مقاله رایگان درمورد ورزشکاران، توانایی ها، تفکر مثبت، انگیزش درونی

مقایسه اثرات استفاده از این مهارتها و متعاقب آن کسب موفقیت یا عدم موفقیت ورزشکاران پرداخته است. تحقیقات گولد و وینبرگ۱۶ در سال ۱۹۹۵ نشان داد ورزشکارانی که از مهارتهای روانی استفاده می کنند بهتر می توانند تمرکز کنند، از اعتماد به نفس بالایی برخوردارند، کارایی ذهنی آنها بالا می رودو کمتر دچار هیجان می شوند و به طبع در عملکردشان موفق ترند، همچنین این ورزشکاران دارای قوه تفکر مثبت و قوه تصمیم گیری بهتری نسبت به سایر ورزشکاران می باشند (گولد۱۷، ۱۹۸۱). اگر مهارتهای روانی تا این حد می توانند در موفقیت ورزشکار سهیم باشند، این سوال مطرح می شد که چرا ورزشکاران اوقات کمی را برای تقویت مهارت های روانی و به تبع آن رشد فعالیت های جسمانی صرف می کنند؟ در پاسخ به این سوال سه دلیل عمده که چرا مهارتهای روانی مورد غفلت مربیان و ورزشکاران قرار گرفته است، مورد بررسی قرار می گیرد.
دلیل اول : عدم اطلاع
بسیاری از ورزشکاران و مربیان واقعاً نمی توانند که مهارتهای روانی را به چه نحو آموزش دهند و یا آنها را تمرین کنند. مثلاً بسیاری از مربیان ، تمرکز حواس را با فریاد زدن (حواست و جمع کن) آموزش می دهند. نکته اساسی در این است که ورزشکار به چگونگی تمرکز حواس آشنایی دارد ولی آن را به کار نمی گیرد. یکی دیگر از تمرینات عمومی مربیان به ورزشکاران این است که به آنها می گویند (ریلکس و راحت باش) این مربیان غافل هستند که بدون تمرین مهارتهای آرمیدگی، ورزشکاران را در این وضعیت ریلکس قرار دادن کار ساده ای نیست.
دلیل دوم: شناخت صحیح از مهارتهای روانی
به نظر می رسد کودک همراه با مهارتهای روانی پا به عرصه جهان می گذارند و این تفکر که قهرمانان، قهرمان به دنیا می آیند درست نباشد. علی رغم فرضیه های محققان و بسیاری از ورزشکاران که قهرمانان بصورت مادر زادی از موهبت صلابت روانی برخوردار بوده و حس رقابت، بخشی از شخصیت آنها است، این فرضیه مورد قبول همگان واقع نشده است. البته همه انسانها با مجموعه ای متفاوت از خصوصیات جسمانی و روانی به دنیا می آیند، امامهارت با توجه به تجربیات ما در طول زندگی، پدیده ای یاد گرفتنی و قابل رشد و بهبود است.
دلیل سوم: نداشتن زمان
دلیل سومی که مربیان و ورزشکاران در مورد تمرین مهارتهای روانی ذکر می کنند، نداشتن فرصت و زمان کافی است. در واقع، در تحقیقی که از مربیان تنیس بدست آمده ، مشخص شده که نبود زمان کافی مهمترین عامل در آموزش مهارتهای روانی به ورزشکاران بوده است. این مربیان معتقدند که بازیکنان آنها با مشکل زمانی کافی برای تمرینات جسمانی روبرو هستند و طبیعی است در چنین وضعیتی نمی توانند فرصت کافی برای تمرینات روانی داشته باشند(دباغان، ۱۳۷۹) . چند نظریه در رابطه با تمرین مهارتهای روانی وجود دارد. یکی از این نظریه ها این است که مهارتهای روانی فقط در ارتباط با ورزشکاران مشکل دار است. قاعدتاً این مسئله موضوعی را مشخص نمی کند زیرا اگر مهارتهای روانی آموخته شوند، نهایتاً اثرات بسیار مفیدی برای تمام ورزشکاران دارند. نظریه دوم این است که برنامه تمرین مهارتهای روانی فقط برای ورزشکاران نخبه است در صورتی که روانشناسان ورزشی برنامه هایشان را در ارتباط با جوانان، ورزشکاران در حال پیشرفت، افراد خاص مثل عقب مانده های ذهنی، معلولین جسمی و ناشنوایان نیز طرح ریزی می کنند. سومین نظریه این است که مهارتهای روانی سریع آموخته می شوند در حالی که چنین نیست و این مهارتها نیاز به زمان تمرین مناسب دارند (گالاهو، ۱۹۹۱) . نظر به اینکه در تحقیق حاضر، شش مهارت روانی انگیزش، اعتماد به نفس ، تمرکز ، کنترل حالت های روانی، تصویر سازی ذهنی و تعیین هدف مورد ارزیابی قرار گرفته است. در ادامه به تشریح هر یک از این مهارتها می پردازیم.
۲-۲-۲- انگیزش
انگیزش کلید انجام هر کاری است. انگیزه ها، اعمال مختلف افراد را تحریک، تقویت و هدایت می کنند. در بحث های انگیزش اغلب به تجزیه و تحلیل اینکه چگونه رفتار در ابتدا تحریک می شود، چگونه رفتار تقویت و ابقاء ، کنترل یا متوقف می گردد، پرداخته می شود. رفتار بوسیله ترکیبات پیچیده و بغرنجی از انگیزه ها و هیجان ها ایجاد و هدایت می گردد، بعضی از آنها درونی و برخی دیگر بیرونی، بعضی ماهیتاً فیزیولوژیکی و بقیه روانی، بعضی ارثی و بعضی دیگر محیطی، بعضی خود آگاه و دیگری ناخود آگاه، بعضی انفرادی و بعضی دیگر اجتماعی هستند. اصطلاحاتی مانند سایقه ها، نیاز ها، خواسته ها، مشوق ها، و … به منظور توصیف عواملی که رفتار را بر می انگیزانند، بکار برده شده است. اضطراب ، تنش ، فشار و حالات مختلف هیجانی هر یک تأثیر بخصوص بر اعمال انسان دارند. بدیهی است که پدیده های انگیزشی درگیر، بی نهایت پیچیده هستند (فراست۱۸، ۱۳۶۶) . بررسی وضعیت عملکرد افراد مختلف، نشان می دهد که همه به نوعی با انگیزش سر و کار دارند. نقش انگیزش در زندگی فردی به عنوان یکی از موضوعات مهم مطرح می باشد. با این حال این یک حقیقت تلخ است که انگیزش در کلاس درس ، سالن کنفرانس یا زمین ورزش هنوز به روشنی درک نشده است. به همین دلیل، روان شناسان حیطه روان شناسی ورزشی، از ارائه اطلاعات به مربیان و معلمان تربیت بدنی، درباره ملاحظات انگیزشی قابل انتقال به ورزش و دیگر زمینه های فعالیت بدنی، چندان موفق نبوده اند. در زمینه ورزش اغلب برداشتهای نادرستی از انگیزش صورت گرفته است. یکی از عمومی ترین این برداشتهای نادرست، یکسان دانستن انگیزش با برانگیختگی است. مربیان اغلب از صحبتهای قبل از مسابقه در رختکن استفاده می کنند تا سطح انگیزش بازیکنان را برای بهبود عملکرد بالا ببرند. بکار بردن چنین روشهایی قبل از مسابقه موجب برانگیختگی ورزشکاران می شود که می تواند بطور جدی عملکرد را دچار اختلال کرده و تضعیف نماید. بنابراین بایستی توجه داشت که برانگیختگی و انگیزش ساختاری کاملاًجداگانه و مستقل دارند (رابرتز۱۹، ۱۹۹۸).
دومین برداشت نادرست ، مربوط به مفهومی است که مربیان از آن به عنوان تفکر مثبت یاد می کنند. مربیان اغلب بازیکنان را تشویق می کنند تا خود را در حال برنده شدن یا کسب موفقیت در موقعیت های ورزشی تصور کنند. اینگونه مربیان معتقد هستند که اعتقاد به برنده شدن یا موفق بودن، موجب بالا رفتن عملکرد، برای کسب یک نتیجه موفقیت آمیز خواهد شد. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه، داشتن انتظار مثبت، می تواند به انگیزش کمک کند. با این حال، انتظارات می توانند هم واقع گرایانه باشند و هم انگیزش را تضعیف سازند. به عبارت دیگر، انگیزش به مفهوم تفکر مثبت نیست (رابرتز، ۱۹۹۸). بسیاری از معلمین و مربیان تربیت بدنی معتقد هستند که انگیزش امری ارثی است. این مربیان عقیده دارند انگیزش درونی، امری ذاتی است و اگر ورزشکاری انگیزش پایینی داشته باشد، مربیان هرگز نمی توانند آن را تغییر دهند. بر اساس این تفکر، مربیان ، ورزشکاران و دانش آموزان خاصی را که به نظر آنها، انگیزش پایینی دارند را اغلب رها می کنند. اما انگیزش ، ذاتی نیست بلکه بعنوان بخشی از شخصیت فرد یاد گرفته می شود (آمس۲۰، ۲۰۰۵). بطور کلی، روان شناسان، انگیزش را فرآیندهایی می دانند که برانگیختن، جهت دادن و پایایی رفتار، نقش آفرین هستند. نیاز ها و امیال، چهارچوب اساسی انگیزش هستند. وقتی فردی احساس می کند که نیاز های ارضاء نشده ای دارد، برای ارضای آن حرکت می کند. این نیاز کشش، افراد را وا می دارد تا از طریق عملی مقتضی، برای بر آورده ساختن نیاز شناخته شده، به دنبال راه حل باشند (وست۲۱، ۱۳۷۴).
۲-۲-۲-۱- انگیزش در ورزش
بر اساس تحقیقات انجام گرفته، انگیزش به مجموعه ای از عوامل شخصیتی، متغیر های اجتماعی و شناختها گفته می شود که زمانی که وظیفه ای بر عهده فرد گذاشته می شود، و هنگامی که در جریان شرکت در یک مسابقه و یا تلاش برای کسب برتری با دیگران مورد مقایسه و ارزیابی قرار می گیرد، موجبات شرکت فرد در آن فعالیت را فراهم سازد. اعتقاد بر این است که هر فرد از قابلیت مسئولیت پذیری معین برای کسب پیروزی برخوردار می باشد و سطوح مبارزه جویی، در وظیفه ای که بر عهده فرد گذاشته شده امری ذاتی است. در چنین شرایطی، پویایی ورزش، حالات هیجانی و ارزیابی های شناختی مختلفی را که رفتارهای موفقیت آمیز را تحت تأثیر قرار می دهد، تسهیل می کند (آقاعلی نژاد، ۱۳۷۶). هنگامی که شخص به تازگی وارد یک رشته ورزشی می شود به طور منظم ترقی و پیشرفت خود را می بیند، به راحتی برانگیخته می شود . نگهداری انگیزش پیچیده تر است. زیرا بتدریج پیشرفت کم می شود. و فرد به فلات می رسد (سالی۲۲، ۱۹۹۶). انگیزش اغلب حاصل توجه کارآمد، اعتماد به نفس، هدف چینی و برنامه ریزی درست است. با این حال، انگیزش سطح بالا، به تنهایی برای توسعه این توانایی ها ارزش کافی ندارد. زمانی که از مربیان در مورد توانایی های مورد نیاز ورزشکاران موفق سوال می شود، آنها درباره سطح بالای خودانگیزشی صحبت می کنند. خود انگیزشی از دو راه به دست می آید. انگیزش درونی و انگیزش بیرونی (مارتنز، ۱۳۷۲).
۲-۲-۲-۲- انگیزش درونی و انگیزش بیرونی
انگیزش دو منبع دارد یا از درون فرد می جوشد یا از دنیای بیرونی به فرد تأثیر می گذارد. کسانی که از درون، نیروی انگیزشی ، محرکشان است، از یک کشش درونی ، جهت رشد و کسب قابلیت ها و از خود سازمانی در راه رسیدن به یک هدف یک تحقق یک امر خارجی و یا نیل به موفقیت برخوردارند. کیفیات، میزان توانایی های شخصی خود سازمانی، ماهر شدن در کار و نیل به موفقیت اهدافی هستند که بوسیله انسانهای درون انگیخته تعقیب می شوند و دست یابی به این اهداف همانا پاداش انهاست. در ورزش، افرادی که به خاطر علاقه درونی به فعالیت ورزشی می پردازند، جزو این دسته از افراد به شمار می روند. آنها برای ارضاء تمایل و احساس غرور درونی ورزش می کنند. این تمایل آنها را به بیشترین میزان تلاش و تکاپو، حتی در شرایط فقدان مشوقین، تماشاچیان، ارزشیابان یا تحلیل گران ورزشی وا می دارد. انگیزش خالی در جریان تقویت های منفی و مثبتی که فرد از طرف منابع بیرونی دریافت می کند، شکل می گیرد. تقویت محرکاتی است که وجود یا عدم وجود آنها، امکان وقوع رفتار را افزایش یا کاهش می دهد. تقویت کننده ها یا محسوسند یا غیر محسوس. وقتی تقویت کننده ها دریافت می شوند. بعنوان پاداش های خارجی شناخته می شوند. انگیزه موفقیت بعنوان عامل درونی محسوب می شوند که در آن انتظار داریم در موقعیت های رقابتی و تلاش برانگیز (یعنی موقعیت هایی که احتمال موفقیت در آنها حدود ۵۰ درصد است) اثرات مثبت اتفاق بیفتد. اشخاصی که دارای انگیزه های قوی موفقیت هستند یا نشان می دهند که انگیزه های درونی درآنها شروع شده است ، به طور کلی دارای امید موفقیت هستند و از برنامه هایی

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید