تحقیق رایگان با موضوع هیدرولوژی، پوشش گیاهی، آلودگی آب، مکان‌یابی

مخلوطی از ماسه و رس همراه با لای است. از سوی دیگر، جهت پوشش نهایی زمین (و یا روزانه)، خاک با دانه‌بندی خیلی ریز مانند رس به تنهایی ایده‌آل نیست زیرا در صورت خشک شدن امکان ترک خوردگی و ایجاد شکاف آن وجود دارد که مسائلی چون ایجاد بو، نفوذ آب و رشد ناقلان بیماری را در پی خواهد داشت بنابراین بهترین خاک پوششی مخلوطی از خاک با دانه‌بندی درشت و ریز است.
۸- هیدرولوژی و هیدروژئولوژی محل دفن:
به غیر از خاک‌شناسی و بررسی مشخصات سنگ بستر، در مبحث هیدرولوژی و هیدروژئولوژی محل دفن مواردی نظیر عمق سطح تهویه و منطقه اشباع، عمق سطح ایستایی آب‌های زیرزمینی، نوسانات فصلی سطح ایستایی آب‌هایی زیرزمینی، هدایت هیدرولیکی و تخلخل خاک، حرکت و آبدهی آب‌های زیرزمینی، ظرفیت نگهداری و رطوبت خاک نیز باید مورد بررسی قرار گیرند. چرا که اغلب نفوذ و جاری شدن آب عامل خاک و سنگ بستر، رطوبت خاک، شیب زمین، پوشش گیاهی و … دارند. بطوریکه مثلاً هر قدر پوشش گیاهی، شیب زمین و رطوبت خاک کمتر و بارش باران آرام و مداوم باشد، قدرت نفوذ آب بیشتر است (شکل ۱ شمای کلی از موارد مذکور را نشان می‌دهد).
بطور کلی در ارزیابی هیدروژئولوژیکی محل دفن فاصله کف زمین تا خط ایستایی باید مشخص شود. زیرا مناسب‌ترین موقعیت جهت آلودگی آب‌های زیرزمینی هنگامی به وجود می‌آید که خط ایستایی آب‌های زیرزمینی نزدیک به کف سلول دفن بوده و شیرابه مستقیماً با آب در تماس باشد، پتانسیل آلوده‌سازی آب‌های زیرزمینی توسط شیرابه بستگی فراوان به وضعیت فیزیکی محل دفن، خلل و فرج خاک در منطقه تهویه (یا غیر اشباع) و محل استقرار سطح ایستایی آب‌های زیرزمینی دارد. حرکت آلاینده‌های شیمیایی محلول بطور کلی سریعتر از آلاینده‌های بیولوژیکی است خاک‌های ماسه‌ای و لای مانند، اغلب نظیر یک صافی عمل کرده و آلاینده‌های بیولوژیکی را از شیرابه جدا می‌کنند ولی آلاینده شیمیایی همراه با حرکت شیرابه به خط ایستایی رسیده و در آنجا وارد سیستم جریان آب‌های زیرزمینی می‌گردد، بطوریکه حرکت‌شان تابعی از حرکت هیدرولوژیکی جریان آب می‌شود. مطالعات نشان داده است که قدرت آلودگی شیرابه، طی عبور از لایه‌های خاکم، بطور عمودی یا جانبی، کاهش می‌یابد. میزان این کاهش به طبیعت ساختار لایه‌ای که بالای خط ایستایی قرار گرفته (منطقه تهویه) بستگی دارد و فرآیندهای گوناگونی شامل فرآیند مکانیکی فیلتراسیون، فرآیند شیمیایی، تبادل یونی، جذب و فعالیت‌های میکروبیولوژیکی در این امر دخیل‌اند. البته هنوز میزان مشخصی جهت فاصله کف سلول دفن تا خط ایستایی آب معین نشده است و مراجع مختلف محدوده ۷ تا ۱۵ متری را برای حداقل پیشنهاد کرده‌اند. در خصوص آب‌های سطحی نیز وضع به همین شکل است و حتی در برخی مواقع آلودگی آب‌های سطحی واقع در ۶۰۰ متری زمین دفن نیز مشاهده شده است. همچنین باید نوسانات سطح آب زیرزمینی را در فصول مختلف (خشک و پرآب) نیز مد نظر قرار داد.
در خصوص حرکت آب‌های زیرزمینی لازم است ذکر شود که جهت حرکت و موقعیت ایستایی این آب‌ها را می‌توان با نقشه‌های تراز آب زیرزمینی نشان داد. این منحنی‌ها نقاطی از سطح ایستایی را که نسبت به یک سطح مبنا (معمولاً سطح متوسط دریاها) هم ارتفاع هستند، نشان می‌دهد. برای تهیه این نقشه‌ها از تعدادی چاه مشاهده‌ای با پراکندگی مناسب استفاده می‌شود. این نقطه‌ها علاوه بر موارد فوق، اطلاعات مفید دیگری از قبیل مناطق تغذیه و تخلیه، رابطه سفره آب با رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و محل‌های مناسب برای حفر چاه را نیز به دست می‌دهند. در مورد زمین دفن می‌توان نقشه‌های تراز آب زیرزمینی را از طریق اداره کل زمین‌شناسی و یا سازمان‌های مربوط به امور آب‌های زیرزمینی تهیه نمود.
همانگونه که اشاره شد، از دیگر موارد قابل بررسی و مهم، هدایت هیدرولیکی، تخلخل و ظرفیت نگهداری است که رابطه تنگاتنگی با هم دارند. در خصوص ظرفیت نگهداری، بررسی باید هم به خاک و هم به ماده زاید معطوف باشد، چرا که هر دو مورد در میزان نفوذ و ایجاد رواناب در محل دفن مؤثرند. بطور کلی هر چه فشردگی ماده (اعم از خاک یا ماده زاید) بیشتر باشد، ظرفیت نگهداری آن کمتر و تراوایی آن نیز کمتر می‌شود، بنابراین ضریب رواناب (جاری شدن آب)،آن افزایش می‌یابد در مورد ظرفیت نگهداشت علاوه بر میزان تراکم ( که خاک دانه‌بندی نیز مهم است)، مواردی چون رطوبت اولیه و روش استقرار مواد زاید نیز مؤثر است. در مورد رواناب نیز عواملی نظیر شیب، پوشش گیاهی و بافت پوشش زمین دخیل هستند.
۹-طبقه بندی هیدروژئولوژی زمین دفن
تقسیم‌بندی زمین دفن اولین بار در سال ۱۹۷۶ توسط mather در سه طبقه بر اساس خواص هیدرولوژی منطقه و بطور جزئی‌تر در واقع بر مبنای حرکت شیرابه صورت گرفت.
الف- زمین دفن درجه ۱: مکان‌هایی که در روی سفره آب زیرزمینی قرار نداشته و یا قابلیت نفوذ آنها اندک باشد در این دسته قرار می‌گیرد. ساختار این زمینها معمولاً از جنس رس، رس آهک‌دار، گل سنگ، شیل، لای سنگ و همچنین سنگ‌هایی با دانه‌بندی ریز و فشرده می‌باشد. در اینگونه زمین‌ها بعلت نفوذ اندک، شیرابه قابلیت حرکت و نفوذ ندارد و در محل دفن محبوس می‌ماند. این زمین‌ها باید حداقل تا عمق ۷ متری دارای لایه‌ای از جنس رس باشند. یکی از مشکلات عمده این مکان‌ها، خصوصاً در نواحی مرطوب، پر شدن سلول دفن از شیرابه و سرریز شدن از سلول به آب‌های سطحی و محیط اطراف است به‌علاوه با تجمع گاز متان، خطر آتش‌سوزی و انفجار نیز وجود دارد که از این نظر حتماً باید تدابیر و تمهیدات فنی و مهندسی لازم صورت گیرد. این زمین‌ها از لحاظ دفن مواد زاید محدودیتی ندارند و لیکن با توجه به ماهیت مواد زاید جامد خطرناک و در دسترس نبودن و یا کم بودن زمین‌های متناسب برای دفن آنها اختصاص این مکان‌ها برای دفن مواد زاید جامد مطلوبتر است.
ب- زمین دفن درجه ۲: این زمین‌ها نسبتاً قابل نفوذ بوده و بر روی سفره آب زیرزمینی محصور یا آزاد قرار دارند. به علت قابلیت نفوذ نسبی، شیرابه حرکت آرامی دارد و به سبب آرام بودن تحرک، در اثر فرآیندهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی آلودگی شیرابه بطور طبیعی در طول حرکت کاهش قابل توجهی می‌یابد. در این‌گونه زمین‌ها معمولاً فاصله بستر محل دفن تا سطح ایستایی زیاد است و وجود ذرات رسی پراکنده، در کاهش یون‌های فلزی شیرابه تاثیر چشمگیری دارند. این مکان‌ها جهت دفن مواد زاید صنعتی و خانگی با ماهیت غیر خطرناک مانند قوطی‌های قلعی خالی، فلزات، کاغذ و مشتقات آن، پارچه و چوب، مو و چرم، پوست و استخوان، حیوانات مرده کوچک، باقیمانده زباله سوزها و مواد الی فسادپذیر مناسب هستند.
ج- زمین دفن درجه۳: در این گروه جنس زمین از لحاظ تراوایی به گونه‌ای است که شیرابه مواد زاید و یا هر گونه آب بر روی آن حرکت سریعی دارند. بطوریکه کاهش آلودگی در اینگونه زمین‌ها بسیار اندک و احتمال آلودگی آب‌های زیرزمینی و سطحی بسیار زیاد است. لذا جهت دفن مواد زاید شهری و یا خطرناک مناسب نیستند. در این مکان‌ها میتوان مواد زاید بی اثر و خنثایی نظیر نخاله‌های ساختمانی، سنگ، شیشه، محصولات چرمی، خرده‌های فولاد، آسفالت و تخته‌های ازبست را دفن نمود. البته امروزه در پاره‌ای موارد با بکارگیری مواد مختلفی از قبیل ورقه‌های نایلونی، پلاستیکی، آسفالتی، رسی، و … قادر گردیده‌اند این زمینها را برای دفن مواد دیگر نیز مناسب سازند.
۲-۱۳-۳.فاصله محل جمع‌آوری تا مرکز دفن و دسترسی به جاده‌ها:
طبیعی است که محل دفن همواره باید در خارج از شهر و دور از مرکز جمعیتی قرار گیرد و با توجه به عمر محل دفن که حداقل ۲۰-۱۵ سال برآورد می‌شود، محل دفن نباید در مسیر توسعه آتی شهر انتخاب شود. از سوی دیگر به منظر کاهش هزینه حمل و نقل، زمان و سایر مشکلات دوری راه، تا حد امکان باید سعی شود که محل دفن در مکان نزدیک‌تری واقع گردد. با توجه به این نکات و نیز کمبود زمین مناسب، استاندارد تعیین شده‌ای برای فاصله محل دفن از شهر وجود ندارد. اما عموماً حداقل فاصله را ۲ تا ۳ کیلومتر در نظر می‌گیرند و فواصل حدود ۱۰-۲۰ کیلومتر بعنوان حد نهایی برآورد شده است (البته در صورتی از یک یا چند ایستگاه انتقال استفاده شود، بین ۳۰-۴۰ کیلومتر نیز قابل قبول است.) شایان ذکر است که اگر بتوان بجای استفاده از کامیون‌های کوچک، از طریق متراکم نمودن زباله و بکارگیری کامیون‌های بزرگتر حجم زباله بیشتری را با یک بار حمل زباله انتقال داد، مسافت نقش کمرنگ‌تری را ایفا خواهد کرد.
دسترسی به راه‌ها:
بطور کلی برای سهولت، کاهش زمان حمل و نقل و هزینه، مکان دفن باید تا حد امکان دارای راه اصلی و جاده بوده و به راه‌های موجود نزدیک باد. همچنین باید دقت نمود که جاده‌ها دو طرفه بوده و از نظر عرض و انحنا برای عبور تجهیزات کامیون‌های مرکز دفن مناسب باشند. عرض جاده‌ای دائمی را معمولاً ۶ تا ۷ متر در نظر می‌گیرند و در صورتی‌که محل دفن دارای تجهیزات عظیم و سنگین نباشد، جاده با عرض ۵/۴ متر نیز مناسب است. ورودی به جاده محل دفن نیز باید حداقل در ۱۲ متری اتوبان قرار داشته باشد. جاده‌های دائمی و اصلی لازم است که حتماً آسفالت و صاف باشند. شیب بهینه جاده‌های دسترسی در سر بالایی کمتر از ۷ درصد و در سرازیری کمتر از ۱۰ درصد است. جاده‌های موقت محل دفن را میتوان با کوبیدن و فشردن خاک محل آماده نمود. معمولاً در مناطقی که بارندگی زیاد است جاده‌های فرعی را با لایه‌ای از بتون یا مواد آسفالتی میپوشانند تا در اثر خیس شدن زمین، وسائط نقلیه دچار مشکل نگردند.
۲-۱۳-۳-۱. دسترسی به تسهیلات برق رسانی، آب و سیستم فاضلاب:
“در مکان‌یابی زمین، دفن، جهت رفاه کارکنان و تسهیل در عملیات، امکان دسترسی زمین به تسهیلات برق‌رسانی و سیستم فاضلاب باید بررسی گردد” این بررسی در مواردی نظیر استفاده از ژنراتورهای قابل حمل- در صورت فقدان سیستم برق‌رسانی ـ تصفیه و گندزدایی آب موجود در محل (چشمه و چاه) و پس از انجام آزمایشات شیمیایی و میکروبیولوژی و یا حمل آب از مناطق دیگر قابل انجام است.
۲-۱۳-۳-۲. استفاده کنونی و آتی از زمین:
در مکان‌یابی محل دفن، استفاده و کاربرد فعلی زمین از شاخص‌های حائز اهمیت است. به عنوان مثال نمی‌توان در مناطق مستعد کشاورزی، مراتع و چراگاه‌های دام، تالاب‌ها و مانند آن محل دفن دایر نمود مگر در شرایط بحرانی و فقدان گزینه دیگر، لذا همواره باید در نظر داشت که زمین انتخاب شده مصارف مهمتری را دارا نباشد.
همچنین در زمینه برنامه‌ریزی برای اختتام محل دفن به کاربری نهایی زمین نیز باید توجه شود. چرا که یک محل دفن تکمیل شده زمین وسیعی را اشغال می‌کند که استفاده بهینه از آن می‌تواند منافع اقتصادی و اجتماعی مناسبی را در بر داشته باشد و از سوی دیگر با تعریف

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید