تحقیق رایگان با موضوع آذربایجان، مکان‌یابی، زیست محیطی، زمین ساخت

استفاده‌های مشخص، از کاربرد نامناسب و مضر زیست محیطی از زمین تکمیل شده جلوگیری به عمل آید. از جمله موارد استفاده مناسب از محل دفن می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود. زمین‌های گلف، آمفی تئاتر، پیست‌های اسکی، زمین‌های باری، تفرجگاه‌ها، باغ‌های گیاه‌شناسی و پارک‌ها، استفاده از محل دفن تکمیل شده جهت احداث ساختمان‌های مسکونی و تجاری (سبک) نیز توصیه شده است که به علت مشکلات نشست زمین و امکان خروج گاز، تحت تاثیر قرار می‌گیرند. بطور کلی استفاده از زمین دفن برای مکان‌های سرسبز متداول‌تر است. همچنین استفاده کشاورزی از محل دفن بعلت خطر آلودگی محصولات با مواد شیمیایی و بیولوژیکی موجود در این مکان‌ها کمتر دیده شده است. در نهایت ذکر این نکته ضروری است که مکان‌های دفن اختصاصی مواد زاید جامد خطرناک به هیچ عنوان نباید مورد استفاده مجدد قرار گیرد و نیز اینگونه مکان‌ها باید با علائم ویژه‌ای مشخص گردند.
۲-۱۳-۳-۳.جمع‌بندی معیارهای مکان‌یابی محل دفن
برای بسیاری از عوامل مؤثر در مکان‌یابی دفن، استاندار تعریف شده و ثابتی وجود ندارد، لیکن با توجه به مطالب گفته شده، بمنظور انجام صحیح یک فرایند مکان‌یابی محل دفن می‌توان بعنوان یک دستورالعمل اولیه و تخمینی مناسب از موارد زیر پیروی نمود:
محل دفن انتخابی باید:
۱- از چاه‌های تغذیه آب آشامیدنی حداقل ۳۰۰ متر فاصله داشته باشد (۱۰۰۰ فوت)
۲- از منابع آب‌های سطحی حداقل ۱۰۰ متر فاصله داشته باشد (فاصله ۶۰۰ متر به بالا بهتر است)
۳- در مناطق پرباران استقرار نیابد.
۴- دارای خاک زیرین به ضخامت ۱۰ متر از جنس رس (یا مواد مشابه ) باشد.
۵- در جهت بادهای غالب قرار نداشته باشد.
۶- از گسل‌ها و شکستگی‌های زمین حداقل ۸۰ تا ۱۰۰ متر فاصله داشته باشد.
۷- دارای دوره سیل‌خیزی حداقل ۱۰۰ ساله باشد.
۸- دارای خاک سطحی تا حد امکان از جنس رس سیلتی و در مرحله بعد از جنس شنی سیلتی باشد.
۹- شیبی کمتر از ۴۰ درصد داشته باشد.
۱۰- دارای سنگ بستری تا حد امکان از جنس سنگ‌های آذرین باشد.
۱۱- از مراکز جمعیتی، هتل، رستوران، تأسیسات فرآوری خوراکی‌ها، مدارس و پارک‌های عمومی حداقل ۳۰۰ متر فاصله داشته باشد.
۱۲- از شبکه جاده‌های دسترسی حداقل ۸۰ و حداکثر یک کیلومتر فاصله داشته باشد. (کمتر بهتر است).
۱۳- از شهرها حداقل ۲ تا ۳ کیلومتر و حداکثر ۲۰ کیلومتر (در صورت وجود چند ایستگاه انتقال تا ۴۰ کیلومتر) فاصله داشته باشد.
۱۴- جاده‌های دائمی مسیر آن عرضی حداقل برابر ۶ تا ۷ متر داشته باشد.
۱۵- دارای کاربری‌های با ارزش‌تر نباشد (کشاورزی، جنگل، تالاب، مرتع).
۱۶- حداقل ۸ کیلومتر از فرودگاه فاصله داشته باشد.
۱۷- از مراکز تاریخی و باستانی (نواحی حساس و بحرانی) حداقل ۷۰۰ متر فاصله داشته باشد (بیش از ۳ کیلومتر بهتر است)
۱۸- قیمتی کمتر از ۵۰ درصد قیمت گران‌ترین محل اطراف داشته باشد.
۱۹- دارای عمری معادل حداقل ۲۰-۱۵ سال باشد.
البته همان‌گونه که اشاره شد، شرایط ذکر شده ثابت و غیر قابل تغییر نیست و بسته به شرایط هر محل و نیز خواص فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی، زباله تولیدی باید بازنگری گردد چرا که موارد مذکور بر اساس نیاز کشورهای دیگر طراحی شده‌اند و جهت به کارگیری در ایران نیاز به اصلاح و بررسی‌های کامل دارند.
