خنده در روان‌شناسی- قسمت 3

د تعامل و ارتباط بین افراد است. این مطلب همچنین توضیح می دهد که چرا کسی که احمقانه ترین جوک های گروه را می گوید همچنان عضو جذاب گروه باقی می ماند. ( نادری، 1388)
2ـ 3 ـ خنده از نظر علم روانشناسی:
زندگی روزانه و حوادث و اتفاقاتش باعث ایجاد عکس العمل هایی در انسان می گردد که گاه شرایط زمان و مکان اجازه بروز آنها را نمی دهد و در نتیچه مقدار انرژی در بدن ذخیره می گردد؛ این تعداد انرژی زائد عصبی به جای آنکه صرف ایجاد معادلاتی از افکار و هیجانات جدید گردد ، به دلیل موانع موجود تولید جریانی در اعصاب حرکیت در گروههای مختلف عضلات نموده و سبب ایجاد حرکات نیمه تشنجی می گردد که آنها را خنده می نامیم. ( پزشکی ، 1379)
با توجه به تعریف فوق ، پی می بریم که خنده ا زنظر روانشناسی بازتاب یا واکنشی است که به منظور تخلیه هیجانات به کار می رود. به عبارت دیگر ، روانشناسان معتقدند که چون مقدار زیادی انرژی ذخیره شده و واپس زده روانی به دلیل شرایط مختلفی چون کنترل شدید محیط ، حوادث اتفاقی و بازداری های ذهنی راهی به بیرون نمی یابند، از طریق خندیدن از ذهن و بدن تخلیه می گردند. در واقع به دلیل همین تخلیه هیجانی است که همیشه پس از خنده احساس آرامش به وجود می آید که با خود تمرکز فوق العاده ای به همراه دارد. ( پزشکی ، 1379)
زیگموند فروید، روانپزشک نامی اتریش و بنیان گذار روانکاوی، با تعریفی که از خنده ارائه می کند نشان می دهد که وی خنده را برای تخلیه انرژی های ذخیره و کسب لذت می داند. « خنده عبارت از رها کردن قوای ذخیره شده است و این رها شدن ایجاد لذت می کند» . به این ترتیب ، می توان ملاحظه کرد که روانشناسان به خنده به عنوان سوپاپ اطمینان آنها ایفا می کند. به همین دلیل ، خنده از نظر علم روانشناسی دارای جایگاهی ویژه و پردازش ، عنصری است که به برقراری تعادل روانی در انسان کمک می کند و زمینه سلامت روانی او را فراهم می نماید. نقش ویژه ای که خنده در تخلیه فشار های روانی به عهده دارد باعث گردیده که روانشناسان به متولیان امر توصیه کنند که محیط های کاری ، آموزشی و خانوادگی را به محیط های شاد و پرخنده تبدیل سازند ( پزشکی ، 1379)
نظریه های خنده:
درباره علل خندیدن افراد ، نظریه های متعددی وجود دارد ، با وجود رویکردهای نظری وسیع و قابل بحث ، چهار نظریه عمده دی دیگاه امروزی وجود دارد که عبارتند از : نظریه برتری، نظریه عدم تجانس یا ناهمخوانی، نظریه رهایی و نظریه الوهیت ( ویسونانت ، 1998)
نظریه برتری:
بر اسسا این نظریه هیجان گرا، ما زمانی به لطیفه ای می خندیم و یا صحنه ای ما را به خنده می اندازد که بتوانیم ناخودآگاه به فرد با گروهی که بر ما برتری دارند، چیره شویم. در واقع ، عکس ـ العمل برتری موقتی انسان بر فرد یا گروه مسلط بر اوست ( اخوت ، 1371)
در این نظریه ، یک موقعیت وقتی خنده دار است که در آن موقعیت ، فرد احساس برتری کند. بنابراین ، خنده راهی برای بالا بردن خود و حس خود ارزشی در افراد است. از طرفی ، مطالبق با این نظریه خنده همیشه تحقیر کننده نیست، بلکه گاهی خوشایند و همدلانه نیز می باشد. به عبارت دیگر ، گاهی خنده به افراد کمک می کند تا به دسته های اجتماعی که در گروه ها وجود دارد ،ملحق شوند. بنابراین ، خنده در این نظریه به عنوان یک حرکت صلح جویانه در ایجاد شوخی تلقی می شود ( ویسونانت، 1998)
نظریه عدم تجانس یا ناهمخوانی:
بر اساس نظریه عدم تجانس ، چیزی خنده دار است که با انتظارات فرد ناهمخوان بوده و موجب تلاش های مکرر او برای درک این ناهمخوانی شود. بنابراین تا زمانی که حل نشود، موقعیت خنده دار خواهد بود. در این نظریه ، بچه ها در ابتدا فقط خنده را در ناهمخوانی ادراکی درک می کنند. با افزایش سن و بوجود آمدن توانایی درک ناهسمانی های منطقی و انتزاعی تفکر، آنها می توانند خنده را در دامنه وسیعی از ناهمخوانی ها ، درک کنند. برخی از صاحبنظران ، ناهمخوانی را به عنوان تنهاترین شرط برای درک و ارزیابی خنده می پذیرند ، در حال یکه عده ای دیگر ، ناهمخوانی را به عنوان شرطی لازم ، اما نه کافی برای درک خنده در نظر می گیرند ( ویسونانت ، 1998)
نظریه رهایی:
بر اساس این نظریه ، شوخی و خنده روش قابل قبولی از نظر اجتماعی ، برای آزاد سازی تنش و فشارهای عصبی است. چگونگی عمل سیستم عصبی در آزاد سازی تنش در این نظریه چندان مورد حمایت قرار نگرفته است ( ویسونانت ، 1998) . اکثر تحقیقات روانپزشکی حاکی از این مهم است که خنده بهترین شیوه کنار آمدن با هیجانات عصبی و موقعیت های مربوط به آن می باشد. استرس و فشار روانی جزیی از زندگی همه انسانهاست؛ ولی گاهی هیجانات و فشارهای درونی مفرّی برای تخلیه نمی بینند و واپس زده می شوند، خنده می تواند جایگزین آنها شود ( پروواین ، 2000 ، نقل از شهیدی، 1387)
مطابق با این نظریه ، خنده و شوخی کاری است که به کمک آن می توان عقده های سرکوب شده را دوباره بیدار کرد و با آزاد شدن این انرژی ذهنی، مخاطب به رهایی می رسد. در واقع طبق نظریه فروید، پرچمدار این نظریه ، خنده و شوخی نوعی سازکار دفاعی بخش ناخودآگاه ذهن است و اثر روانی خنده از این رو اهمیت دارد که می تواند انرژی سرکوب شده ذهن را دوباره آزاد کند و ارضای روانی ـ ذهنی به ارمغان آورد. ( پروواین ، 2000 ، نقل از شهیدی، 1387)
فروید سه منشأ متفاوت برای خنده قایل است. لطیفه گویی، موارد خنده دار و شوخ طبعی ، که تمامی آنها نوعی ذخیره سازی انرژی روانی هستند که بعدها توسط خنده تخلیه خواهد شد، در موارد خنده دار ، انرژی شناختی مورد استفاده برای حل کردن چالش های عقلی ذخیره شده و آزاد می شود. ( اخوت، 1371)
نظریه الوهیت:
جدید ترین نظریه در مورد خنده و شوخ طبعی ، نظریه ای است که به اصطلاح نظریه الوهیت ( الهیات) نامیده می شود . بر اساس این نظریه ، خنده و شوخی توانایی است که باعث رها شدن فرد از آشفتگی ، ازایش وحدت ، اتحاد فرد با دیگران از طریق با هم خندیدن ما بر ملا کردن حقیقت بی شایبه یک موقعیت و تعبیر روح و روان فرد می شود. در اصل خنده و شوخی در این نظریه به عنوان هدیه یا موهبتی ا زجانب خداوند برای انسان می باشد ( سی وارد ، 1992)
رابطه خنده با سلامت روان:
یکی از مزایای خنده تأثیر بر سلامتی است، زیرا خنده می تواند به عنوان یک میانجی در روابط اجتماعی عمل کند خنده تأثیر مستقیمی بر میزان سطح استرس دارد، فرآیند های فیزیولوژیکی نیز تحت تأثیر خنده قرار می گیرند. برای مثال ، خنده تنش ماهیچه ای را کاهش می دهد و سرانجام حالات مثبت هیجانی را تحت تأثیر قرار می دهد که نشان دهنده سلامت روانی است ( مارتین ، 2001)
این نکته نیز شایان توجه است که امروزه اهمیت خنده ، شعف ، حس بذله گویی ، طنز و نظایر اینها در امر سلامت روان خوشبختی و همچنین تقویت قوای روانی انسان برای مقابله با پیچیدگی ها و مسائل و مشکلات دنیای امروز نیز کاملا امر شناخته شده ای است ( فتاح ، 1383) . به نظر آلپورت اگر فرد روان رنجور خندیدن به خود را یاد بگیرد، ممکن است این راهی برای مدیریت خود و به دنبال آن درمان او باشد ( آلپورت ، نقل از سیندر ـ 2001)
2ـ 4 ـ رویکردها:
رویکرد زیست شناختی:
خنده ، از نظر رفتار شناختی، نوعی الگوی رفتاری ثابت است. الگوهای رفتار ثابت ، مجموعه های پیچیده ای از رفتارها هستند که به صورت رشته ای از حرکات پیاپی سازماندهی شده اند. پایان هر واحد رفتاری در این مجموعه ، محرکی است که رفتار بعدی را راه اندازی می کند، و به این ترتیب با ورود محرکی که نخستین حلقه ی این زنجیره را آغاز کند ، کل الگوی رفتاری اجرا می شود. اطلاعات مربوط به کلیات هر کدام از حلقه های این زنجیره ی رفتاری توسط برنامه ای ژنومی رمزگذاری می شود و به صورت پیش تنیده بر دستگاه عصبی سوار می گردند. ( گلد و گلد ، 1994)
این الگوهای رفتاری ثابت د ر جانوار و انسان مشترک هستند و به شکلی ناخودآگاه و خودکار در برابر محرکهای خاص محیطی آزاد می شوند. رفتار تار تنیدن در عنکبوت ، راه رفتن خرچنگ، یا حرکات متناوب چشم به هنگام رویا دیدن از زمره ی این الگوهای ثابت هستند. لبخند و خنده نیز در کلیت خود نوعی الگوی رفتاری ثابت هستند. ساده ترین سطح بررسی چنین رفتاری، مشاهده ی عینی و تجربی چگونگی ظهور خنده و لبخند در سطح عضلانی / حرکتی است. ( گلد و گلد ، 1994)
نخست : عضلاتی که به هنگام خنده منقبض می شوند ، عبارتند از : ( هایند ، 1974)
الف) عضلات صورت ، به ویژه در محور دور دهانی ـ دورچشمی ، که مهمترینشان عبارتند از : عضله حلقوی دور چشم ، که پلک و اطراف حدقه را در بر می گیرد. جمع شدن این عضله باعث چین خوردن پلکها می شود و بر اثر انقباض آن چشم حالت نیم بسته پیدا می کند. اگر انقباض این عضله خیلی شدید باشد، بخش اشکی آن هم فشرده می شود و اشک بر روی کره چشم جاری می شود.
ب) عضله گونه ای بزرگ که در گوه به قوس زیگوماتیک متصل می شود و تا لب بالا ادامه می یابد. این عضله با انقباض خود زاویه دهان را به بالا و عقب می کشد و شکل خاص دهان را به هنگام خنده ایجاد می کند. این مهمترین عضله ی تولید کننده خنده است . ( اکمن و فریسن ، 1982)
پ) عضله حلقوی دهان که در اطراف دهان به صورت بیضوی قرار گرفته. انقباض آن باعث جمع شدن و چین خوردن لب می شود و لب بالا را به زاویه بالایی دندانهای نیش نزدیک می کند. این عضله تنها به عنوان همکار با زیگوماتیک بزرگ عمل می کند.
ت) عضله بینی که تا پره بینی ادامه دارد و انقباض اش به چین خوردن کناره بینی و بازو بسته شدن پره بینی می انجامد. همه ی عضلات نام برده توسط شاخه های مختلف عصب پنجم مغزی ( عصب سه قلو عصب دهی) می شوند و از راه هسته های سه قلوی موجود در پیاز مغز دستورات خود را دریافت می کنند. به این ترتیب حالت چهره به هنگام خنده به انقباض عضلات سطحی صورت بستگی دارد، که خود از راه اعصاب سه قلو فرامین هسته های پیاز مغزی را اجرا می کنند. مجموعه ی این حرکات عضلانی ، همان است که تظاهرات عاطفی صورت را تولید می کند.
دوم: عضلات سینه ای ـ شکمی ، به ویژه عضله شکمی بزرگ که باعث فشرده شدن شش و حفره شکمی می شود. تخلیه ی شش صدای خاص خندیدن را همراه دارد و فشردگی حفره شکمی همان است که در صورت تداوم ، دل درد ناشی از خنده را به وجود می آورد.
سوم: عضلات صاف پوشاننده حفرات داخلی بدن مانند مثانه. انقباض این عضله به هنگام خنده ی شدید می تواند به دفع خودکار ادرار بینجامد.
چهارم: برخی از عضلات نگهدارنده بدن، مانند عضلات پا و نگهدارنده پشت به هنگام خنده به طور متناوب منقبض و منبسط می شوند. این توالی باعث خم و راست شدن بدن به هنگام خنده می شود. به هم خوردن تونوس عضلانی که پیامد آن است ، باعث می شود که « آدم از زور خنده روی پایش بند نشود»
تلاشهای زیادی برای رده بندی انواع گوناگون خنده و لبخند بر مبنای الگوی انقباضات عضلانی چهره انجام گرفته است. گرانت یکی از اولین تلاشهای موفق در این زمینه را انجام داد و بر مبنای درجه ی کشیده شدن لبها به سمت خارج و بالا ، و محل لبهای زیرین و زیرین نسبت به دندانها، به شاخصهایی برای تفکیک انواع خنده ها ازهم دست یافت. بر مبنای این دو شاخص اصلی ، هشت نوع خنده را می توان از هم تفکیک کرد. شاخصهای مورد نظر گرانت در فاصله ی سالهای بعد از سوی سایر پژوهشگران هم برای دستیابی به رده بندی های جدیدی ا زانوع خنده مورد استفاده قرا رگفتند. مشهورترین کارها در این زمینه ، رده بندی گرانت را ته ده نوع خنده ی متفاوت بسط داده بود. یا آن را در سه گروه لبخند ، نیشخند و خنده ی بیحال ( یا حالت انقباضی ( خنده) و انبساطی ( لبخند) خلاصه کرده بود.( وانهوف ، 1972)
در این تحقیق اخیر دو الگوی عمومی از بیان حالات روانی در همه ی نخستین های عالی تشخیص داده شده بود. یکی که با انقباضی عضلات چهره همراه بود و دندانهای نیش بالا را به دلیل کنار رفتن لب بالا عریان می سازد. این حالت در انسان همتای خنده است و به دلیل حالت خاصش با عبارت چهره ی دندان نما برچسب خورده بود. دیگری با انبساط عضلات چهره و حالتی ( آرام با دهان باز) نمایش داده می شد و با لبخند انسانی هم ارز بود. ( وانهوف ، 1972)
دقیقترین رده بندی در این میان ، به اکمن و فریزن تعلق دارد که نظامی سنجش پذیر از انقباظات عضلات چهره را برای تفکیک حالات چهره از هم تدوین نمودند. ( اکمن و فریسمن ، 1978) این چارچوب با عنوان نظام رمزگذاری فعالیت چهره ( FACS) شهرت یافته است. در این سیستم چهل و چهار واحد حرکتی متفاوت در حالات چهره تشخیص داده شد که هر یک با انقباض مجموعه ای از عضلات پیوند داشتند. شاخصهای اصلی تفکیک این واحدها از هم عبارتند از : شدت انقباض در عضلات مهمی مانند زیگوماتیک که در پنج پله ی متفاوت اندازه گیری می شود، جانبی بودن یا متقارن بودن انقباض عضلانی در سوی راست و چپ چهره ، مدت انقباض ( از زمان آغاز تا اوج شدت ) و جایگیری زمانی و ترتیب انقباضها در یک واحد حرکت . اکمن و همکارانش بر مبنای این متغیرها، پنج نوع متفاوت از خنده را از هم تفکیک کردند که در جدول زیر خلاصه ای از آن را می بینید. ( اکمن و فریسمن ، 1978)

نام FACS الگوی انقباض عضلانی شماره واحد حرکتی
بالابر گونه پوست گیجگاه و گونه به سمت چشم کشیده می شود، گونه های به سمت بالا حرکت می کنند. حدقه ی چشم تنگ می شود و بخش خارجی آن چین می خورد. 6
تنگ کننده ی پلک انقباض پلک و تنگ شدن حدق، حرکت پلک زیرین به سمت بالا. 7
کشنده و کناره ی لبها کناره ی لب به بالا و عقب کشیده می شود و دندانها آشکار می گردد، چینی که از کنار بینی تا کنار لب ادامه دارد عمیقتر می شود. 12
برجسته ساز گونه بالا رفتن کنار گونه و برجستگی کنار لب بالا، کشیدگی و باریک شدن کناره ی لب 13
چال ساز کشیدگی لب ی دهان به سمت داخل و تنگ شدن دهان، پیدایش چین و چال در کناره ی لب و گونه 14

زمان بندی ظهور خنده هم حالتی قانونمند دارد. اصولا خنده رفتاری انفجاری و ناگهانی است. نشان داده شده که بلافاصله پیش از آغاز خنده مجموعه ای از انقباضات عضلانی د رچهره پدیدار می شوند که می توانند به عنوان پیش درآمد خنده در نظر گرفته شوند. جالب آن که این انقباضات در واقع نوعی اخم کردن هستند و با حالت چهره به هنگام خشم شباهت دارند. در نوزادان، لبخند برخی از عناصر حرکتی این مجموعه را در بر می گیرد و می تواند به عنوان تمرینی برای خنده و انفجاری عارض می شوند، تمام عناصر مقدماتی یاد شده را با زمان بندی یکسانی در خود دارند. به همین دلیل هم هست که این دو را می توان نوعی الگوی ثابت رفتار در نظر گرفت. ( لافرنس، 1983)
در مقابل ، خنده و لبخندی که زورکی و ارادی پدید آمده باشند، از نظر الگو با این حالت پیش تنیده تفاوت می کنند. مهمترین تفاوت، به زمان ظهور این رفتارها مربوط می شود. خنده و لبخند خودجوش ، 7/0 ـ 4 پس از برخورد با محرک خنده دار ظاهر می شوند، و مدتی طول می کشد تا به اوج حالت لبخند یا خنده ( یعنی بیشترین شدت انقباض عضلانی چهره) برسند. ( اکمن و فریسمن ، 1982)
لبخنده و خنده زورکی خیلی دیرتر از این زمان ظاهر می شود و با سرعت زیادی به اوج می رسند و مدت بیشتری هم در اوج می مانند. همچنین زدوده شدن خنده و لبخند طبیعی به شکلی منظم و تقریبا معکوس روند پدیدار شدنش انجام می گیرد. در حالی که در شرایط ارادی و نمایشی، روند حذف انقباضات چهره نامنظم و آشفته می شود. ( لفرنس ، 1983)
یک دسته ی مهم از عضلات درگیر در عمل خنده، به سیستم تنفسی ارتباط دارند. به هنگام خنده، زمان بازدم به طور مشخصی نسبت به دم افزایش می یابد و هوا با انقباضاتی سریع و شدید از شش ها تخلیه می شود. هر یک از این بازدم های اغراق آمیز، حدود 75 هزارم ثانیه طول می کشد، و با فاصله زمانی 210 هزارم ثانیه به بازدم بعدی متصل می شود. شدت این بازدم ها چنان زیاد است که می تواند در خنده های دراز مدت نارسایی تنفسی ایجاد کند و حتی در خنده های عادی هم چندین چرخه ی تنفسی طول می کشد تا نفس کسی که خندیده سرجایش برگردد. شدت انقباض عضلات شکمی درگیر در این کار، ـ تنها در زنها ـ با درجه ی خنده دار بودن جوک نسبت مستقیم دارد. ( فرای و رَدر ، 1977)
این بازدم های شدید، هنگامی که د رجریان خنده به طور پیاپی ظاهر شوند، صدای خاص « قاه قاه خندیدن» را تولید می کنند. الگوی تولید صدا در هنگام خنده نیز می تواند به عنوان شاخصی مفید برای سنجش ساختار کلی این رفتار به کار اید. صدای خنده در اثر بیرون دادن پیاپی هوا به صورت گسسته انجام می شود. صداهای دیگر خنده که از نقلی خندیدن، ریسه رفتن و … ایجاد می شود، توسط شکلی تغییر یافته از همین الگوی پایه ی انقباض شش پدید می اید. ( فرای و رَدر ، 1977)
هر واحد از صدای خنده ، علاوه بر ساختار همگن و درازای زمانی مشخصی که دارد، به هنگام ترکیب با یکدیگر هم از نظمی خاص پیروی می کنند. سیلابهای پیاپی مورد نظر، همه یکسانند. یعنی هر خنده عبارت است از تکرار نتی مشابه. مثلا صدای خنده به صورت « هاهاها» و « هوهوهو» و « هی هی هی » داریم ، ولی هیچکس با صدای « هاهو هاهو » نمی خندد. تنها مورد استثنا در این مورد، به نت آخر بعضی از صداهای خنده مربوط می شود. در مواردی استثنایی ، دیده شده که آخرین سیلاب خنده ی آدم از نظر نت با بقیه فرق می کند، بنابراین گهگاه صدایی مانند « هاهاهاهو» را هم می توان در خنده برخی از افراد دید. ( فرای و رَدر ، 1977)
خنده ، در کل یک پدیده صوتی آهنگین است. بسامد پایه آن بین 276 تا 502 هرتز است و در مردان

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.