خنده در روان‌شناسی- قسمت 7

موفقيت گذرانيده باشد. و در هيچ يک از مراحل بيش از حد تثبيت نشده باشد. البته ديدگاه فرويد کمتر انساني متعارف به حساب مي آيد و هر فرد به نحوي از انحاء متعارف است. ( فروید، 1856)
مفهوم سلامت روان در نظريه رواني اجتماعي و زيستي آدلر (1870)
از ديدگاه آدلر سلامت روان يعني داشتن اهداف مشخص در زندگي، داشتن فلسفه استوار و محکم براي زيستن، روابط خانوادگي و اجتماعي مطلوب و پايدار، مفيد بودن براي هم نوعان، جرأت و شهامت، قاطعيت، کنترل داشتن بر عواطف و احساسات، داشتن هدف نهايي کمال و تحقق نفس، پذيرفتن اشکالات و کوشيدن در حد توان براي حل اشتباهات.
2ـ 13 ـ نظريه اريکسون (1963) در ارتباط با سلامت :
همان گونه که فرويد در نظريات خود به ناخودآگاه اهميت ويژه اي مي دهد اريکسون در اين ارتباط اعتقاد زيادي به سن دارد. سلامتي روان را در ارتباط با من توصيف مي کند و متغيرهاي آن در ارتباط مقوله «من» تعريف مي کند.
به طور کلي اريکسون در ارتباط با سلامتي روان معتقد است که صفات خاصي وجود دارد که فرد داراي سلامتي روان شناختي را از کسي که فاقد اين عنصر است متمايز مي سازد. به نظر اريکسون اين صفات در اجتماع معني مي يابد و بر اين اساس فردي که در جامعه زندگي مي کند و در صورتي داراي سلامتي روان است که از تعارض عاري مي باشد از استعداد و توانايي بارزي استفاده کند، در کارش ماهر و استاد باشد، ابتکار نامحدود داشته باشد از انجام لحظه به لحظه حرفه اش پسخوراند بگيرد و در نهايت در مورد فرايند زندگي نظريه معنوي روشن و قابل درکي داشته باشد.( اریکسون ، 1963)
نظريه کورت لوين)1890( در ارتباط با سلامت روان:
کورت لوين با نظريه ميداني در بين روان شناسان شناخته شده است. از ديدگاه لوين نظريه ميداني تنها به حيطه خاصي محدود نمي شود، بلکه مفاهيمي را در بر مي گيرد که با آن مي توان حقايق روان شناختي مختلفي را نمايش داد. اما نظر لوين در ارتباط با سلامت روان بر اين است که سلامت و کمال روان شناختي موجب افتراق و تمايز يافتگي بيشتر شخص و محيط روان شناختي او مي شود و استحکام و استواري مرزهاي سيستم رواني فرد به وجود مي آورد.
بنابراين فرد سالم از نقطه نظر روان شناختي به نظر لوين کسي است که بين خودش و محيط روان شناختي خود تمايز و افتراق قائل مي شود. ( لوین ، 1890)
2ـ 14 ـ نظريه کارل راجرز (1902) در ارتباط با سلامت روان:
به عقيده راجرز هر چه سلامت روان انسان بيشتر باشد آزادي عمل و انتخاب بيشتري را احساس و تجربه مي کند. از نظر راجرز انسان سالم موجودي بدون محدوديت فکر و عمل مي باشد
2ـ 15 ـ پژوهش حس شوخ طبعی به کمک خنده
اگر حس شوخ طبعی به خندیدن می انجامد عکس آن نیز ممکن است. وقتی می کوشید در یک گروه بدون دلیل بخندید. سدها و موانعی که در وجودتان دارید درهم می شکنند و حس شوخ طبعی شما شکوفا می شود. این همان پیشرفت بزرگی است که ما در باشگاه های خنده به آن دست یافته ایم.
حس شوخ طبعی، توانایی درک و تجربه ی یک موقعیت به شیوه ای طنز و خنده آور است. این توانایی موروثی نیست، بلکه مهارتی است که با تمرین پرورش می یابد. یکی از موهبت هایی که خداوند به همه ی ما انسان ها ارزانی داشته نیروی بالقوه و عظیم خندیدن است. همان گونه که پیش تر گفتیم کودکان قادرند روزی 300 تا 400 بار بخندند اما یک کودک به دلیل داشت حس شوخ طبعی نیست که می خندند ، بلکه می خندد چون طبیعتی شاد و خندان دارد. کودک هر قدر بزرگ تر می شود، انبوهی از اطلاعات را در خود می اندوزد و خنده هایش به تدریج در زیر لایه های جدی بودن ، کنترل خود، پذیرش مسئولیت، ترس و ناامنی مدفون می شود. به این ترتیب یک وضعیت عادی و معمولی که در گذشته برای کودک بسیار شگفت آور بود، دیگر هیچ احساس خوبی در او برنمی انگیزد. ( مادان کاتاریا، 1390)
برای پرورش حس شوخ طبعی، فرد باید تمام آن لایه های بازدارنده و سدهای روانی را که خودش، پدر و مادرش یا جامعه در او ایجاد کرده اند از میان بردارد. با رفع این موانع، نیروی بی کران خندیدن خود به خود آشکار می شود و حس شوخ طبعی شروع به شکوفا شدن می کند. وقتی به کسی که موانع فراوانی در خود دارد یاد می دهیم چگونه حس شوخ طبعی خود را شکوفا سازد مثل این است که راه چشمه ای که تخته سنگ هایی جلوی آن را سد کرده اند باز کنیم. با برداشتن آن سنگ ها و باز شدن راه آن چشمه، آب فوران خواهد کرد. این درست همان اتفاقی است که در باشگاه های خنده می افتد. به همین دلیل است که ما موفق شده ایم در کشوری همچون هند که مردم آن خیلی کم می خندند یا لبخند می زنند، هزاران نفر را به خندیدن واداریم. همان کسانی که هیچ گاه لبخند بر لبانشان جاری نمی شد، اینک به مردمی بذله گو، شوخ ، خنده رو، شاد و پرنشاط و خلاق تبدیل شده اند. ما به هیچ کس یاد ندادیم که نخست حس شوخ طبعی اش را پرورش دهد و سپس شروع به خندیدن کند، بلکه فقط و فقط بدون هیج دلیل و منطقی شروع به خندیدن کردیم. ( مادان کاتاریا، 1390)
پس همیشه حس شوخ طبعی نیست که به خندیدن می انجامد، بلکه خندیدن نیز می تواند حس شوخ طبعی را در ما شکوفا سازد، زیرا حس شوخ طبعی و خنده به هم وابسته و در هم تنیده اند.
ساختگی بخند تا واقعی بخندی
اگر به پژوهش هایی که در حوزه ی علم پزشکی انجام گرفته رجوع کنیم، با مدارک بسیاری رو به رو می شویم که ثابت می کند وقتی کسی به خندیدن و شاد بودن وانمود می کند، بدن او مواد شیمیایی شادی آفرین از خود تولید می کند. طبق اصول دانش برنامه ریزی عصبی ـ زبانی ( ان ال پی) ، شما چه به صورت خودجوش به یک لطیفه یا یک موقعیت خنده دار بخندید چه خودتان را به زور به خندیدن وادارید ( خنده ی ارادی) تفاوتی در اصل قضیه ایجاد نمی شود، زیرا بدن ما قادر به تشخیص فرق بین فکر کردن درباره ی انجام دادن یک عمل و انجام دادن وقاعی آن عمل نیست. بنابراین، منشأ خنده هر چه باشد تغییرات فیزیولوژیکی یکسانی در بدن رخ می دهد.
هنرپیشه ها بیش از هر کس دیگر با تأثیر هیجان های ساختگی آشنایند. بیشتر اوقات، آنان با ایفای یک نقش غمگین احساس ناخوشی می کنند. این نکته آشکارا بیانگر آن است که اگر وانمود کردن به غمگین بودن می تواند ما را ناخوش سازد، وانمود کردن به شاد بودن نیز می تواند در ما احساس تندرستی و شادابی بیافریند.
همچنین بر اساس اصل « جنبش و حرکت هیجان می آفریند» اگر بدنتان را در حالتی شاد قرار دهید، ذهنتان به پیروی از آن ، حالتی شاد به خود می گیرد. ( مادان کاتاریا، 1390)
نقش اراده
در باشگاه های خنده، اراده ای که از خود برای خندیدن نشان می دهید بیشترین نقش را به عهده دارد. وقتی اعضای باشگاه های خنده برای خندیدن داوطلب می شوند، این کارشان کاملا برخاسته از نیروی اراده و خواست خودشان است. اگر خودشان نخواهند، هیچ کس نمی تواند آنها را به خندیدن وادارد. از طرف دیگر اگر خودشان بخواهند بخندند و مجوز خندیدن را صادر کنند، هیچ کس نمی تواند جلوی خندیدن آنها را بگیرد. افراد برای خندیدن به هیچ دلیلی نیاز ندارند. ( مادان کاتاریا، 1390)
فعال تر شدن عضله های اختصاصی خنده
تمیرین یوگای خنده، جانشین خنده های خودجوشی که در زندگی روزمره سر می دهیم نیست، بلکه بیشتر به ما کمک می کند تا توانایی خندیدن به رویدادهای زندگی روزمره را افزایش دهیم.
طبق یافته های یک پژوهش، اگر عضله های اختصاصی خنده را به گونه ای منظم به فعالیت وادارید، این عضله ها هنگام رو به رو شدن با یک موقعیت خنده دار با آمادگی بیشتری پاسخ می دهند.
خنده های گروهی در باشگاه های خنده با کاستن از خودداری و مقاومت در برابر خنده به اعضا کمک می کند به مراتب بیشتر از گذشته بخندند. ( مادان کاتاریا، 1390)
خنده و ارتباط آن با یوگا
هر جلسه خنده درمانی، آمیزه ای از تمرین های تنفس عمیق و حرکت های کششی یوگاه، خده های برانگیزاننده و احیای روحیه ی بازیگوشی کودکانه است. تمرین های گروهی خنده کاملا بر پایه ی اصول دانش یوگا انجام می شود که از راه به هم پیوستن جسم، روان و روح ، تعادل زیستی بی همتایی در افراد ایجاد می کند. تمرین های برانگیزاننده ی خنده با « تنفس عمیق» که بخش مهمی از یوگاه را تشکیل می دهد همراه شده است. تنفس عمیق با به جنبش در آوردن موزون پرده ی دیافراگم و عضله های شکم، بخش آرام بخش دستگاه عصبی ( سلسله اعصاب پاراسمپاتیک) را فعال می سازد. همچنین میزان اکسیژن خالص بدن را که مهم ترین نقش را در سوخت وساز بر عهده دارد افزایش می دهد.
طبق اصول دانش یوگا، خنده اندام های گوارشی را ماساژ می دهد و خون مورد نیاز اعضای داخلی بدن را تأمین می کند. خنده با تسهیل گردش خون، به انتقال مواد غذایی به سرتاسر بدن کمک می کند و همچنین دستگاه تنفسی را که وظیفه ی تأمین اکسیژن بدن را به عهده دارد تقویت می نماید. ( مادان کاتاریا، 1390)
بیدار شدن نیروهای خفته
مغز انسان دارای دو نیمکره ی چپ و راست است. نیمکره ی چپ مغز، استدلال گرا، منطقی و حسابگر است و با مهارت های یادگیری سروکار دارد. توانایی این نیمکره محدود است، زیرا یادگیری انسان از محدوده ای کوچک فراتر نمی رود.
نیمکره ی راست مغز با الهام، تخیل، اختراع ، موسیقی، هنر، خلاقیت، مراقبه و شفابخشی سروکار دارد. توانایی این نیمکره نامحدود است.
یکی از راه های ساده ی تحریک نیمکره ی راست مغز، خندیدن وشادی کردن است. با شاد وخندان بودن می توان خلاقیت بیشتری از خود نشان داد و قوه ی تخیل را به اوج خود رساند. این کار نیروهای خفته ی وجود ما را بیدار می سازد.
مشکل بیشتر این است که انسان ها نمی توانند همیشه و درکنار همه کس شاد و خندان باشند. باشگاه خنده محل ایده آلی است که فرصت خوشی و شادی کردن در میان جمع را بدون این که احساس شرم و خجالت بکنیم در اختیار می گذارد. ( مادان کاتاریا، 1390)
هدف های متعالی خندیدن
بیشتر مردم گمان می کنند که انسان ها فقط برای تفریح و سرگرمی و دست یافتن به آرامش می خندند. اما باید بگویم که هدف از خندیدن فقط دست یابی به منافع جسمانی خنده نیست. اگر یکی از اعضای باشگاه خنده در آغاز روز در باشگاه از خنده ریسه برود و بقیه روز را درخانه به داد و فریاد کشیدن بر سر همسر و فرزندان خویش بگذارند، این کار او کاملا بی معناست. ما فقط برای خودمان نمی خندیم، بلکه وظیفه ی یکایک اعضای باشگاه خنده این است که دیگران را نیز در خنده و شادی خود شریک کنند. خنده باید در طرز رفتار ما با دیگران نمود پیدا کند. اعضای باشگاه خنده فقط به تمرین خندیدن نمی پردازند، بلکه راه و روش زندگی پرمهر و پر احساس را نیز تمرین می کنند.
هدف اعضای باشگاه خنده نه فقط شاد کردن خود ، بلکه شاد کردن دیگران یا به عبارت دیگر پرورش « روح خنده » است. در یک تلاش گروهی به راحتی می توان روح خند را بر وجود اعضا جاری ساخت، زیرا آنان به یکدیگر انگیزه می دهند و به هم روحیه می بخشند. در زندگی دانسته های بسیار خوبی داریم اما انگیزه ی کافی برای عمل کردن به آن ها نداریم. تلاش گروهی، انگیزه ی این کار را به شیوه ی بسیار آسان به انسان ها می بخشد. ( مادان کاتاریا، 1390)
رها کردن خنده از قید و بند دلیل و برهان
مردم معمولا به دنبال دلیلی برای خندیدن می گردند اما این روزها در این زندگی مدرن پرفشار و پر استرس، کمتر چیز گل های خنده را بر لبان ما می نشاند، در حال یکه هزارات چیز ما را به اخم کردن، غم و اندوه و زاری وا می دارند. امروز شاد زیستن نیز همانند خندیدن به قید و بندها و پیش شرط های بسیاری چون دست یافتن به موفقیت های مالی و پیشرفت های شخصی وابسته شده است.
خندیدن نوعی ابراز شدمانی است. اگر بیاموزیم بدون قید و شرط بخندیم، شادمانی مان نیز از قید و بند رها خواهد شد. پس با پیوستن به یک باشگاه خنده، خنده و شادی تان را از هر گونه قید و بندی رها سازید تا به شادمانی جاودان دست یابید. ( مادان کاتاریا، 1390)
دانش در یک گروه به کنش تبدیل می شود.
ما مالک گنجینه ی بزرگی از دانش و حکمت شرقی و غربی هستیم که اگر به آن عمل کنیم می توانیم یک زندگی شاد و سعادتمند را در پیش گیریم.
هرکس می تواند با خواندن چند کتاب، اطلاعات با ارزشی در مورد شنا کردن بدست آورد، اما اگر خود را به آب نزند و شروع به شنا کردن نکند، آن اطلاعات به هیچ دردی نمی خورند. این مشکل بیشتر ماست که اطلاعات زیادی درباره ی چیزهای خوب زندگی داریم اما به دلی نبودن انگیزه به آن ها عمل نمی کنیم. ما از تئوری آگاهیم اما آن را اجرا نمی کنیم.
موفقیت باشگاه های خنده مدیون تلاش گروهی است. هیچ کس فکر را نمی کرد که بدون گفتن لطیفه هم می توان خندید. تنها زمانی چنین شد که همه ی ما شهامت خندیدن در یک گروه را پیدا کردیم. در یک گروه، افراد انگیزه ی بالایی دارند. هیچ زور و اجباری برای خندیدن در کار نیست، بلکه خنده خود به خود روی می دهد. تو به این دلیل می خندی که دیگران می خندند.
اگر می توانیم با هم بخندیم، می توانیم راه و روش زندگی پرمهر و پراحساس در کنار هم را نیز تمرین کنیم. ( مادان کاتاریا، 1390)
خنده دوست داشتنی و همه پسند است
تمرین های خنده کوتاه و متنوع اند و می توان آن ها را گونه ای مناسب به دیگر تمرین هایی که به صورت گروهی انجام می شوند افزود. برای مثال، مراکز آموزش یوگا، تای چی، مراقبه و باشگاه های ورزشی می توانند با افزودن تمرین یوگای خنده به فعالیت های روزمره خود، با یک تیر دو نشان بزنند.
تاکنون یوگای خندی به برنامه های آموزشی یوگا در سراسر جهان افزوده شده است. اکنون هزاران نفر از تمرین کنندگان یوگا، پس از پایان تمرین های روزمره خود ، 5 تا 10 دقیقه را به تمرین یوگای خنده اختصاص می دهند.
لازم نیست برای خندیدن وقت اختصاصی وقت اختصاصی بگذارید، کافی است یک جمع و گروه و در صورت امکان هر روز به تمرین خنده بپردازید. مهم ترین اصل این است که خنده نه به عوامل خارجی، بلکه به منابع درونی شما وابسته است.گروه هر زمان و هر کجا که بخواهد می تواند بخندد و از منافع آن بهره مند شود.
اگر شاغل هستید، خنده ی گروهی به شما آرامش فوری خواهد بخشید و کمک خواهد کرد تا با روحیه ای بالا تمام روز را با بیشترین توان کار کنید. اگر نیازمند افزایش روابط اجتماعی و تماس با مردم هستید، باشگاه خنده این نیاز شما را برآورده خواهد ساخت. اگر شخصی با گرایش های روحی و معنوی هستید، پشتوانه های زیادی را در باشگاه خنده خواهید یافت. می توانید هنر زندگی کردن را در مکتب خنده بیاموزید. خنده ی گروهی برای سالمندان و بازنشستگان نیز بسیار مناسب است.
خلاصه ی کلام این که در باشگاه های خنده برای هر کس چیزی وجود دارد تا بیاموزد و از آن بهره مند شود. ( مادان کاتاریا، 1390)
برپایی صلح و آرامش در جهان
آتش جنگ به این دلیل در دنیا شعله ور است که ما در درونمان با خود در جنگیم. اگر بتوانیم در دنیای درونمان صلح برپا کنیم، در دنیای بیرون نیز صلح حاکم خواهد شد. اگر بتوانیم به کمک تمرین یوگای خنده، در پیش گرفتن یک زندگی پر مهر و پر احساس و فراگیر کردن باشگاه های خنده در سراسر جهان در درونمان صلح و آرامش ایجاد کنیم، صلحی جاویدان در این دنیا برپا خواهد شد. ( مادان کاتاریا، 1390)

چرا امروز باید بیشتر از گذشته بخندیم
امروز زندگی بسیار پراسترس است و این موجب افزایش روزافزون بسیاری از بیماری ها شده است، زیرا همان گونه که پیش تر گفتیم، ریشه ی بیش از 70 درصد بیماری ها استرس است. بالا بودن فشار خون، بیماری های قلبی، اضطراب ، افسردگی، سرفه و سرما خوردن های پی در پی ، ناراحتی های عصبی، زخم معده و روده، بی خوابی، آلرژی، آسم، پرکاری یا ورم روده ( کولیت)، اختلالات قاعدگی، میگرن و حتی سرطان به نوعی با استرس در ارتباط اند. بسیاری از مردم برای گریز از استرس به مصرف مشروبات الکلی، سیگار و مواد مخدر پناه می برند که خود مشکلی بر مشکلاتشان می افزاید.
اگر شما هم یکی از نشانه های زیر را در خود می بینید، به احتمال فراوان در آستانه ی گرفتار شدن به یک یا مجموعه ای از بیماری های برشمرده هستید:
ـ دردی آزاردهنده در پشت گردن
ـ سردرد همیشگی
ـ کسالت و خستگی
ـ سرفه های پی در پی
ـ دل پیچه
ـ حالت تهوه و سوء هاضمه
ـ گرفتگی عضله ها همراه با درد پشت و گردن
ـ ناتوانی در خوابیدن و بیداری کشیدن تا پاسی از شب
ـ نفس نفس زدن و سرگیجه
ـ پرخوری یا کم خوری
ـ زیاده روی در کشیدن سیگار
ـ کاهش میل جنسی
ـ دمدمی مزاج بودن
ـ احساس تنهایی
ـ احساس بی ارزشی
ـ نارسایی حافظه
ـ ناتوانی در تصمیم گیری
ـ بی قراری و تشویش
ـ ناتوانی در تمرکز
ـ میل به خودکشی
در این زندگی پرتلاطم، همه ی افراد ممکن است گاهی برخی از این نشانه ها را در خود بیابیم.. عده ای برای رفع استرس به فعالیت های آرامش بخشی نظیر ورزش های گوناگون، ماساژدرمانی، یوگا، مراقبه و سفر و گردش روی می آورند. اما باید گفت همه ی این روش ها ، وقت گیر و گران هستند، پیگیری آن ها اراده ای قوی و پشتکاری فراوانی نیاز دارد و چون انگیزه های بالا نیست، خیلی ها به زودی بی حوصله می شوند و دست از کار می کشند.
تمرین یوگای خنده ( یوگای حسیا) در یک گروه، یکی از ساده ترین و با صرفه ترین روش ها برای رفع استرس است.. چون به صورت گروهی تمرین می شود، میزان انگیزه ی افراد بسیار بالاست و چون تمرین ها کوتاه و لذت بخش اند حوصله ی هیچ کس سر نمی رود.
تمام گرفتاری های زندگی مدرن امروز، از رقابت بر می خیزد. البته رقابت سالم لازمه ی رشد و پیشرفت است، اما چنین به نظر می رسد که گویی امروز رقابت هیچ حد و مرزی نمی

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.