۲-۱۴.نگاهی به وضعیت کنونی مکان‌های دفن در ایران
توجه به این نکته بسیار حائز اهمیت است که مبحث مکان‌یابی محل دفن بیش از اینکه یک مقوله مرتبط با مسایل محلی باشد، امری منطقی است. یعنی تصور این مطلب که هر شهر لزوماً باید دارای یک محل دفن مختص به خود باشد، تصوری نادرست است: چرا که در بسیاری از مواقع لازم است که با توجه به شرایط اقلیمی و به خصوص هزینه‌های بالای اجرای یک طرح دفن بهداشتی (شامل حمل و نقل، آماده سازی، راهبری و …)، چند شهر مجاور که دارای شرایط مشابه دیگر هستند. از یک مکان دفن مشترک استفاده نمایند. این موضوع بویژه در مناطقی نظیر استان‌های شمالی کشور (حاشیه دریای خزر) بسیار شایان توجه است. لیکن وجود نگرش محلی به مسأله فوق از سوی شهرداری‌ها باعث شده است که اکثر شهرداری‌های کشور به دنبال مکانی مستقل برای دفع زباله‌های خود باشند. از طرف دیگر، به علت نبود توان تخصصی و علمی لازم و یا عدم توجه کافی به تبعات سوء زیست محیطی و بهداشتی، مکان‌یابی محل دفن به درستی انجام نمی‌شود: بنابراین طبیعی است که در این‌گونه شهرها در انتظار ایجاد مخاطرات زیست محیطی و بهداشتی و یا تنش‌های اجتماعی باشیم. همانگونه که بسیاری از مکان‌های دفن (یا به عبارت صحیح‌تر مکان تخلیه) فعلی در شمال کشور (در شهرهایی نظیر بابل، آمل، ساری، رامسر و …) به علل متعددی نظیر مجاورت با رودخانه‌ها، مراکز جمعیتی و جاده‌ها و یا قرار گرفتن در معرض بادهای غالب، فاقد شرایط لازم و مناسب هستند: و در موارد دیگر عواملی نظیر فاصله زیاد تا جاده‌های دسترسی (محل دفن هر دوگنبدان) و بستر زمین‌شناسی نامناسب (برخی از مکان‌های دفن شهرهای استان یزد) باعث نامناسب بودن مکان‌های منتخب هستند. در هر حال، با توجه به کوشش‌های وزارت کشور در سال‌های اخیر در زمینه دفن بهداشتی و اختصاص اعتبارات ویژه به این امر، امید می‌رود که به تدریج شاهد ارتقای کیفی دفن مواد زاید جامد در سطح کشور باشیم. در این خصوص از جمله اقدامات مناسبی که تاکنون انجام شده است می‌توان به منطقه‌ای کردن مکان‌های دفن در استان گلستان اشاره نمود.
۳-۱.توپوگرافی
شهر جعفرآباد مغان علیرغم دیگر نقاط مختلف استان مسطح و هموار میباشد که از ضلع شرقی و غربی به ارتفاعات خرسلو و با تپه ماهورهای کم و بیش مرتفعی تا محدوده شهر جعفرآباد مغان که تا کناره رودخانه ارس بصورت کاملاً صاف و مسطح ادامه مییابد. بخش شمالی شهر که به کانال آبیاری منتهی و از آنجا تا کنارههای ارس زمینهای صاف و مسطح که به میزان ۰۰۰/۳۰۰ هکتار را شامل می شود.
رودخانه مهمی از داخل شهر جعفرآباد عبور ننموده و تنها یک مسیل خشک از ناحیه شرقی به غربی امتداد دارد که بر اثر بارندگی و جریان سیلابها جریان آب در آن مشاهده میشود ولی کانال زهکشی شبکه آبیاری از دو جهت شرقی و غربی جریان دارد.
با توجه به تاسیس شهرداری در سال ۱۳۷۴ و ارائه طرح هادی شهری در همان سال و اجرای الگوهای پیشبینی شده در طرح مذکور توسط شهرداری این شهر از چهره روستایی خود کاسته و گامی مهم جهت شکوفایی و شهرنشینی آغاز نموده و هم اکنون با گذشت یکدهه از تاسیس آن این شهر به سوی عمران و آبادانی قدم نهاده مع الوصف موقعیت مکانی شهر بنحوی است که به سر شاهراه اصلی پارسآباد مغان به شهرستان بیلهسوار و گرمی و اردبیل واقع شده و سیر این شاهراه از قلب این شهر میگذرد و دسترسی اهالی را به مرکز جمعیتی و اقتصادی منطقه تسریع میکند که فاصله آن تا پارسآباد مغان بر سر همین راه اصلی ۳۰ کیلومتر و بیلهسوار ۲۴ کیلومتر و گرمی ۴۵ کیلومتر میباشد.
۳-۲. زمین شناسی
منطقه مغان که محدودهی آن از اطراف شهر بیلهسوار تا نزدیکیهای شهر پارسآباد به استناد نقشه زمینشناسی پیوستی مورد بحث میشود و از نظر زمینشناسی متعلق به تشکیلات دوران سوم و چهارم زمینشناسی است. آثار باقیمانده دوران سوم شامل:
الف: تشکیلات دریای خزر مربوط به دره میوسن در جنوب منطقه
ب: تشکیلات رخسارههای کنگلومرائی مربوطه به دوره پلیوسن در شرق و غرب منطقه
ج: تشکیلات دورههای میوسن و پلیوسن که قسمت اعظم منطقه را شامل میشود و آثار باقیمانده دوران چهارم زمینشناسی که شامل دشتهای رسوبی و تراسهای آبرفتی است. شامل تشکیلات دشتهای آبرفتی ساحلی و بادبزنی در شمال منطقه و تشکیلات دشتهای آبرفتی و پادگانههای آبرفتی قدیمی در جنوب است.
ناحیه مغان در شمال غرب ایران و در واحد زمین ساختی البرز- آذربایجان قرار دارد که بدلیل پشت سر گذاشتن رویدادهای متعدد زمین ساختی، تشکسلات زمینشناسی آن از تنوع زیادی برخوردار میباشد. در واحد زمینشناسی البرز- آذربایجان حدود شمالی و جنوبی البرز با گسل البرز و گسل سمنان مشخص شده است. ولی حد شرقی آن هنوز بطور قطعی معلوم نیست. در بخش غربی این واحد یعنی آذربایجان گسل تبریز و ارومیه به عنوان حد غربی تعیین شده است و مرز بین آذربایجان و ایران مرکزی چندان مشخص نیست. از نظر حرکات تکتونیکی واحد البرز- آذربایجان شبیه ایران مرکزی بوده ولی تفاوتهایی با آن دارد. تفاوت در عدم چند دگر شیبیدار این واحد میباشد. در البرز و آذربایجان طبقات کیمیری پیشین و پسین دیده نمیشود. همچنین گرانیتهایی که در ایران مرکزی به دنبال حرکات کیمیری پسین به وجود آمده در البرز- آذربایجان تاکنون مشاهده نشده است. تفاوت دیگر عدم وجود آمیزه رنگین در این واحد است که بر عکس آن در چندین نقطه از ایران مرکزی وجود دارد. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که این واحد نسبت به ایران مرکزی تحرک کمتری داشته است.
حوضه رسوبی دشت مغان، در شمال باختری ایران باقیمانده حوضه بزرگ رسوبی اقیانوس تتیس میباشد. در آخرین مرحله گسترش خود در کناره شمالی یک حوضه بزرگ رسوبی بین قارهای را در اواخر سنوزوئیک تشکیل داده است. این حوضه رسوبی توسط لسکارف به نام پارتتیس نامیده شده است. عامل به وجود آورنده پارتتیس را جنبشهای کوهزایی کمربند آلپ دانستهاند. گسترش حوضه پارتتیس در سطح پهناوری صورت گرفته است. پیدایش و گسترش این حوضه را پژوهندگان شوروی سابق به آغاز الیگوسن نسبت دادهاند. پیدایش و گسترش این حوضه همراه با ویژگیهای رسوبی خاص و کاهش فراوان فسیلهای جانوری مشخص میگردد. این حوضه در دورههای بعدی به دو بخش خاوری و باختری تقسیم شده و باقیمانده بخش خاوری آن امروزه دریای خزر را در شمال ایران به وجود آورده است.
محدوده مربوط بخش جنوبی فرو رفتگی است که بنام کورا – ارس نامیده میشود و بین بلندیهای طالش در شرق قفقاز در شمال (واقع در جمهوری آذربایجان) و قره داغ در جنوب قرار دارد.
از الیگوسن تا میوسن بالایی مقادیر قابل توجهی از رسوبات آواری در این حوضه انباشته شده است و از ائوسن تا اواخر میوسن رخداد زمین ساختی در خور ملاحظهای در این حوضه اتفاق نیفتاده است و رسوبات یاد شده بطوری عادی بر روی هم انباشته گردیدهاند. اثرات حرکات اپیرونیکی به صورت تشکیل کنگلومرای قاعده سازنده زیوه و در این منطفه دیده میشود. تمامی این رسوبات در اثر یک فاز تکتونیکی بزرگ که در پیلوسن به وقوع میپیوندد، پین خوردهاند. این فاز تکتونیکی در واقع مربوط به فاز پایانی جنبشهای کوهزایی آلپی است. تمام رسوبات انباشته شده در این حوضه رسوبی پین خورده و از آب خارج میگردد. در اثر این حرکت کوه زایی دگر شیبی زاویهدار مهمی در

این نوشته در No category ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید