دانلود تحقیق در مورد سلامت روان، وجود رابط، استان گلستان

است وگسترش آن باعث كمرنگ شدن تعهد فرد به ارز شها و اهداف سازماني مي‌شود و منشأ بسياري از نابهنجاري‌هاي اجتماعي ديگر است. از آن جا كه پيامدهاي نبود سلامت رواني براي سازمان و جامعه بسيار گرانبار است، بررسي رابطه فرسودگي شغلي با سلامت رواني در سازمان‌ها ضروري به نظر مي‌رسد.
بنابراين مي‌توان پذيرفت كه فرسودگي در كار يك مشكل عمده بهداشت عمومي‌محسوب مي‌شود(مسلچ2 و همکاران، 2001) كه مي‌تواند سلامت عمومي‌فرد را تحت تاثير خود قرار دهد. از عوامل مؤثر در سلامتي مي‌توان به عوامل ژنتيكي و فردي مانند: سن، جنس، شغل و طبقه اجتماعي، عوامل محيطي، شيوه‌هاي زندگي مردم و وسعت و كيفيت ارائه خدمات اشاره كرد، بدين ترتيب فرسودگي شغلي نه تنها با بهداشت رواني يك شخص بلكه با ميزان بهره‌وري او نيز رابطه دارد و از طريق غلبه بر فرسودگي شغلي مي‌توان به ارتقاي بهداشت رواني و افزايش اثربخشي و بهره‌وري نيروي انساني كمك كرد(ناستي زايي و همکاران، 1387).
از آنجا كه اغلب كاركنان هر سازمان يك سوم اوقات شبانه روز خود را در محيط كار مي‌گذرانند، فشارهاي كاري مي‌تواند يكي از مهمترين علل فرسودگي شغلي در اين افراد باشد و فرد مبتلا به فرسودگي شغلي مسلماً در تصميم گيري و برنامه ريزي، برقراري روابط با ديگران، شيوه اجرايي اثربخشي كار و در نهايت كارايي و بهره‌وري دچار مشكل خواهد شد. بنابراين مديريت بر فشارهاي روحي و رواني و به كنترل درآوردن اين پديده مخرب سهم اساسي و تأثيرگذار در روند موفقيت هر سازمان دارد. با توجه به اين كه اكثر تحقيقات انجام شده در ايران در زمينه فرسودگي شغلي به مباحثي از قبيل ميزان شيوع اين پديده و علل آن پرداخته است و هيچگونه تحقيقي در زمينه ارتباط آن با سلامت رواني كاركنان آزمايشگاه فني مکانيک خاک استان خراسان شمالي و گلستان انجام نشده است. بنابراين با توجه به اثرات منفي فرسودگي شغلي بر عملکرد فرد که به صورت کاهش درآمد و موثر بودن در محل کار، غيبت از محل کار، ترک حرفه، مشکلات خانوادگي و زناشويي، (استفاده از الکل و مواد مخدر)، افسردگي و حتي خود کشي مي‌باشد، شناخت اين سندرم و عوامل موثر در ايجاد آن و در نهايت پيشگيري از وقوع اين سندرم از اهميت خاصي برخوردار مي‌گردد. با توجه به اين مطالب برآن شديم تا شيوع ابعاد مختلف فرسودگي شغلي و رابطه سلامت رواني با فرسودگي شغلي در کارکنان آزمايشگاه فني و مکانيک خاک استان خراسان شمالي و گلستان را بررسي نماييم.
1-4 ) اهداف تحقيق
1-4-1 ) هدف اصلي
بررسي وجود رابطه معني‌دار بين فرسودگي شغلي و سلامت رواني.
1-4-2 ) اهداف فرعي
بررسي وجود رابطه معني‌دار بين خستگي عاطفي و سلامت رواني.
بررسي وجود رابطه معني‌دار بين مسخ شخصيت و سلامت رواني.
بررسي وجود رابطه معني‌دار بين كاهش موفقيت فردي و سلامت رواني.
1-5 سوالات تحقيق
1-5-1 ) سوال اصلي
آيا بين فرسودگي شغلي و سلامت رواني کارکنان آزمايشگاه فني و مکانيک خاک استان‌هاي خراسان شمالي و گلستان رابطه وجود دارد؟
1-5-2 ) سوالات فرعي
آيا بين خستگي عاطفي و سلامت رواني کارکنان آزمايشگاه فني و مکانيک خاک استان‌هاي خراسان شمالي و گلستان رابطه وجود دارد؟
آيا بين مسخ شخصيت و سلامت رواني کارکنان آزمايشگاه فني و مکانيک خاک استان‌هاي خراسان شمالي و گلستان رابطه وجود دارد؟
آيا بين كاهش موفقيت فردي و سلامت رواني کارکنان آزمايشگاه فني و مکانيک خاک استان‌هاي خراسان شمالي و گلستان رابطه وجود دارد؟
1-6 ) فرضيات تحقيق
1-6-1 ) فرضيه اصلي
بين فرسودگي شغلي با سلامت رواني رابطه معني‌داري وجود دارد.
1-6-2 ) فرضيه‌هاي فرعي
بين خستگي عاطفي با سلامت رواني رابطه معني‌داري وجود دارد.
بين مسخ شخصيت باسلامت رواني رابطه معني‌داري وجود دارد.
بين كاهش موفقيت فردي با سلامت رواني رابطه معني‌داري وجود دارد.
1-7 ) روش تحقيق
1-7-1 ) نوع روش تحقيق
تحقيق حاضر به لحاظ هدف از نوع كاربردي و به لحاظ جمع‌آوري داده‌ها از نوع توصيفي و همبستگي مي‌باشد.
1-7-2 ) روش گردآوري اطلاعات ( ميداني، كتابخانه‌اي و غيره… )
به منظور گردآوري اطلاعات بخش ادبيات تحقيق، از روش کتابخانه‌اي (از قبيل کتاب‌ها، مقالات و پايان نامه‌ها و…) و جهت جمع‌آوري داده‌هاي آماري از روش ميداني استفاده مي‌گردد.
1-7-3 ) ابزار گردآوري اطلاعات (پرسشنامه، كارت مصاحبه، كارت مشاهده، كارت آزمون، فيش و غيره )
ابزار اصلي گردآوري داده‌ها پرسشنامه است. اولين ابزار مورد استفاده پرسشنامه مربوط به فرسودگي شغلي است، براي گردآوري داده‌ها و سنجش فرسودگي شغلي از پرسشنامه 22 سؤالي «فر سودگي شغلي مسلچ (MBI)» كه فرسودگي شغلي را در سه بعد شامل تحليل عاطفي، مسخ شخصيت و احساس كاهش موفقيت فردي مي‌سنجد، استفاده شده است. دومين ابزار مورد استفاده، پرسشنامه مي‌باشد که ابزاري استاندارد جهت اندازه‌گيري سلامت رواني است كه در بيشتر تحقيقات مورد استفاده قرار گرفته است. روايي و پايايي هر دو پرسشنامه در مطالعات مختلف مورد تاييد قرار گرفته است.
پرسشنامه سلامت رواني(GHQ 28) اولين بار توسط گلدبرگ در سال 1972 تنظيم گرديد. داراي سه فرم 12،28 و 60 سوالي است که فرم 28 سؤالي اين پرسشنامه در پژوهش حاضر از آن استفاده مي‌شود داراي چهار مقياس A, B, C, D مي‌باشد و هر مقياس هفت پرسش دارد که چهار دسته از اختلالات غيرسايکوتيک، شامل: نشانگان جسماني، اضطراب و اختلالات خواب، اختلال در کارکرد‌هاي اجتماعي و افسردگي و گرايش به خودکشي را اندازه‌گيري مي‌کند.
1-7-4 ) روش تجزيه و تحليل اطلاعات
به منظور بررسي وجود ارتباط و نيز ميزان آن، بين متغيرها از آزمون همبستگي استفاده مي‌شود و به دليل اينکه در اين تحقيق متغيرها کيفي‌اند از آزمون همبستگي اسپيرمن به کمک نرم افزار Spss 16 استفاده مي‌گردد.
1-7-5 ) حجم نمونه و روش نمونه گيري
تعداد کل کارکنان آزمايشگاه فني و مکانيک خاک استان گلستان و خراسان شمالي به تعداد 82 نفر مي‌باشد که به علت همگن‌تر شدن ترکيب، از تمامي‌کارکنان آزمايشگاه فني مکانيک خاک استان گلستان و خراسان شمالي استفاده مي‌گردد، بنابراين حجم نمونه برابر با حجم جامعه خواهد بود لذا گردآوري داده‌ها از طريق شمارش افراد (سرشماري) صورت مي‌گيرد.
1-7-6 ) قلمرو مکاني و زماني تحقيق
قلمرو مکاني تحقيق حاضر شامل کليه ادارات آزمايشگاه فني و مکانيک خاک استان گلستان و خراسان شمالي بود و قلمرو زماني نيز تابستان و پاييز سال 1392 مي‌باشد.
1-7-7 ) جامعه آماري
جامعه آماري تحقيق حاضر شامل کليه کارکنان مستقر در اداره‌هاي آزمايشگاه فني و مکانيک خاک در استان گلستان و خراسان شمالي به تعداد 82 نفر مي‌باشد.
1-8 )تعريف مفاهيم و اصطلاحات
1-8-1 ) تعاريف نظري متغيرها
فرسودگي شغلي: فرسودگي شغلي يك سازه چند بعدي است كه شامل خستگي(تحليل)عاطفي، خودگم كردگي(مسخ شخصيت) و احساس عدم موفقيت فردي مي‌شود(مسلچ و جکسون3، 1981). و در ميان افرادي كه با مردم كار مي‌كنند به ميزان‌هاي متفاوت اتفاق مي‌افتد(هاکانن4 و همکاران، 2006).
ـ تحليل عاطفي: تحليل عاطفي نوعي احساس تخليه ي جسمي‌و روحي است كه به واسطه فشارهاي شغلي ايجاد مي‌شود؛ به گونه اي كه فردي كه قبلاً داراي انگيزه، پرانرژي، سرزنده و پرنشاط بوده، احساس مي‌كند كارش خسته كننده و بي معنا شده است(اميري و همکاران، 1390).
ـ مسخ شخصيت(بدبيني، فرديت زدايي): اين بعد با فقدان توجه شخص به ديگران، شيء انگاري آنها، بي توجهي به نيازهاي آنها و رفتار سنگدلانه همراه است. افراد مبتلا اين گونه خود را توصيف مي‌كنند كه « من نگران آن هستم كه اين شغل جنبه‌هاي عاطفي و هيجاني را در من تضعيف كند» (سارافينو، 1387: 518).
ـ كاهش موفقيت فردي: كاهش موفقيت فردي به اين معناست كه فرد احساس مي‌كند عملكرد وي با موفقيت همراه نيست؛ در واقع مي‌توان گفت كه در اين رابطه موفقيت ادراكي مطرح است نه موفقيت واقعي (ليئتر و مسلچ 5، 1998) در واقع احساس كاهش موفقيت فردي يك ارزيابي منفي از خود در رابطه با انجام كار است كه ناشي از كم شدن احساس شايستگي در انجام وظايف شخصي است.
ـ سلامت رواني : سازمان جهاني سلامت6، سلامت رواني را چنين تعريف مي‌کند: «سلامت رواني در درون مفهوم کلي سلامت قرار مي‌گيرد و سلامت رواني يعني توانايي کامل براي ايفاي نقش‌هاي اجتماعي، رواني و جسمي: سلامت تنها نبود بيماري و يا عقب ماندگي نيست» (گنجي، 1379).
1-8-2 ) تعاريف عملياتي متغيرها
ـ فرسودگي شغلي: جهت اندازه‌گيري فرسودگي شغلي از مدل فرسودگي شغلي مسلچ (MBI) استفاده شده است که فرسودگي را در 3 بعد اندازه‌گيري مي‌کند و در نهايت مجموع نمرات حاصل از پرسشنامه 22 سوالي فرسودگي شغلي مسلچ، ميزان فرسودگي شغلي کارکنان را مشخص خواهد نمود.
ـ خستگي عاطفي: از ابعاد فرسودگي شغلي مدل مسلچ مي‌باشد که مجموع نمرات حاصل از 9 سوال پرسشنامه فرسودگي شغلي(گويه‌هاي 1، 2، 3، 6، 8، 13، 14، 16، 20 ) ميزان آنرا در کارکنان معين مي‌کند.
ـ مسخ شخصيت: از ابعاد فرسودگي شغلي مدل مسلچ مي‌باشد که مجموع نمرات حاصل از 5 سوال پرسشنامه فرسودگي شغلي (گويه‌هاي 5، 10، 11، 15، 22) ميزان آنرا در کارکنان معين مي‌کند.
ـ عدم موفقيت فردي: از ابعاد فرسودگي شغلي مدل مسلچ که مجموع نمرات حاصل از 8 سوال پرسشنامه فرسودگي شغلي (گويه‌هاي 4، 7، 9، 12، 17، 18، 19، 21 ) ميزان آنرا در کارکنان معين مي‌کند.
ـ سلامت رواني: جهت اندازه‌گيري سلامت رواني از مدل سلامت عمومي‌گلدبرگ استفاده شده که سلامت رواني را در 4 بعد نشانگان جسماني، اضطراب و اختلالات خواب، اختلال در کارکرد‌هاي اجتماعي و افسردگي و گرايش به خودکشي مي‌سنجد و در نهايت مجموع نمرات حاصل از پرسشنامه 28 سوالي، سلامت رواني کارکنان را مشخص مي‌کند.
فصل دوم
مباني نظري و پيشينه تحقيق
2 ) فصل دوم : مباني نظري و پيشينه تحقيق
ب ) فرسودگي شغلي
2-1 ) مقدمه
پيشرفت‌هاي شگرف فناوري و تغييرات نظام اجتماعي باعث گرديده که جوامع امروزي شکل پيچيده اي به خود بگيرند.عوامل متعددي همچون: مشکلات مالي و خانوادگي، تضاد با دوستان و همکاران، فشار رواني ناشي از عوامل محيطي و سازماني باعث شده است که به نحوي زندگي طبيعي انسان را تهديد نمايد(رستمي‌نيا، 1379 به نقل از شعباني بهار و کوناني، 1391: 78) اين فشار سبب مي‌گردد تا وظايفي که انسان به سادگي در شرايط طبيعي انجام مي‌دهد، با مشکل روبه رو شود، به گونه اي که با دشواري بدان پرداخته و حتي گاهي قادر به انجام آن نباشد. در نتيجه، آسيب‌هاي جدي بر منابع مالي و انساني سازمان وارد مي‌شود(صادقي بروجردي، 1382).
پژوهش‌هايي که طي دهه‌هاي 1980 تا 1990 صورت گرفته است، تماماً تأييد نموده اند که مشکلات رواني و اجتماعي همگي در ايفاي نقش اجتماعي به عنوان يک عامل مانع و بازدارنده تلقي مي‌شوند. در غالب اين پژوهش‌ها، ضمن التفات به آثار مخرب مشکلات مذکور، تأکيد بر ضرورت کشف و شناخت علل و عوامل موثر از جمله فرسودگي شغلي که در سطح معناداري مي‌توانند شاخصي براي ارزيابي ميزان سلامت عمومي‌باشد، به وضوح مشاهده مي‌شود(تويتز7، 1995 به نقل از شعباني بهار و کوناني، 1391: 78)
نظام زندگي صنعتي، هر چند دستاوردهاي زيادي به همراه آورده است، اما در بسياري ابعاد نيز عوارضي در پي داشته است؛ از جمله اين كه افراد چه در زندگي فردي و چه در محيط كاري با استرس زيادي روبرو هستند. فشار ناشي از كار امري طبيعي است و حتي اگر بتوان آن را در يك ميزان متناسب نگا

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید