارهای متعدد، نوشته‌جات مختلف، عکس العمل‌های متفاوت نسبت به این موضوع در سراسر جهان ابراز شده و همانطوری که اشاره شد در چند سال گذشته شاید حجم فعالیت‌های مربوط به تبیین، شناخت علل، راهکارهای مبارزه با تروریسم بیش از هر زمان دیگری مطرح بوده و هست و ما امروزه با حجم ادبیات وسیعی پیرامون تروریسم، مواجه هستم و نگرش‌های مختلفی در این باره وجود دارد.
یک سوال اساسی در حال حاضر در جامعه بین المللی مطرح است و آن این است که تاچه حد می‌توان به اعمالی متوسل شد که توسط خود تروریست‌ها بکار رفته است؟. ‌آیا حق حیات وآزادی و امنیت دیگران که در اعلامیه جهانی حقوق بشرکه بعنوان میثاق بین المللی شناخته شده و در دیگر ابزارهای بین المللی حقوق بشر هم مورد حمایت قرار گرفته است، می‌تواند، توسط کسانیکه خودشان به بهانه نقض حقوق بشر به مبارزه با تروریسم می‌پردازند نقض بشود؟
این یک سوال اساسی است که گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در باره تروریسم و حقوق بشر آن را مطرح می‌کند. اقداماتی که در جهت مبارزه با تروریسم انجام شده تمام اصول اساسی حقوق بشر را نفی کرده است. ما در عمل هم می‌بینیم که نه تنها در یک نگرش در حقیقت غربی، نسبت به حقوق بشر ـ که همواره

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید